تبلیغات
دلنوشته های یك پدر - مراحل رشد: رشد شخصیتی

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

طبقه بندی

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


تاریخ:دوشنبه 12 خرداد 1393-08:57 ق.ظ

مراحل رشد: رشد شخصیتی

و همه چیز او را ستایش می کند ....

خوب از مراحل رشد اصلیهاش رو نوشتم یکی دو مورد مونده که در این پست و پست بعد انشاءالله مینویسم. یکی از این ابعاد رشد شخصیتیه. البته من خودم هم خیلی نفهمیدم منظور از این رشد شخصیتی چیه!! چون تعاریف مختلفی برای این بعد از رشد گفته شده من برخیش رو مینویسم البته به نقل از منابع دیگه که لزوما قبولشون ندارم. فقط مینویسم که بدونید چه چیزهایی رو میگن رشد شخصیتی و چقدر تفاوت هست در این رابطه!
شخصیت کودک شما از سه جزء اصلی تشکیل شده است در واقع مخلوطی از این سه جز به مقادیر مختلف است. تهییج‌پذیری که عبارت است از گرایش به اینکه به راحتی و شدیدا ناراحت و درمانده شود. کودکان هیجانی زیاد گریه می‌کنند و آرام کردن آنها بسیار مشکل است. فعالیت یعنی مقدار انرژی که صرف فعالیت‌های مختلف و بی‌قراری می‌شود، کودکان فعال بی‌قرارند و زیاد نمی‌خوابند و تحرک و سرعت بیشتری حتی در صحبت کردن نشان می‌دهند. اجتماعی بودن به معنای طلب برخورداری خاصی از ثمرات تماس اجتماعی است.  
یک دیگه اینه:
روان شناسان امروزه از " کودک توانا " سخن می گویند، چون آنها توانایی های بسیاری را که کودکان با آن به دنیا می آیند، تشخیص داده اند. دانشمندان در دوره های مختلف جنبه های گوناگونی از شخصیت کودک را بررسی کرده اند. در سالهای اخیر،" مهارتهای شناختی کودکان " موضوع تحقیقات زیادی بوده است. در نتیجه اکنون در مورد فهم و ادراک کودک در مقایسه با 24 سال پیش به اطلاعات بیشتری دست یافته ایم...  در این تعریف بسیاری از مراحلی که ما در رشد حرکتی، ذهنی، مهارتی و اجتماعی گفتیم رو به عنوان ابعاد مختلف رشد شخصیت محسوب می‎کنند.
در یک متن دیگه اینجوری اومده:

  "رشد شخصیت فرد از کودکی آغاز می شود و به تدریج در قالب مجموعه ای از واکنش های رفتاری ویژه ی کودک، شکل گرفته و ظاهر می گردد. هر چند از سن کودک بگذرد واکنش های او اختصاصی تر می شوند.در واقع شخصیت هر فرد دارای یک سازمان پویا و پایدار است که حاکم بر رفتار و کردار وی می باشد. برخی از این سازمان ها دارای وحدت عمل هستند و برخی دیگر به تفاوت انسجام و وحدت عمل کمتر و بیشتری دارند. در شکل گیری شخصیت، دو عامل اساسی وراثت و محیط و تأثیر متقابل آنها نقش مهمی دارند."

در منابع و متنهای مختلف چیزای دیگه ای هم هست که میتونید مراجعه کنید و ببینید که البته توصیه نمیکنم چون غیر از تشویش ذهن به آدم اضافه نمیکنه. یعنی کلا من اینجوری فکر میکنم توی یک زمینه که متخصصا هم به نتیجه نمیرسن آدم نباید خودش رو درگیر مباحث تئوریک کنه. بنابر این من یک تعریف کلی رو که به نظرم میتونه یه جمع‎بندی بین اینها باشه رو میگم. شما هم میتونید تعریف خودتون رو از شخصیت داشته باشید.
شخصیت برآیندی از ویژگیهای ظاهری، ذهنی، روانی و روحی افراده که به صورت یکپارچه برداشت جامعه از اون فرد رو تشکیل میده. یک شخصیت هم داریم که برداشت شخص از خودشه در بچه این دوتا خیلی بهم نزدیکه چون بچه ها خیلی بلد نیستن اونی رو که هستن پنهان کنند و یک چیز دیگه به دیگران نشون بدن البته (شاید متأسفانه) از سه سالگی به بعد کم کم این بازیها در کودک هم شروع میشه! 
حالا اگر این تعریف رو بپذیریم میتوننیم بگیم رشد شخصیتی حاصله همه ابعاد رشده. یعنی حتی رشد جسمی هم در شخصیت افراد مؤثره. برای درک بهتر این موضوع یک بچه سالم و رشید رو با یک بچه‎ای که خدای نکرده مشکلات حرکتی داره مقایسه کنید. طبیعتا ویژگیهای شخصیتی این دو از وضعیت جسمیشون تأثیر میگره. البته ممکنه اون که مشکل داره شخصیت بسیار قدرتمندتر و بهتری داشته باشه تا اونی که سالمه. بدیهیه که رشد ذهنی، اجتماعی، شناختی و مهارتی هم بسیار در این موضوع مؤثره. 
اما نکته مهم اینه که رشد شخصیت فقط حاصل برآیند سایر ابعاد رشد هم نیست یعنی ممکنه دو کودک از نظر جسمی، مهارتی، ذهنی و درکی رشد نسبتا یکسانی داشته باشند اما شخصیتهای کاملا متفاوتی داشته باشند. یادمه بچه که بودیم یه جفت دوقولوی همسان توی کوچه ما بودند که از نظر قد و قواره و جسمی کاملا شبیه هم بودند، از نظر ذهنی و حرکتی هم خیلی شبیه بودند. هر دو توی یک کلاس و معدلها در حد دهم نمره مثل هم و طبیعتا خانواده و محیطهای دوتاشون هم کاملا یکی بود چون به ندرت میشد اینها رو جدا از هم دید. اما شخصیتهای اینها کاملا با هم همتفاوت بود. یکی عصبی و زودجوش و تقریبا بدخلق و یکی آرام و صبور و خوش برخورد. جالبه که خیلیها اینها رو نمیتونستند از قیافه شون تشخیص بدن و از اخلاقشون میشناختن. معرف بود که میگفتن خوش اخلاقه یا بداخلاقه! خوب همین یک مثال میتونه نشون بده که شخصیت چیزی فراتر از سایر ابعاده هرچند کاملا به اونها هم مربوطه.
بنا بر این میشه اینطور گفت شخصیت برآیند همه چیز درکودکه یعنی ویژگیهای وراثتی و ظرفیتهای ذاتی و خدادادی، محیط رشد، تعاملات اجتماعی و رشد در همه ابعاد. شاید بشه گفت رشد شخصیتی همون تربیت بچه است یعنی خیلی نزدیکی بین بچه با تربیت و با شخصیت هست. در مورد تربیت هم خیلی حرفهای مختلفی زدن که پرداختن بهشون یه مجال مناسب میطلبه.
فعلا برای اینکه این پست هم از جدول خالی نباشه یک جدول خیلی ساده که برآیند برخی مراحلی است که گفتند رو میارم. البته این رو حتی به اندازه قبلیها هم نمیتونیم روش حساب کنیم. اما دونستن تغییراتی که به صورت تجربی بهش رسیدن بد نیست چرا که میتونه تحمل ما رو نسبت به برخی رفتارهای به ظاهر اعصاب خورد کن بچه ها زیاد کنه و به ما بفهمونه که این رفتارها طبیعی و بخشی از فرایند رشد اونهاست که خیلی هم نباید جلوش رو گرفت.

 سنمرحله رشد فعالیت کمکی 
از بدو تولد تا 36 هفتگی عاشق همراهی، در آغوش گرفتن، اسباب بازی و آدمها و یا برعکس لبخند زدن به کودک - داشتن آهنگ صدایی محبت آمیز و تسکین دهنده - تماس
بدنی با وی 
از 9 تا 18 ماهگی پیدا کردن شخصیت متمایز مثل جدی بودن، حساس بودن، لجاجت و ... - نشان دادن تمایل به خشنود کردن شما انعطاف پذیر باشید و از زور استفاده نکنید، او را همانگونه که هست بپذیرید 
از 18 ماهگی تا 2 سالگیعلاقه به کمک به دیگران یا برعکس - زود اشکش جاری شود یا انتقاد پذیر باشد تصمیمات او را بپذیرید اوقات خاصی را به او اختصاص دهید و با او باشید او را به سخاوتمندی تشویق کنید اگر فقط یک فرزند دارید هرچه را می خواهد به او ندهید
 از 2 تا 3 سالگیشخصیت کودک بروز کامل می‎یابد – همه کارهای او حکم
 آزمون را دارد – موفقیت برای رشد او در همه ابعاد ضروری است
به او کمک کنید موفق شود. به او کمک کنید به دنبال مسائل و چالشهای جدید
 باشد – به او اطمینان دهید و ترس را از او دور کنید.

اما نکاتی در مورد این بعد از رشد هست که البته هر چقدر جدولش کوتاهه نکاتش زیاده که من چند مورد رو خدمتتون مینویسم.
1- شخصیت بچه بازتاب رفتار والدین و اطرافیانه پس اگر میخواهید شخصیت بچه درست شکل بگیره و خوب رشد کنه خودتون رو درست کنید و به ارتباطات کودک با دیگران نظارت داشته باشید و بچه رو از سر خودتون باز نکنید. به زور هم که شده پیش بچه ها خوب باشید. بالاخره همه ما اشکالات و بدیهایی داریم اما میشه اینا رو پیش بچه ها پنهان کرد که البته این کار میتونه به بهتر شدن خودمون هم منجر بشه. در مورد نقش تربیت بچه روی پدر و مادر هم یادم باشه یک پست بنویسم. (البته اگه خدا بخواد)
2- به خاطر هیچ رفتاری از قبیل ترس، اضطراب، بی‎قراری و غیره تو سر بچه نزنید و او رو تحقیر و تنبیه نکنید. تغییر شخصیت به هیچ وجه در چند دقیقه، چند ساعت و چند روز اتفاق نمیافته مطمئن باشید. برای اصلاح این ناهنجاری‎ها باید صبر داشته باشید و با حوصله و روی خوش سعی در از بین بردن زمینه‎های اونها داشته باشید.
3- تا اونجا که ممکنه روی خود ناهنجاری یا رفتارهای غلط بچه زوم نکنید و بهش تذکر مستقیم ندید. اینا مثل برآمدگی‎های فرش میمونن پا رو که روشون میذاری ممکنه درست بشن اما از یه جای دیگه میزنن بیرون. راه درست کردنشون اینه که بری گوشه فرش رو بکشی تا صاف بشن. رفتارهای نامطلوب بچه ها هم همینطوره مثلا اگر روی پرخاشگری به صورت مستقیم تمرکز کنید و بچه رو دعوا کنید ممکنه به صورت ترس و عدم اعتماد به نفس خودش رو نشون بده باید از کمی دورتر یعنی گوشه فرش زمینه‎های این پرخاشگری رو از بین برد.
4- تا اونجا که ممکنه وقتی یه رفتار بد می‎بینید تذکر ندید وقتی بچه خوبه به صورت کلی در مورد رفتارهای بد و خوب اون هم در مورد افراد دیگه البته نه شخص خاصی صحبت کنید. مثلا اگر بچه داد میزنه وقتی داد زد بهش چیزی نگید وقتی حالش خوبه و کلی تعریف میکنید و احتمالا یه چیزی هم براش خریدید بهش بگید ببین ایجوری چقدر خوبه اما همه که اینجوری نیستن بعضیا داد میزنن و بد اخلاقن هیچ کس هم دوستشون نداره. اینجوری بچه با شما همراه میشه و قبول میکنه و مطمئن باشید این در یادش میمونه مخصوصا اگر تکرار بشه.
5- در بچه‎های کوچک زیر سه سال مخصوصا بین یک تا سه سال ممکنه بچه‎ها لجباز بشن و بهانه بگیرن. در این شرایط هیچ نصیحت، دعوا و حتی قربون صدقه رفتن هم نتیجه نمیده. در این موارد حواس بچه رو از موضوعی که داره بهانه اش رو میگیره به یک موضوع جالب پرت کنید. این بچه دومی ما خیلی به نگاه کردن از پنجره علاقه داره هر وقت بهانه میگیره و به یه چیزی گیر میده میبریمش جلوی پنجره و یک چند دقیقه ای حیاط و خیابون و اینها رو نشونش میدیم معمولا بعد چند دقیقه موضوع اول از یادش میره و وقتی میاریمش کنار درست میشه. اولی به حیوانات علاقه داشت با یه کتاب حیوانات، مستند حیوانات یا چیزی مربوط به حیوانات مشغولش میکردیم تا یادش بره.
6- بچه ها استاد پیدا کردن نقطه ضعف پدر و مادر هستن و اگه بفهمن شما ب یه چیزی مثلا گریه کردن، داد زدن، قهر کردن یا هر چیز دیگه‎ای حساسید و کنترلتون رو از دست میدید دقیقا روی همون زوم میکنن. لذا تا اونجا که ممکنه سعی کنید کنترل خودتون رو از دست ندید و ضعف نشون ندید.
7- تناقض بدترین چیز در رشد شخصیت کودکه تناقض در گفتار و رفتار شما، تناقض در گفتار شما در زمانهای مختلف یا تناقض در گفتار یا رفتار پدر با مادر فرصت برای لایی کشیدن و استدلالات الکی رو برای بچه ایجاد میکنه. یادمه یکبار پسرم در حدود سه سالگی از اینکه من میگفتم ببخشید و مامانش میگفت معذرت میخوام استفاده کرده بود یه قانون گذاشته بود و گیر داده بود به مامانش که تو یه چیزی میگی بابا یه چیز دیگه و من به همین دلیل نمیگم معذرت میخوام شروع کرده بود گریه و زاری که آخرش زنگ زدن به من سر کار تا بهش بگم که این دو تا یکیه چون مامانشم که گفته بود قبول نمیکرد! حالا خودتون ببینید تناقض توی چیزای مهمتر چه داستانی درست میکنه! بنا بر این متناقض صحبت و رفتار نکنید و این نمیشه مگر اینکه راست بگید چون دروغ به هر دلیلی حتی مصلحتی تناقض رو به دنبال میاره. با هم هماهنگ باشید و اختلافاتتون رو پیش بچه کنار بذارید. این خصوصا تا 6 - 7 سالگی بچه ها خیلی مهمه.
8- نذارید شخصیت بچه‎هاتون با چند تا دستخط نوشته بشه. اینایی که بچه رو از سر باز میکنن و هر روز میفرستنش پیش یکی و حتی بعضا میشه بچه دو سه ساله رو چند روز میذارن پیش آشنا یا فامیل بدونن که آدما هرچند خوب اما سبک تربیتیشون با هم فرق میکنه اگه بچه‎تون اونطوری که میخواستید نشد شاکی نشید چون حاصل تربیت افراد مختلفیه! حتی پدر بزرگا و مادر بزرگا اگر هماهنگ نباشن ممکنه در تربیت بچه مشکلاتی ایجاد کنند خصوصا اونایی که خیلی دلسوزی میکنن و قربون صدقه بچه میرن و هرچی میخواد در اختیارش میذارن. و خدا نکنه اون روز بیاد که بچه از پدر و مادرش به یکی دیگه پناه ببره و از خونه فراری باشه!
9- بچه زیر 7 سال نمیتونه در مقابل خواسته‎های خودش خیلی مقاومت کنه. بهش هم زور نگید که این کار رو بکن اینو نکن. اون کارایی که نباید بکنه باید زمینه اش رو جمع کرد. نمیتونید چیپس نشونش بدید یا توی کمد باشه ولی بگید نخور. نمیشه بفهمه مثلا الآن کارتون داره بعد بگین نبین. همون قدر که جلوگیری از خواسته‎های بچه سخته فیلتر کردن و هدایت خواسته‎هاش راحته. خواهشا تریپ روشن‎فکری هم برندارید که نه بچه باید آزاد باشه هرچیزی رو تجربه کنه بعد به اراده خودش انتخاب کنه این چیزا به فرض محال درست هم که باشه مال بچه 3- 4 ساله نیست. الآن پسر ما بعد 6 سال نه میدونه برنامه عمو پورنگ کیا پخش میشه، نه میدونه فیتیله چیه نه هیچ کدوم از برنامه‎های دیگه تلویزیون. هیچ مشکلی هم نداریم. روزی یک ساعت یک برنامه خاص شبکه آموزش رو میبینه هیچ بهانه هم نمیگیره! ماها وقتایی که حوصله نداریم هرچیز جذابی رو میذاریم جلوی بچه وقتایی که دغدغه تربیت میگیردمون میخوایم جلوش رو بگیریم. 
10- در مورد شخصیت بچه خیلی سخت نگیرید شخصیتهای بسیار متفاوتی میتونه شخصیت خوب باشه. لزوما نمیشه گفت مثلا بچه درونگرا خوبه یا برونگرا، بچه ساکت خوبه یا شلوغ، بچه کنجکاو (بعضیا میگن فضول) خوبه یا بچه سر به راه و خیلی ویژگیهای شخصیتی دیگه. اما شما تا اونجایی که ممکنه نقش متعادل کننده رو داشته باشید اونم نه به زور و با تحقیر و مقایسه و سرزنش. مثلا اگر بچه زیادی محتاطه یه خورده شجاعت رو درش تقویت کنید و در موقعیتهای چالش برانگیز قرارش بدید اگر خیلی نترسه و کارای خطرناک انجام میده کمی بترسونیدش و خلاصه ویژگیهاش رو رصد کنید و با رفتارهای خودتون متعادلش کنید. خلاصه اش اینه که با بچه نجنگید. شخصیتش رو همونطور که هست بپذیرید و برای اصلاح در بلند مدت با کار روی خودتون تلاش کنید نه فشار روی بچه.

خوب اگر همینطور بخوام ادامه بدم میترسم به نکته 40 و 50 برسیم اینه که همینجا ختمش میکنم و انشاءالله اگر فرصتی شد و مطالبی در مورد مسائل تربیتی و پرورشی بچه‎ها نوشتم اونجا بیشتر این موضوعات رو شرح خواهم داد.

از همراهیتون ممنون
موفق باشید



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مراحل رشد 

How do you stretch your Achilles?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 01:58 ب.ظ
you're in point of fact a excellent webmaster.
The web site loading pace is incredible. It sort of feels that you are doing any distinctive trick.
Also, The contents are masterpiece. you have performed a
magnificent activity on this matter!
Can you increase your height by stretching?
دوشنبه 30 مرداد 1396 08:49 ق.ظ
Hi there, its pleasant piece of writing on the topic of
media print, we all be aware of media is a wonderful source
of information.
doribarefield.weebly.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 08:38 ق.ظ
At this time I am going to do my breakfast, afterward having my breakfast coming
over again to read other news.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 06:31 ق.ظ
Today, I went to the beach with my children. I found a sea shell and gave it to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She put
the shell to her ear and screamed. There was a hermit crab
inside and it pinched her ear. She never wants to go back!
LoL I know this is totally off topic but I had to tell someone!
مرضیه کرباسچی
چهارشنبه 28 خرداد 1393 11:03 ق.ظ
سلام
ممنون
میشه به خانمتون بگید یه وبلاگ بزنن و روشهایی رو که برای برخورد با بچه استفاده می کنه رو بنویسن
به نظرم وبلاگ ایشون برای من کاربردی تره
مخصوصا میخوام در مورد اینکه چطور رفتار دیگران رو با بچه مدیریت میکنن بدونم
مجید شفیعی
چهارشنبه 28 خرداد 1393 09:37 ق.ظ
سلام

و ممنون

درمورد اون فرش و تا خوردگیش و مثالی كه زدی كاش یه مثال هم درمورد یكی از رفتارهای خود بچه میزدی

یعنی بزن

:)

منتظرم
جواد
دوشنبه 12 خرداد 1393 02:36 ب.ظ
احسن
عالی بود. استفاده کردیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر