تبلیغات
دلنوشته های یك پدر - جمع‎بندی مطالب هوش و ذهن و حافظه

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

طبقه بندی

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


تاریخ:چهارشنبه 21 آبان 1393-11:18 ق.ظ

جمع‎بندی مطالب هوش و ذهن و حافظه

بسم الله الرحمن الرحیم

دوستان سلام

 

بعد از یک دوره رکود و غیبت دوباره برگشتم. این دهمین پست در مورد هوش و ذهن و حافظه و خلاصه اون اتفاقاتی است که در مغز کودک میگذره. در این دهمین پست میخوام این موضوع رو جمع‎بندی کنم و امیدوارم این جمع‎بندی  ونکاتی که خواهم نوشت مفید باشه.

 اما در پستهای قبل در مرود هوش حافظه و توانمندیهای ذهنی و اینکه ماهیتشون چیست و چگونه رشد میکنند و چگونه میشه رشدشون داد چیزهایی نوشتم. شاید از ترکیب و کنار هم گذاشتن این مطالب و البته خلاصه کردن مواردی که در اونها گفته بودم بشه نکات زیر رو بیان کرد.

 - هوش هرچند قابل رشد و تربیت است اما به مسائل وراثتی نیز بستگی دارد و بخش مهمی از آن ژنتیکی است. به عبارتی بخشی از هوش یا توان ذهنی جزء ویژگیهای ذاتی بچه است و لذا شناخت این ظرفیت و توان و هوش در فهم مسیر رشد کودک بسیار مهم است. روش فهم این توان نیز دقت در همان حرکات و رفتارها و عکس العملهای بچه در ماهها و سالهای اول زندگی است. البته این به معنی رشد و تربیت ناپذیری هوش و استعداد نیست. هوش و توان ذهنی خصوصا در دوران کودکی قابل رشد و پرورش و تربیت است و دوران کودکی دوران طلایی تمرینات و برنامه‎هایی است که منجر به رشد ذهنی فرد می‎شود.

 - هوش در میزان فهم و آینده بچه مؤثر است و این نیست که بگوییم موفقیت صرفا عامل تلاش و پشت کار است اما اینکه فقط هوش عامل موفقیت است این کاملا نادرست است. به عبارتی افرادی که توان و قدرت ذهنی بیشتر و هوش بالاتری دارند زمینه‎های موفقیت برای آنها بیشتر فراهم است اما این به ان معنی نیست که راه برای موفقیت افراد ضعیف‎تر بسته است. آنها نیز با تلاش و پشتکار بیشتر می‎توانند حتی از افراد باهوش موفق‎تر شوند. تجربه و حس من اینطور میگوید که لااقل در کشور ما افراد با هوش و استعداد متوسط از نظر شاخصهای معمول موفقیت، موفق‎تر از افراد تیزهوش هستند (البته به طور متوسط) حالا این به دلیل عدم توانایی افراد باهوش در استفاده از این توان است یا به عوامل خارجی مثل نظام آموزش و پرورش یا سایر نظامات اجتماعی ما بر می‎گردد موضوعی است که باید صاحبنظران در مورد ان نظر دهند. آنچه مهم است این است که هوش بدون تلاش و پشت‎کار عامل موفقیت نیست و والدین توجه کنند کودکشان در هر سطحی از هوش و استعداد هست باید تلاش و پشتکار را در او تقویت کنند. و البته این به معنی فشار زیاد آوردن و خسته کردن بچه نیست.

 - ویژگیهای ذهنها و تواناییهای آنها متفاوت است و این تفاوتها باید در روشها آموزشی و پرورش ذهن بچهها مورد توجه قرار بگیرد. به عبارتی نمیتوان نسخه واحدی برای همه بچهها نوشت هرچند فعالیتها و کارهایی وجود دارد که برای تقویت همه یا اغلب ذهنها مفید و مناسب است. پس با توجه به اینکه ظرفیت‏‎ها متفاوت است، برای هر ذهنی باید متناسب با ظرفیت آن فعالیت و کار تعریف کرد. کار اضافه بر ظرفیت موجب خستگی و دلزدگی کودکان میشود. ضمنا نوع استعداد در کودکان نیز متنوع است یکی مهارتهای حرکتی ویژه‎ای دارد یکی مهارت کلامی خاصی دارد و یکی مهارت هنری. اینها را باید شناخت و در مسیر درست هدایت کرد. البته شاید در سه سال اول همان تمرینات عمومی که بیشتر مبتنی بر تمرینات حرکتی، تعادلی، شناختی و کلامی است برای همه بچه‎ها مفید و قابل استفاده است و از این سن به بعد است که تفاوتها کم و بیش مشخص می‎شود و می‎توان تمرینات خاصی را برای بچه‎ها درنظر گرفت.

 - علاوه بر شناخت استعدادها و توانمندیهای بچه‎ها باید ضعفهایشان را هم شناخت. در بسیاری موارد همین ضعفها باعث عدم رشد توانمندیها و استعدادها می‎شود. به عنوان مثال کم رویی، عدم توانایی تمرکز، بی‎نظمی و حتی ضعفهای جسمی می‎تواند باعث عدم توانایی بچه در استفاده از استعدادها و قابلیتهای ذهنیش شود.

 - تقویت ذهن لزوما از طریق آموزش و درس  وکلاس نیست بسیاری فعالیتهای جسمی و حرکتی در تقویت ذهن و تواناییهای ذهنی و پرورش هوش مؤثرند. این موضوع خصوصا در سنین پایین بسیار اهمیت دارد. تا آنجا که میتوان رشد حرکتی و مهارتهای دستی را نشانهای از هوش در بچههای کوچک دانست. بنابر این توصیه جدی به والدین این است که قبل از سنین دبستان بچه را با کلاس و دوره‎های آموزشی مختلف خسته نکنند. یادگیری ها خصوصا در سنین قبل از دبستان باید بیشتر مبتنی بر تجربه یا به صورت شناختی باشد. روشهای آموزشی کلاسیک در این سنین خیلی مناسب نیست.

 - نباید جلوی یادگیری بچه در سنین پایین را گرفت یعنی اگر بچه به صورت طبیعی و در محیط زندگی چیزهایی را یاد میگیرد نه تنها نباید مانع آن شد بلکه باید مورد تشویق قرار گیرد. اما مجبور کردن کودکان به یادگرفتن مطالب و مهارتها قبل از موعد آن نه تنها مفید نیست بلکه میتواند به ذهن و روحیه و انگیزه کودک لطمه بزند. مثلا اگر کودکی به صورت طبیعی علاقه خاصی به خواندن و نوشتن نشان میدهد و به صورت طبیعی چیزهایی را یاد می‌گیرد و می‌خواند و می‌نویسد باید او را تشویق کرد و بسترهای یادگیری (نه کلاس فرستادن) را برای او فراهم کرد. اما اصرار بر یادگیری خواندن و نوشتن قبل از سن مدرسه اصلا مناسب نیست و یادگیرفتن الفبا و کلمات نیز لزوما نشان دهنده هوش سرشار کودک نیست.

 

- حافظه یکی از مهمترین قابلیتهای ذهنی است و نیازمند توجه، رشد و تقویت است. تقویت حافظه و حفظ کردن بسیار خوب است اما منحصر کردن یادگیری به حفظیات و حفظ کردن مطالب بدون فهم و درک آنها اصلا خوب نیست. متأسفانه آنچه در تبلیغات و مؤسسات آموزشی کودکان به چشم می‎خورد استفاده از تکنیکهایی برای حفظ کردن بچه‎هاست. در حقیقت می‎توان گفت اغلب این مؤسسات بیشتر به دنبال راضی کردن والدین (برای پرداخت هزینه) هستند تا رشد ذهنی، خلاقیت و حافظه کودکان. چرا که شرطی کردن بچه هرچند ممکن است خروجیهای کوتاه مدتی داشته باشد و حتی ممکن است موجب تقویت حافظه نیز بشود. اما معمولا باعث ضعیف شدن خلاقیت و قالب گرفتن ذهن کودکان و مهمتر از آن عدم تلاش کودک برای فهم مفاهیم موجود در مطالبی که حفظ میکند خواهد شد.

 - روشهای معمول اغلب بچه‎ها را وابسته به آموزش می‎کنند تا جایی که بچه به موجودی تبدیل خواهد شد وابسته که باورش این است که بدون معلم و کلاس و کتاب و جزوات کمک آموزشی قادر به یاد گرفتن هیچ مطلب و مفهومی نیست. این اتفاقی است که متأسفانه دامنگیر اغلب کودکان و نوجوانان ما شده است! والدین سعی کنند به جای یاد دادن به بچهها بسترهای یادگرفتن، آزمون و خطا کردن و شاخت را برای آنها فراهم کنند.

 - مهمتر از یادگیری، یادگرفتن عمل به چیزهایی است که کودک یاد گرفته است. بچه باید بفهمد که عمل کردن به آنچه میداند مهم است نه صرفا بلد بودن آن. این هم در تربیت بچه مؤثر است هم یادگیری او را سرعت و عمق خواهد بخشید. چون بچه هم میفهمد چه چیزهایی در عمل به درد او میخورد هم در عمل کردن به آنچه یادگرفته چیزهای جدیدی یاد میگیرد. ضمن اینکه سنت خدا هم بر این است که کسی که به دانستههایش عمل کند نادانستههایش را به او یاد بدهد. این کار هم از بچگی باید اتفاق بیفتد وقتی که حجم دانستهها اینقدر زیاد نیست که نشود به آنها عمل کرد. ما کودک را پر میکنیم از دانش (معمولا بی‎مصرف) که فرضا اگر به کار هم بیاید حالا بعد از 20 سال که فرد می‌خواهد به این همه دانشی به کار نرفته عمل کند با مشکل مواجه می‎شود و شاید اصلا نشدنی باشد. این مسأله اینقدر جدی است که مثلا در کار ما، فارغ التحصیلان دانشگاه (حتی بهترین دانشگاه‎ها) را به عنوان افرادی که چیزی بلد نیستند می‎بینند و ورود آنها به کار تازه اول فرایند آموزش آنهاست. البته کسانی که خودشان مستقل از نظام آموزشی فعالیتهایی انجام داده‎اند استثنا هستند.

 - IQ، گیرایی و توان ذهنی در فهم و درک مؤثر است اما همه درک و فهم به اینها وابسته نیست و معرفت و حکمت مستقل از اینها است. آنچه شاید بتوان آن را عمق فهم یا بصیرت نامید هرچند متأثر از توان ذهنی افراد نیز هست اما عوامل مهمتر و جدی‎تری در آن مؤثر است. چه بسیار افراد باهوش و حتی دانش‎مند که به اصطلاح ما کوتاه‎فکرند. فهم عمیق و معرفت پیدا کردن به حقیقت نیازمند پایه‎هایی غیر از هوش و حافظه است. در یک جمله باید بستری آماده و جایگاهی آرام برای علم و معرفت در وجود کودک درست کرد که متأسفانه خیلی از رفتارها و حتی کارهای آموزشی ما به این زمینه و بستر صدمه می‎زند!

 خوب فکر کنم دیگه ده تا پست برای هوش و ذهن و حافظه کافی  باشه. امیدوارم از پست بعد بتونم در باره موارد دیگه چیزهایی مفید بنویسم.

 ضمنا از دوستانی هم نظر دادند تشکر میکنم

موفق باشید




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


مامان الینا
سه شنبه 27 آبان 1393 08:09 ب.ظ
من دختر 5 سالهای دارم که خیلی کتاب دوست دارد ویک بار که من براش میخوانم دوباره خودش از ذهنیات خودش میخواند وخیلی اوقات که چیزی را بلد نیست از خودش میسازد خیلی اوقات قصه ها خیلی فکرش درگیر میکند وخیلی سوال میکند و دائم در حال چرا گفتن مثلا یک بار که در مورد خدا بهش گفتم خدا همه جا هست وکارهای بد ما رو میبینه میگفت خدا رو بکشیم که ما رو نبینه
بهار
دوشنبه 26 آبان 1393 12:49 ق.ظ
خدا قوت!
چه لحن روان و گیرایی دارید در بیان مطالب
جمعه 23 آبان 1393 03:21 ب.ظ
سلام
شما سی دی های محمود سلطانی رو هم نگاه کردین؟
پاسخ سیاوش مفیدیان : سلام
متأسفانه ایشون رو نمیشناسم
چهارشنبه 21 آبان 1393 12:09 ب.ظ
سلام ممنون از مطالب خوبتون
شما در یکجا اشاره کردید به این موضوع که در رفتارها و عکس العملها کودک در ماه های اول زندگیش میشه پی به میزان بالابودن هوش برد. این روشها و عکسالعملها رو بیشتر شرح بدید تا بتونم میزان هوش کودک خودم رو تخمین بزنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر