تبلیغات
دلنوشته های یك پدر - عادتها در کودکان

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

طبقه بندی

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


تاریخ:شنبه 1 آذر 1393-11:36 ب.ظ

عادتها در کودکان

بسم الله الرحمن الرحیم

دوستان سلام

بعد از کلی مطلب در مورد هوش و ذهن و حافظه شاید عنوان عادت برای این پست کمی عجیب به نظر برسه. به نظر خودم هم خیلی ربط منطقی بین این عنوان و عناوین قبل برقرار نیست. اما چون این پست، پست چهلمه و من به این عدد ارادت! زیادی دارم و هر کاری رو وقتی میتونم بهش بگم کار که تکرارش به این عدد برسه، این پست رو به عادت در کودکان اختصاص دادم. شاید همین اتفاق و این عنوان باعث شروع یک مسیر جدید در مطالب وبلاگ یک پدر بشه. ضمنا خوشحالم که پستها به 40 رسید و الآن میتونم بگم یک کاری شد!! از همه دوستانی هم که نظر دادند و همراهی کردند ممنونم. امیدوارم مطالب مفید بوده باشه و توفیق داشته باشم این کار رو تا جایی که مطلبی به ذهنم میرسه ادامه بدم.

بگذریم!

معمولا وقتی حرف از عادت میشه، عادات رو به دو دسته خوب و بد تقسیم می‎کنند.مثلا عادت به مطالعه و مسواک زدن رو میگن عادتهای خوب و دیر بیدار شدن و دست تو دماغ! کردن رو میگن عادتهای بد. من میخوام یه کم متفاوت به عادات نگاه کنم و یک دسته بندی دقیق‎تر ارائه بدم که بعد بر اساسش بهتر بشه این موضوع رو بررسی کرد و احتمالا راهکارهایی ارائه کرد. اولا عادت با اعتیاد فرق داره و مثلا کسی که به سیگار اعتیاد پیدا کرده رو در اینجا مورد بررسی قرار نمیدیم (البته هر دو این کلمات از یک ریشه هستند و بازگشت و تکرار یک کار رو نشون میدن اما از نظر اتفاقی که درون فرد میفته تفاوتهایی بینشون وجود داره). در مورد اعتیاد یک پست به نام کودکان معتاد نوشتم که میتونید یه نگاهی بهش بندازید.  ضمنا به چیزهایی که برای رفع نیازهای طبیعی انجام میشه هم نمیگیم عادت. مثلا ما هر روز غذا میخوریم اما روی این اسم عادت نمیذاریم. پس از این نوع رفتارها هم میگذریم!

در ابتدا خوبه با دوتا اصل شروع کنم که اگر خوب درساتون رو خونده باشید باید براتون آشنا باشه! در درسامون میخوندیم که گازها بلکه همه چیز در دنیا تمایل دارند به سمت انرژی حداقل و بی نظمی حداکثر برن (آنتروپی). آدم هم همینطوره و بچه هم یه جور آدمه!! یعنی اگر بچه رو به حال خودش بذاری اولا دلش میخواد همه چیز رو به هم بریزه (احتمالا همه بچه دارها با این مشکل مواجهند و این رو وقتی مهمون میخواد بیاد خونه‎هاشون بیشتر حس می‎کنند.) انرژی حداقل هم مثل اینکه بچه دوست داره ولو بشه و حال نداره هیچ کار درست درمونی انجام بده. معمولا هم اینجوری که انرژی که زیاد میشه بینظمی هم زیاد میشه و نظم که زیاد میشه انرژی کم میشه. مثلا دیدید آدم که مطالعه میکنه یا سر کلاسه خوابش میبره. نظم که زیاد شد انرژی میاد پایین.

خوب اینا چه ربطی به عادت داشت؟ ربطش اینه که اگر اعتیاد و کارهای بی‎اراده رو بذاریم کنار، عادت غلبه بر این دوتا قانونه. یعنی نمیتونیم به کسی که تا لنگ ظهر میخوابه بگیم عادت به دیر بیدار شدن داره. باید بگیم عادت نداره زود بیدار شه. چون تا لنگ ظهر خوابیدن که کاری نیست و طبیعت انسان به همین طرف میره. اونی که عادت میخواد سحرخیزیه! بنابر این در این نوشته عادت رو اینطور تعریف میکنیم که عادت یعنی انجام دادن کاری به صورت مستمر تا جایی که فرد بتواند به سادگی و بدون سختی بر نیروی بی‌نظمی و حرکت به سمت انرژی حداقل غلبه کنه. به این میگیم عادت. با این حساب از این به بعد نمیگیم عادت به درس نخوندن داره!  بلکه میگیم عادت نداره درس بخونه چون درس خوندنه که عادت میخواد نه درس نخوندن.

حالا عادت بد و خوب دیگه تعریف قبلی رو نداره یعنی این نیست که وقتی کسی در جهت طبیعت خودش (یعنی بی‎نظمی و انرژی حداقلی) پیش میره بگیم عادت بد داره بلکه عادت بد میشه کسی که داره به این نیروها غلبه میکنه اما جهت و هدفش نادرسته. مثلا طرف عادت کرده به خوندن کتابهای سیاه و زد و خاکستری و .....! یعنی داره به نیروهای طبیعی غلبه میکنه اما در جهت بد. لذا راهکار اصلاح کسی که عادتهای بد داره کاملا متفاوته با کسی که عادتهای خوب نداره. مثلا اصلاح این آدمی که عادت به مطالعه کتابهای به درد نخور یا مضر داره با اون کسی که اساسا عادت به مطالعه نداره متفاوته. معمولا همین نکته خیلی ساده و بدیهی قاطی میشه خصوصا در بچه ها و خیلی تبعات منفی هم داره. فتأمل!!!

در این پست قصد ندارم به اصلاح عادتهای بد بپردازم و فقط روی مکانیزم عادت کردن بچه‎ها و اینکه چی میشه بچه به یک چیزی عادت میکنه متمرکز میشم. باز از فیزیک و شیمی کمک میگیرم. توی قانون گازها اگر بخواید نظم رو زیاد کنید (همون حجم رو کم کنید) باید یک نیرویی وارد کنید. برای اینکه بدونید چقدر نیرو میخواد یک سرنگ بردارید البته سوزنش رو نذارید!!! سوراخ جلوی سرنگ رو با انگشت بگیرید و سعی کنید ته سرنگ رو فشار بدید هرچی بیشتر جلو میره فشار بیشتری میخواد زیاد کردن نظم هم همینطوره هرچی بیشتر میشه برای بیشتر کردنش انرژی بیشتری لازمه. (امیدوارم بتونم یه جایی مبسوط راجع به نظم بنویسم). اما در مورد انرژی؛ فرض کنید حجم ثابته (در ادبیات ما همون نظم) اگر بخواید انرژی و حرکت رو زیاد کنید ساده‎ترین راهش اینه که شعله بگیرید زیر محفظه که داخلش گاز هست تازه اگر محفظه شما خیلی محکم نباشه تمایل به بینظمی اینقدر زیاد میشه که باعث ترکیدن محفظه میشه!

در آدم هم همینطوره یعنی زیاد کردن نظم نیرو میخواد، زیاد کردن انرژی هم همینطور. حالا زیاد کردن هر دوی اینها با هم واقعا سخته مخصوصا با نیروی بیرونی. اینقدر که ممکنه موجب کم آوردن (ترکیدن) افراد بشه و کلا قید همه چیز رو بزنن. یکی از دلایل بی نظمی افراد باهوش هم شاید همینه که چون انرژی و فعالیتشون (لااقل در ذهن) زیاده منظم شدنشون به مراتب سخت‎تره.

خوب اما این نیروهای نظم دهنده  و در عین حال افزایش دهنده سطح انرژِ در آدمها دو دسته هستند؛ نیروهای درونی و بیرونی. بیرونی مثل زور پدر و مادر و معلم و برنامه‎های درسی و آموزشی و درونی مثل علم و اعتقاد و باور و انگیزه. حالا به چیزی میگیم عادت که نیروی درونی لازم برای انجامش به وجود آومده باشه و نیازی به نیروی بیرونی نداشته باشه. مثلا اگر دیدید بچه‎ای با تغییر نیروی بیرونی درس خوندنش فرق نمیکنه یعنی شبهای عادی هم به اندازه شب امتحان درس میخونه میشه گفت به درس خوندن عادت کرده.

برای اینکه یک قدم جلوتر بریم خوبه باز هم از یک قانون فیزیکی کمک بگیرم. قانون اینرسی. یعنی هر جسمی تمایل داره حالت خودش رو چه حرکت چه سکون رو ادامه بده مگر نیرو یا نیروهایی باعث تغییر حالتش بشن. جالبه در طبیعت نیروی چندانی به جسم ساکن وارد نمیشه اینه که اجسام ساکن همینطور ساکن میمونن. اما نیروهای متعددی مثل اصطکاک و مقاومت هوا و از این دست نیروها دست به دست هم دادند تا جسم متحرک رو متوقف کنند. البته مثلا نیروی جاذبه باعث حرکت اجسام میشه که اون هم موجب سقوطه و کاهش سطح انرژی و در مقابل در بالا رفتن و ارتقای سطح انرژی، جاذبه هم مانع محسوب میشه! در آدم هم همینطوره یعنی تا وقتی نشستی و نمیخوای کاری انجام بدی هیچ نیروی طبیعی به حرکت وادارت نمیکنه اگرهم نیروی وارد بشه معمولا در جهت سقوطه! پس ایجاد عادت علاوه بر اینکه نیروی برای حرکت لازم داره نیرویی هم برای فائق آمدن بر نیروهای متوقف کننده و ساقط کننده میخواد. یعنی برای اینکه یک حرکت دائمی داشته باشیم نیازه اولا به حرکت در بیایم یا کسی رو به حرکت در بیاریم و ثانیا نیرویی داشته باشیم که در طول حرکت بر نیروهای مخالف غلبه کنه. اینجوری میتونه یک عادت شکل بگیره. علت اصلی اینکه آدم باید خودش رو بکشه تا به یک چیزی عادت کنه ولی دو دفعه که انجام نداد این عادت ترک میشه همینه!!

یک موضوع فیزیکی دیگه هم بگم (این پست داره میشه شبیه کتاب فیزیک دبیرستان). وقتی میخوایم یک جسم از جاذبه فرار کنه و در مدار قرار بگیره دو تا راه داریم یا باید سرعت اولیه بسیار زیادی داشته باشه (برای جاذبه زمین چیزی حدود 11 کیلومتر بر ثانیه) یا باید مثل موشک سوخت داشته باشه که در مسیر بتونه اون رو خلاف جهت جاذبه بالا ببره. در افراد حالت اول، انگیزه اولیه برای یک کاره که اگر به قدر کافی زیاد باشه میتونه جوری فرد رو به حرکت وادار کنه که از نیروهای مخالف فرار کنه و یک حرکت مستمر داشته باشه. در روش دوم یک انگیزه اولیه برای حرکت لازمه اما معمولا این انگیزه اینقدر نیست که بتونه فرد رو تا آخر ببره و کار یا رفتار رو براش تبدیل به عادت و ملکه کنه. در این حالت در مسیر حرکت نیاز به نیروهای دیگه مثل تشویق و انگیزه دادن و حتی تنبیه و اجبار هست تا فرد بتونه به حالت مطلوب برسه.

تا اینجا یک سری اصول کلی گفتم تا منظورم رو از عادت بیان کرده باشم. حالا میخوام بپردازم به موضوع کودک و شکل گرفتن عادت در او. یعنی چگونه یک رفتار یا عمل در بچه به عادت و ملکه تبدیل میشه و راه‎کارهای ایجاد عادات مطلوب در کودکان چیه؟

اولا بدیهی است که عادت در بچه خیلی مهم‎تر از افراد بزرگساله. چون هم سریعتر ایجاد میشه و هم وقتی ایجاد شد سخت‎تر ترک میشه. یکی از علل سریعتر ایجاد شدنش اینه که نیروهای مخالف و جاذبه‎های مختلف در بچه کمتر از بزرگترهاست و لذا بچه راحت‎تر به یک کار عادت میکنه و علت سخت‎تر ترک شدنش هم اینه که در ساختارهای ذهنی، جسمی و حتی نظم بیولوژیک بچه اثر میذاره و تغییر اینها کار بسیار سختی است. بنابر این توجه به عادتهای خوب و بد کودک بسیار مهمه و باید توجه بشه که عادات رفتاری خوب در کودک علاوه بر اینکه خودشون حسن محسوب میشن، جا رو برای رفتارهای بد و نامطلوب تنگ میکنن. مثلا بچه‎ای که عادت به مطالعه پیدا میکنه یا شبها زود میخوابه و سحرخیزه طبیعتا کمتر در معرض اعتیاد به تلویزیون بازیه و کمتر احتمال رفتارهای برخاسته از تنبلی درش هست.

از این قواعد فیزیکی که گفتم و تعریفی که از عادت ارائه دادم میشه نتیجه گرفت که، کودک برای اینکه یک کار خوبی بکنه نیاز به یک انرژی اولیه داره که این با تشویق  وعده و وعید!! و قول جایزه و اینها قابل انجامه. از طرفی یک فرقی بین کودک و آدم بزرگ هست و اون اینه که بچه در لحظه زندگی میکنه یعنی بچه نمیتونه به خاطر یک جایزه یا مشوق که یک هفته بعد قرار بهش بدن الآن خوب باشه. بچه میخواد همون لحظه که یک کار خوبی انجام داد نتیجه اش رو ببینیه. البته این با افزایش سن بیشتر میشه اما خیلی نمیشه روی اهداف بلندمدت برای بچه تمرکز کرد. از طرفی با توجه به اینکه یک رفتار یا عمل وقتی عادت و ملکه میشه که یک مدت نسبتا طولانی انجام بشه، در بچه نمیشه از حالتی که همه انرژی حرکت رو اول بدیم استفاده کرد. پس تنها راهی که باقی میمونه اینه که یک انرژی و انگیزه اولیه بهش بدیم که حرکت رو شروع کنه و ضمنا طوری برنامه‎ریزی کنیم که در بین راه هم بهش نیرو و انگیزه بدیم تا حرکتش ادامه پیدا کنه.

بالاتر اشاره کردم که برای تبدیل شدن یک کار به عادت باید کاری کنیم که نیروهای درونی برای ادامه حرکت کافی باشه و نیازی به نیروی بیرونی نباشه. در کودک باید این نیروهای بیرونی و درونی رو شناخت تا بدونیم چطور میشه با نیروی بیرونی حرکتی رو در کودک ایجاد کرد و پایدار نگهش داشت. ضمنا چکار باید کرد که به تدریج نیروهای درونی جایگزین نیروهای بیرونی بشه.

نیروها و انگیزه‎های بیرونی در کودک رو همه میشناسیم. انواع مشوقهای مادی و معنوی مثل دادن هدیه، جلب توجه دیگران، تحسین بچه و خیلی چیزهای دیگه که ممکنه مفید یا مضر باشه میتونه نیروهای بیرونی باشه. مثلا خریدن چیپس و پفک هم که مضره برای بچه انگیزه است. یک نیروی بیرونی دیگه هم داریم که دفع ضرره یعنی مثلا بچه از ترس تنبیه و مجازات شدن یا محروم شدن از یک حق کاری رو انجام بده که البته هرچند این نیرو در برخی موارد مفیده اما باید استفاده از اون در حداقل ممکن باشه چون میتونه تبعات منفی به همراه داشته باشه. خوب استفاده از نیروهای بیرونی در ایجاد یک رفتار یا عادت در بچه مثل هل دادن میمونه یعنی مثل اینه که ماشین رو همش هل بدیم و خوشحال باشیم که داره راه میره. درستش اینه که سوختی درونش بریزیم که روشن بشه و هم خودش راه بره و هم بتونه ما و دیگران رو هم با خودش ببره. این سوخت در بچه در مرحله اول محبت و عاطفه است. در مرحله بعد علم و باوره و در مرحله سوم هم باز محبته که البته جنسش با اولی فرق میکنه. در بچه نمیشه اول علم و باور رو ایجاد کرد. یعنی خیلی بعیده بچه مثلا 4 – 5 ساله از روی علم و باور به چیزی یک کاری رو به صورت مدام انجام بده. مثلا مسواک زدن بچه در ابتدا به خاطر علم و اعتقاد به این که دندان چیز مهمیه و نگهداری از اون لازم و واجبه نیست بلکه به خاطر وعده و وعیدهای ما یا ترس از مجازات و تنبیهه.

خوب هرچند نصفه کاره موند اما خیلی طولانی شد امیدوارم در مطلب بعدی بتونم مطالب تکمیلی رو بنویسم. راستش فکر نمیکردم اینقدر زیاد بشه اما شد و هنوز خیلی سؤالات بدون پاسخ موند که بعضیاش اینهاست

-          چه کنیم که نیروهای درونی جایگزین نیروهای بیرونی بشه؟

-       روشهای انگیزشی برای ایجاد یک عادت در بچه چیه؟

-          چطور میشه جلوی ترک عادتهای خوب رو گرفت؟

-          آیا انجام دادن کار از روی عادت خوبه یا نه؟

-          آیا انجام کار از روی عادت باعث یکنواخت شدن زندگی بچه و از بین رفتن خلاقیتش نمیشه؟

-          عادتهای بد چطوردر بچه شکل میگرن؟

این سؤالات و برخی سؤالات اساسی دیگه موند که خدا بخواد بعدا یه چیزایی در موردش مینویسم

موفق باشید




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : نكات تربیتی 

What makes you grow taller during puberty?
جمعه 13 مرداد 1396 07:32 ب.ظ
An interesting discussion is definitely worth comment.
I think that you need to write more on this subject matter,
it may not be a taboo subject but generally people do not talk about such
subjects. To the next! Best wishes!!
http://dagmargrzybowski.weebly.com/
شنبه 7 مرداد 1396 10:04 ب.ظ
Just want to say your article is as astounding. The clarity in your post is just cool
and i can assume you are a professional in this subject.
Well along with your permission let me to grasp your
RSS feed to stay updated with forthcoming post. Thanks one million and please keep up the rewarding work.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 11:47 ق.ظ
Magnificent beat ! I wish to apprentice while you
amend your site, how can i subscribe for a blog site? The account aided me a acceptable deal.

I had been tiny bit acquainted of this your broadcast offered bright clear idea
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 06:28 ب.ظ
With havin so much content do you ever run into any issues
of plagorism or copyright violation? My website has a
lot of exclusive content I've either authored myself or outsourced but it appears a lot of it is popping it up all over the web without my agreement.
Do you know any solutions to help prevent content from being ripped off?
I'd certainly appreciate it.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 06:43 ب.ظ
Hello to every , as I am in fact keen of reading this web site's post to be updated regularly.
It contains fastidious stuff.
BHW
شنبه 19 فروردین 1396 05:26 ب.ظ
This is very interesting, You're a very skilled blogger.
I have joined your feed and look forward to seeking more of your magnificent post.
Also, I've shared your website in my social networks!
مجید شفیعی
یکشنبه 7 دی 1393 10:37 ق.ظ
سلام

خدا توفیقت رو زیاده كنه پدر

دوشنبه 17 آذر 1393 07:14 ب.ظ
سلام.خودتون انرژی و حرکت و فعالیت رو یکی گرفتینا!
یک خواننده
سه شنبه 4 آذر 1393 01:42 ب.ظ
سلام. خواهش می کنم حلالم کنید.تا باشه از این زدنها و بافتن ها.
منظورم از حرکت توی نظر قبلی جنبش و انرژی بود.شما بعد از اینکه انتروپی رو تعریف کردین یه چیز دیگه گفتین که وقتی نظم زیاد می شه انرژی کم می شه و مثال کتاب خوندن رو زدین اون قسمت مد نظر بنده است.
پاسخ سیاوش مفیدیان : سلام دوباره
خواهش میکنم جواب دادنم از روی ادامه دادن شوخی بود که فرمود و اذا حُیِّیتُمْ بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها!

اما در مورد منظور شما اولا انرژی با جنبش متفاوته و جنبش شبیه حرکته! علمای علوم طبیعی انرژی رو توانایی انجام کار گفتند که معادل استعداده و این کمال نیست و فضیلته استفاده از این استعداد میتونه در راستای کمال باشه میتونه در خلاف جهت. و هر قدر استعداد و فضیلت بیشتر اگر جهتش بد باشه مفسده هم بیشتر که فرمودند اذا فسد العالِم فسد العالَم!
لذاست که اون چیزی که با نظم مقابل فرض کردم انرژی است نه حرکت و جنبش که خوب البته این هم دوتا فرض داره نظم رو با تعریف رایج فرض کردم (به عبارتی پنبه تعریف نظم رو فعلا نزدم!) و ثانیا با فرض ظرفیت ثابت این رو نوشتم. یعنی شما اگر ظرفیت رو بالا ببری میتونی در عین بالا بردن نظم انرژی رو هم بالا ببری مثل تفاوت بادکنک و کپسول گاز!
با برداشتی که از شما طیاین کامنتها پیدا کردم احتمالا نیازی به تفصیل بیشتر نیست!
موفق باشید
سه شنبه 4 آذر 1393 08:34 ق.ظ
سلام
جالب بود...
منتظر جواب سوالای آخرتون هستیم ان شاالله.

قلم تون پر برکت
یاعلی
یک خواننده
یکشنبه 2 آذر 1393 08:36 ب.ظ
سلام.خیلی باحالید.تو پستها یا دارید پنبه می زنید یا آسمون ریسمون می بافید.من که خیلی پیگیرم.
اما بعد...
شاید آنتروپی تو ماده قابل قبول باشه ولی این قیاس درباره ما یک کم لنگ می زنه نظم یه کماله حرکت هم همینطور کمالات نمی تونن باهم رابطه عکس داشته باشند.
پاسخ سیاوش مفیدیان : سلام
اختیار دارید. شما هم همینطور
شما توی یک جمله هم پنبه ما رو زدید هم ....
اما بعد ....
نظم کماله درست. حرکت اما جهت داره در اینکه چه حرکتی کماله جهتش مهمه لذا حرکت رو به پایین که ما اسمش رو سقوط گذاشتیم کمال نیست دیگه
البته بحث کمی مفصل تر از این حرفاست که باز باید پنبه بزنم و آسمون ریسمون ببافم که فعلا ازش میگذرم.
ضمنا مثال یک مدل سازی از یک واقعیته و در هر مدلی بخشی از واقعیت رو از دست میدیم لذا ما با یک وجه تشابه معمولا کار داریم.
از اینکه لطف دارید و پیگیرید و خصوصا نظر میدید ممنونم
محمود
یکشنبه 2 آذر 1393 01:58 ب.ظ
سلام
ممنون از تلاش قابل تقدیرتان.
پست خیلی خوبی است برای من، هم در مقام تربیت فرزند دلبندم و هم در مقام اصلاح نفس خودم! پس خیلی سپاسگزارم.
بخش اول پست که مربوط به توضیح عادت و دسته بندی آن با استفاده از قوانین فیزیک می‌شود برجسته‌تر است هر چند شاید برخی فکر کنند قرار است اصل استفاده از مطلب، در بخش دوم اتفاق بیافتد ولی بنده خودم با این موافق نیستم چون در بسیاری از مواقع «خوب مدل کردن» برای نتیجه گیری و اصلاح کافیه.
این پست از انسجام خوبی برخوردار است ولی خوب جمع نشده است و حس رها شدگی به آدم دست میدهد.
حمزه
یکشنبه 2 آذر 1393 10:23 ق.ظ
سلام
خیلی متن خوب و جذابی بود و در عین حال کاربردی. استفاده از قوانین فیزیکی توی تحلیل اجتماعی رو به شخصه خیلی می پسندم و حال می کنم باهاش.
ولی یه سوالی پیش اومد برام. طبق آدرس، این پست 40 م نیست که! پست 44 مه.
پاسخ سیاوش مفیدیان : سلام
از لطف شما ممنونم
ضمنا میهن بلاگ پستهایی رو هم که پاک میکنید توی آدرس شماره میندازه
پستهایی که هست رو میتونید سمت راست وبلاگ در آمارها ببینید که 40 تا است
نکته جالب دیگه ای که میتونید اونجا ببینید اینه که تعداد نویسنده‎های وبلاگ 0 نفره!!!
موفق باشید
بابای آلا
یکشنبه 2 آذر 1393 09:19 ق.ظ
سلام
واقعا نمی دونم چی بگم چون بیشتر از اینکه در مورد بچم منو بفکر بندازه، به فکر خودم می ندازه و بنظرم مطلب بسیار مفیدی بود و راهکارهای عملی بوضوح دیده می شه توش.
در کل عالی بود، هر چند چندین نکته دیگه هم بذهنم رسید که بعد از مطالعه متن شمامتوجه شدم و منتظرم باقی این متن رو بخونم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر