تبلیغات
دلنوشته های یك پدر - عادتها در کودکان (2)

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

طبقه بندی

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


تاریخ:چهارشنبه 19 آذر 1393-11:44 ق.ظ

عادتها در کودکان (2)

بسم الله الرحمن الرحیم


در پست قبل مطالبی رو در مورد عادت نوشتم و یه مقدماتی رو هم در مورد عادت در کودکان توضیح دادم. در کامنتها تذکرات و نکات مهمی بود که از دوستانی که کامنت گذاشته بودند تشکر میکنم.

بحث به اینجا رسید که چطور میشه یک کاری رو در کودکان به عادت تبدیل کرد. یک روش استفاده از نیرویها و انگیزه‎های بیرونی است که سریعترین و اولین روشه یعنی بچه به خاطر یک جایزه‎ای یا قولی که پدر و مادر بهش میدن یک کاری رو انجام بده و طبیعتا این جایزه و قول باید مستمر باشه تا کار هم مستمر باشه. تازه باید این مشوقها و انگیزاننده‎ها تقویت بشه چون به تدریج جذابیتش رو از دست میده یعنی شکلات دو سه مرتبه کار میکنه! بعد باید بشه پاستیل و بعد پفک و چیپس و بعد آب میوه و بعد ساندویچ و پیتزا خلاصه همینطور پیش میره یا توی اسباب بازی هم از تیله شروع میشه از ماشین‎های برقی و اینا سر در میاره. این رو هم دیگه نمیشه اسمش رو گذاشت عادت. چون شرطی شدن بچه است اگر چیزی بهش بدی یک کاری رو انجام میده وگرنه نه. لذا باید کاری کرد که این مشوقهای بیرونی به تدریج به نهادینه شدن رفتار در بچه منجر بشه. برای این که این اتفاق بیفته باید یک سری نکات رو توجه کرد.

جمع مشوقها به مجموع کار انجام شده باید به تدریج کم بشه نه زیاد. اما این یعنی چی؟ یعنی اینکه اگر برای یک کار یک شکلات میدید احتمالا دفعه بعد باید دو تا شکلات یا یک چیز بهتر بدید. خوب این رو باید برای تعداد دفعات بیشتری در نظر بگیرید. یعنی اگر مثلا برای یک شب مسواک زدن فرداش به بچه یک شکلات میدید، و حالا نیازه که یک چیزی بهتر بدید این رو برای 3 شب یا مثلا یک هفته بهش بدید. اینجوری هم انگیزاننده قوی تر میشه هم میزان ارزش مشوق به مجموع کار انجام شده کم میشه. صبر بچه هم بیشتر میشه و کم کم میتونه برای یک مشوق بلند مدت که مثلا همون سلامتیشه خودش رو قانع کنه که این کار رو انجام بده.

حالا در بچه‎های قبل از دبستان ممکنه اینکه بخواید بچه رو وادار کنید یک کاری رو یک هفته انجام بده سخت باشه. برای این کار میشه از علامتها یا کارتهای امتیاز استفاده کرد یعنی مثلا به جای اینکه بگیم یک هفته مسواک بزن تا مثلا یک کتاب یا اسباب‎بازی رو برات بخرم میشه گفت شبی یک کارت یا علامت ستاره بهت میدم هر وقت اینا شد هفت تا این جایزه رو برات میگیرم. اینجوری بچه یک چیزی توی دستش داره و احساس میکنه یک بخشی از مسیر رو رفته و حیفه که ولش کنه. این مکانیزم هم یک عامل مهم در عادت خصوصا در اوائلشه. حتی در بزرگترها هم همینه. ما زیاد با خودمون میگیم حالا که تا ایجاش رو رفتیم بذار بقیه اش رو هم بریم! این کارت امتیازی این فرایند رو در بچه ایجاد خواهد کرد. میتونید از امتیاز منفی هم استفاده کنید. مثلا اگر بچه یک شب مسواک نزد به جای صفر شدن امتیازش یکی از کارتهاش کم بشه اینجوری هزینه انجام ندادن یک کار هم براش زیاد میشه. بعد از یک مدتی میتونید سبدی از کارهای خوب رو با امتیازات مختلف برای بچه تعریف کنید و جوایزی برای رسیدن به یک امتیاز معین. مثلا مسواک زدن یک کارت یا امتیاز، منظم کردن اتاق مثلا 2 امتیاز و به موقع خوابیدن یک امتیاز و ... اینجوری هم بچه سعی میکنه رفتارهای درستش رو منظم انجام بده هم اینکه شما با تعیین امتیازها میتونید اهمیت یک موضوع رو در زندگی بچه تعیین کنید مثلا وقتی نماز امتیاز بالایی داره معلومه که این چیز مهمی در زندگی است. از اون طرف امتیازهای منفی هم همینطوره مثلا مسواک نزدن یک امتیاز کم میکنه ولی بد اخلاقی و بی ادبی 10 امتیاز. خوب این تدریجا اهمیت کارها رو در ذهن بچه ایجاد میکنه.

بعد از یک مدت میشه امتیاز مثبت رو برای یک کار برداشت. یعنی بچه بفهمه که این وظیفه است و باید انجامش بده و اگر انجام نده امتیاز منفی میگیره. این به تدریج باعث میشه سطح کارهای خوب که بابتش مشوق تعریف میشه بره بالا و انتظار بچه از خودش هم به تدریج بالا بره.

من تقریبا قبل از سه سالگی با چیزهای خیلی ساده با پسرم شروع کردم و چندسالی از این روشها استفاده کردم و خوشبختانه نتایج خوبی هم از این روش گرفتم.

اما موضوع بعدی که در درونی شدن رفتارها و ایجاد عادتهای مطلوب مؤثره تبدیل مشوقهای مادی به معنوی و روانی است. یعنی تبدیل کردن شکلات و پاستیل و اسباب‎بازی به توجه دیگران و جایگاه اجتماعی و لذت موفقیت و در مراحل بعد لذت کمک به دیگران و مفید بودن برای جامعه. این کار بسیار مهم‎تر و عمیق‎تر از نکته قبلی است. عادتهایی که به این مرحله می‎رسند بسیار پایدارترند تا اونهایی که به خاطر مشوقهای مادی و امتیاز و این چیزها شکل گرفته. لذا باید سعی کرد به تدریج انگیزه‎ها و مشوقهای روانی و اجتماعی رو جایگزین مشوقهای بیرونی مادی کرد. برای این کار هم دونستن چند نکته لازمه.

اول این مشوقها و انگیزه‎ها باید در خانواده و جامعه پیرامون بچه ارزش باشه. در جایی که پول درآوردن و خریدن ارزشه و شیک بودن و خوب خوردن و راحت زندگی کردن مهمه، حرکت از مشوقهای مادی و خوراکی و اسباب‎بازی به مشوقهای روانی و اجتماعی تقریبا غیر ممکنه! لذا این چیزهایی که میخوایم برای بچه مشوق باشه اول باید برای خودمون ارزش داشته باشه.

دومین نکته اینه که شیرینی این کارها با تأخیر مشخص میشه یعنی بچه با یک کار خوب نمیتونه این مشوقها رو لمس کنه و در استمرار و تکراره که بازخوردهای اجتماعی و روانی این موضوع رو درک میکنه. مثلا بچه یک کتاب میخونه خوب ممکنه یک تشویق بشه اما اونی که بتونه براش انگیزه دائمی باشه اتفاق نمیفته اما حالا فرض کنید یک بچه به مدت یک سال هفته ای یک کتاب میخونه این کم کم از طرف اطرافیان مورد توجه قرار میگیره خودش به خودش میباله و این موضوع براش میشه انگیزه. یا در مورد نظم اتاق خیلی کار میبره تا بچه در ذهن خودش و نظر اطرافیان به یک بچه منظم معروف بشه و این براش انگیزه بشه. در خیلی کارهای دیگه مثل حفظ قرآن، انجام یک سری رفتارها و عادتهای شخصی مثبت، رعایت هنجارهای اجتماعی و ... همین موضوع صادقه. در اینکه بچه به این حد برسه هم دو تا عامل مهمه همراهی اطرافیان خصوصا پدر و مادر و دوم استفاده از انگیزه‎های بیرونی مکمل تا رسیدن به اون انگیزه‎‏های روانی و اجتماعی.

نکته سوم هم اینکه بچه وقتی به این رسید خود حفظ این جایگاه براش موضوعیت پیدا میکنه یعنی وقتی به یک بچه گفتند اول نفر کلاس یا بچه پر مطالعه یا حافظ قرآن و ... دیگه برای اینکه این جایگاه و عنوان روحفظ کنه حاضره زحمت بکشه و این خودش یک انگیزه است برای ادامه رفتارهای خوب و ایجاد عادتهای مثبت.

تا اینجایی که گفتم میشه گفت مرز انگیزه‎های عالم طبیعت و ماده است یعنی هر چی در علوم جدید در مورد مشوقها و انگیزه میگن یه جورایی همین دو نوعه. حتی حسهای درونی هم وابسته به بازخورد بیرونه یعنی طرف از خودش احساس رضایت میکنه چون در جامعه موفقه و دیگران بهش توجه میکنن. یا اینکه مستقیما مربوط به جامعه است مثلا طرف از اینکه برای جامعه مفیده یا داره به مردم کمک میکنه لذت میبره و براش این یک انگیزه است. معمولا انگیزه‎های ترکیبی از همین هاست. غیر از اینها هم که همون انگیزه‎های مادی سطح پایینه که اول نوشتم. یعنی طرف کار میکنه که پول بیشتری در بیاره، رفاه بیشتری داشته باشه، راحت تر زندگی کنه، سالم باشه و ...

یک انگیزه بسیار مهمتر هست که مختص نگاه الهی به زندگی است و لازمه اش اعتقاد به یک سری چیزهای ماوراء ماده است و اون لذتها و انگیزه‎های روحی و معنوی است. اینها حس کردنشون سخته ولی اگر کسی حس کرد در لحظه نتیجه عملش رو میبینه. یعنی همون وقتی که کتاب میخونه لذت علم رو درک میکنه، لذت رفتارهای خوب رو در همون لحظه که انجام میده میبینه و هزینه و سختی رفتارهای بد یا انجام ندادن کارهای خوب رو هم بلافاصله میبینه. این میشه پاداش در لحظه و انگیزه دائمی و اینه که واقعا موتور محرک در عادتهای خوبه. به نظر من اگر کسی به این نوع انگیزه نرسه همیشه احتمال اینکه عادتهای خوبش رو فراموش کنه هست. یا اینکه در جمع یک کاری رو انجام بده ولی در زندگی شخصیش نه. خلاصه این نیروی قوی اگر فعال شد فرد از اون دوتای دیگه مستغنی میشه. نه نیاز داره انگیزاننده مادی براش داشته باشیم نه انگیزاننده های روانی و اجتماعی. (در این عالم عشق حتی از نوع مجازیش هم یک همچین چیزیه منتها عشق مجازی چون زایل میشه معمولا عادتها و رفتارهایی هم که مبتنی بر اون شکل گرفتن از بین میرن!!)

حالا در بچه چطور میشه این نیرو رو فعال کرد؟ بچه زمینه دریافتهای روحی و معنویش از ماها خیلی بیشتره و اگر ما بذاریم این لذتها رو بهتر درک میکنه. سن تجارب معنوی و حس کردن لذتهای روحی هم سنین بچگی و نوجوانی است یعنی اگر کسی این دوران رو از دست داد خیلی سخت ممکنه بشه این لذتها رو بهش فهموند. من چیز زیادی در این زمینه نمیدونم فقط نکته مهمی که هست اینه که ما باید مواظب باشیم در بچه همه انگیزه ها رو به سمت انگیزه های مادی و روانی و اجتماعی نبریم که بچه همه کاراش برای اینها باشه و به تدریج باید بفهمه که یک چیزی بالاتر از اینها هست که آدم داره برای اون زندگی میکنه.

خوب دیگه از دستم در رفت و پام رو از گلیم وبلاگ درازتر کردم!!!!

فقط یک نکته هم که الآن یادم اومد اینه که در بچه‎ها ساعت بیولوژیک و ریتم زندگیشون خیلی راحت تر از ما تنظیم میشه. اگر بتونیم مدتی اونها رو روی سبک درست و مطلوب تنظیم کنیم بدنشون به این روش عادت میکنه و خیلی راحت تر میتونن به این کار ادامه بدن. البته خوب طبیعتا این مستلزم تنظیم کردن خودمونه که ممکنه سخت باشه مثلا اگر بخوایم بچه سحرخیز باشه اول خودمون باید بیدار بشیم. از این روش برای عادتهای زمانی و ترکیب زندگی که اتفاقا خیلی مهم تر از تجزیه‎اشه خیلی خوب میشه استفاده کرد.

فکر کنم دیگه در مورد عادت کافی باشه.

امیدوارم موفق باشید




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : نكات تربیتی 

What is a heel lift?
دوشنبه 30 مرداد 1396 10:50 ق.ظ
Thanks in support of sharing such a nice thought, article
is nice, thats why i have read it entirely
How can I increase my height after 18?
یکشنبه 15 مرداد 1396 04:00 ب.ظ
What's up colleagues, nice article and pleasant arguments commented at this place, I am genuinely enjoying by these.
http://caseywon.weebly.com
شنبه 7 مرداد 1396 11:56 ق.ظ
I am regular visitor, how are you everybody? This piece of writing posted at this website is in fact nice.
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 10:40 ب.ظ
Nice response in return of this matter with genuine arguments and describing
everything regarding that.
BHW
یکشنبه 13 فروردین 1396 11:39 ق.ظ
Hi, everything is going nicely here and ofcourse
every one is sharing information, that's in fact good, keep up writing.
مجید شفیعی
دوشنبه 22 دی 1393 10:02 ق.ظ
سلام

ممنون

پدر خوبم تو نوشتنت یه مقدار زیادی تكرار داری و اگر اینا رو بتونی تو باز بینی فاكتور بگیری مطلب دقیق تر فهمیده میشه ممنون كه با این نوشته هات امكان ایجاد نظم ذهنی رو برامون فراهم كردی

موفق باشی


راستی دلمم برات خیلی تنگ شده

به همه سلام برسون
پاسخ سیاوش مفیدیان : سلام و ارادت
ممنون از تذکر و نظراتت آقا مجید
علی اصغر
شنبه 6 دی 1393 12:00 ب.ظ
سلام
برای ایجاد انگیزه های نوع سوم- هم در خودمون و هم بچه هامون- بنظرم استفاده از ابزارهای مکانی و زمانی دینی مثل زیارت، مسجد، هیات، محرم و ماه رمضان خیلی موئره.
یک خواننده
پنجشنبه 20 آذر 1393 07:06 ق.ظ
سلام.نظر دادن بعد پست برام عادت شده و مشوقم هم لذتهای نوع دوم و سومه.اما بعد.. 1.جواب بعضی سوالات پست قبلی موند.
2.چرا تا به جای خوبتررسید بحث رو جمع کردید؛ گلیم وبلاگ اگه گلیم محبت نباشه پس چیه؟ هل الدین الا الحب. معلومه شما به این مسائل توجه دارین چی می شه مگه نشرش بدین. به هرحال ماکه خیلی غافلگیر شدیم تا بحث رسید به اینکه بچه هامون با عشق به هستی و لذت بی لذتی بار بیاریم پست تموم شد.
امیر
چهارشنبه 19 آذر 1393 02:34 ب.ظ
سلام
مطلب جالبی بود.
اما یک سوال چجوری میشه توی جامعه ما که تقریبا خود علم ارزش نیست و کارکردهاش ارزش شده به بچه حداقل چند باری لذت واقعی علم را چشوند.
به خاطر این میگم که بالاخره بچه مدرسه میره و با محیط های دیگه هم در ارتباطه.
ممنونم
سید پژمان
چهارشنبه 19 آذر 1393 02:03 ب.ظ
ممنون
استفاده کردیم

این روش کارتهای امتیازی باعث نمیشه همه رفتارهای بچه وابسته به کارت بشه؟
مثلا ما چند رفتار معدود رو میتونیم اینجوری با کارت کنترل کنیم، باعث نمیشه که بقیه کارها رو رها کنه و بگه این که جزو کارتها نبود!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر