تبلیغات
دلنوشته های یك پدر - مطالب خرداد 1393

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

طبقه بندی

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


تاریخ:شنبه 31 خرداد 1393-12:41 ق.ظ

کنترل ورودی‌ها

بسم الله الذی خلقک فسویک فعدلک

دوستان سلام
بین پست قبل و این پست فاصله افتاد که به دلیل گرفتاری شخصی بنده است و امیدوارم با دعای دوستان سریعتر حل بشه.
اما وبلاگ رو که نگاه میکردم سؤالاتی رو در کامنتها دیدم که به نظرم در حد وسعم به اونها جوابی بدم توی این پست بهتره که مطالب قبلی ناقص نمونه
یکی دو مورد در مورد کنترل ورودیها خصوصا وقتی بچه بزرگتر میشه پرسیدند و مخصوصا تلویزیون رو بلای جونشون دونستن.
درسته کنترل همه ورودیها ممکن نیست. اما اغلبش ممکنه و باز برمیگرده به کنترل خود پدر و مادر. وقتی من و شما 18 ساعت تلویزیون جلومون روشنه تازه وقتی هم که ماخوابیم اون بدبخت بیصدا (برای اینکه مارو بیدار نکنه) تا صبح برای جن و پری برنامه پخش میکنه خوب کنترل بچه شدنی نیست. تو خونه ما تلویزیون تقریبا همیشه خواموشه مگر برنامه ای باشه که میدونیم میخوایم ببینیم مثلا 20:30 که جالبته پسرم الآن 8 و نیم شب که میشه میگه. البته به خاطر اینکه اذان الآن اومده روی 20:30 یه یه ماهی هست که اون رو هم ندیدیم. بچه ها هم کم و بیش یاد گرفتند. کوچیکه که اصلا تمایلی به تلویزیون نداره. بزرگه هم روزی یک ساعت حدودا یک برنامه مشخص رو میبینه. دو سه روز پیش من اومدم خونه گفت یه چیزی بگم ناراحت نمیشی گفتم نه بگو گفت امروز 2 ساعت تلویزیون دیدم!! از مامانش پرسیدم گفت یک کارتون ایرانی بوده من بهش اجازه دادم ببینه اونم یک ساعت و نیم شده نه دو ساعت. 
من رفقایی دارم که خونشون تلویزیون نیست.
پس تلویزیون این بلای جان بچه ها رو هم میشه کنترل کرد. خوب البته به جاش پدرِ پدر و مادر درمیاد! باید جایگزینش برای بچه برنامه داشت اونم مثل تلویزیون باز پخش نداره همش برنامه زنده است!!
راستش به نظرم ما وقتی خسته و بی حوصله ایم اتفاقا خیلی هم ممنون صدا و سیماییم که بچه ها رو یه جا مینشونه تا ما یه چُرتی بزنیم. یه ایمیلی چک کنیم. به کارای خونه برسیم یا راحت با تلفن صحبت کنیم. وقتایی که داریم به تربیت بچه فکر میکنیم به صدا و سیما و باعث و بانیش فحش میدیم.
در مورد موبایل و تبلت و کامپیوتر هم همینه. یعنی ما کردیم شده! بچه ها با این وسائل هم بازی نمیکنند.
اما یه موضوع مهمتر چگونگی کنترل ورودی از اطرافیانه. به قول یکی از عزیزان پدر بزرگ و مادر بزرگ و عمه و خاله و عمو و دایی و.... درسته واقعا سخته خصوصا بزرگترها رو قانع کرد که با بچه اونجوری رفتار کنند که شما میخواید. البته شهرنشینی و ارتباطات کم هر چیزیش بد بوده تو این یه مورد به من و شما کمک میکنه. شما رو نمیدونم اما ما خیلی که مهمونی بریم هفته ای یک یا دو وعده اون هم در حد  3 -4 ساعت. خوب کنترل این هم خیی سخت نیست. ضمنا بزرگترها هم به تدریج برخی قوانین رو میپذیرند هم با صحبت هم از طریق رفتار شما. 
اما یک توصیه استراتژیک! برای فامیلهای مرد خصوصا پدر و مادر از حساسیتهای خانوم مایه بذارید و برای فامیلهای خانوم از حساسیتهای مرد. البته وظیفه مدیریت فامیلهای هر طرف با خودشونه. این روش خوب نتیجه داده. البته خوب در مورد ما پدر و مادرا خیلی همراه بودن و شاید نشه این روش رو برای همه تعمیم داد.
دوم هم اینکه حضور پدر و مادر همراه بچه در محیطها و مهمانیهای مختلفه. یعنی تا اونجایی که میشه بچه رو تنها جایی نفرستید. یادمه برادر کوچک من 4 سال (از 4 سالگی تا 8 سالگی) سه روز در هفته کلاسی میرفت که حدود یک ساعت و نیم طول میکشید. همه این جلسات رو مادرم هم باهاش میرفت و توی کلاس می‎نشست. بله خوب، بخواید بچه رو کنترل کنید زحمت داره دیگه!
یک مورد هست که من چون در شرایطش نبودم و خیلی درکی ازش ندارم نمیتونم خوب نظر بدم و اون هم کسانی هستند که با پدر و مادر یا یکی از فامیلها و آشناها یه جا زندگی میکنن. بچه همینطور سرش رو میندازه پایین و میره اونجا!! به یک اصل کلی اعتقاد دارم که هرچی ارتباط بیشتر باشه درسته کنترل بچه سخت میشه اما کنترل طرف مقابل راحت تر میشه ضمن اینکه یک اصل هم قبلا گفتم خونه باید جذاب ترین جا برای بچه باشه، یعنی بچه بودن پیش پدر و مادر رو با هیچ چی عوض نکنه. بشینید فکر کنید اگر خودتون هم بدتون نمیاد بچه یه چند ساعتی نباشه و پیش این و اون باشه! مشکل از کنترل ورودی ها نیست از جای دیگه است.
اما یک نکته کلیدی هم نسبت ورودی هاست. یعنی بالاخره ما هر کاری کنیم صد در صد ورودیها رو نمیتونیم کنترل کنیم اما میتونیم نسبت ورودیهای غیر کنترل شده به کل ورودیهای کودک رو خیلی پایین بیاریم. یعنی براش بیشتر حرف بزنیم، وقت بذاریم، برنامه داشته باشیم و غیره. توی این سه ماهه اول سال که گذشت برای رسوندن پسرم به پیش دبستانی همه کارهای قبل از 9:15 رو کنسل کردم و هر روز باهاش پیاده تا پیش‎دبستانی میرفتیم! حدود یک ربع راه بود. شبها یک داستان براش میگفتم (الان بیشتر میخونیم) در مورد داستان یه پست جدا لازمه که اگر خدا بخواد مینویسم. و توی فعالیتهای روزانه مثل خرید و نظافت و بیرون رفتن و ... زیاد با هم بودیم. تازه من نسبت به مادرش اصلا براش وقت نمیذارم چون باید برم سر کار اون هم 10 -12 ساعت!!
یک نکته نهایی هم که باز در مورد کنترل رفتار دیگرانه اینه که اگر تا یه سنی تونستیم یه چیزایی رو کنترل کنیم بچه خودش هم به کمک ما میاد و کمک میکنه که دیگران رو کنترل کنیم. باز یادمه پسرم سه ساله که بود چون آلرژی داشت شکلات براش خوب نبود. مادرش میگفت جایی میریم یا توی مسجد کسی بهش شکلات میده خودش میگه نمیخوام برام خوب نیست. خوب بچه هم آدمه دیگه یواش یواش میفهمه یه چیزایی رو!

همه اینها که گفتم فقط وظیفه ماست! کار تربیت دست من و شما نیست. یک بچه رو کلا کنترل میکنیم و نظارت داریم میبینی هیچ اون چیزی که میخوای نشد. یکی هم تو کوچه بار میاد یا اصلا پدر و مادرش رو از دست میده همون بچگی اما یه پدیده ای میشه مثال زدنی. اینه که هر کاری میکنید بدونید این وظیفه ماست و خدا اگر در اینها تأثیر قرار نده آب از آب تکون نمیخوره. برای من قطعیه که اساسا تربیت آدم کار آدم نیست. اما آدم در تربیت آدم وظیفه داره و میتونه وسیله بشه. پس سعی کنیم وظیفه مون رو خوب انجام بدیم وحتما بر خدا توکل داشته باشیم. که فرمود:
تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست        راه‎رو گر صد هنر دارد توکل بایدش

یکی پیشنهاد هم داشتیم که خانومم وبلاگ بزنه. بهش گفتم. خندید!

موفق باشید



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : نكات تربیتی 
تاریخ:یکشنبه 25 خرداد 1393-05:33 ق.ظ

نكاتی مهم در مورد بچه‌های زیر هفت سال بخش دوم

ادامه از پست قبل:

حالا فرض کنیم بچه به هر ترتیبی یک شخصیتی پیدا کرده و خواسته‎ها و نیازهایی در او ایجاد شده است. اصل بعد این است که به جای اجابت همه خواسته‎ها و نیازهای او آنها را مدیریت کنیم. یعنی فرض کنیم بچه به هر دلیلی چیزی راخواست این تفکر که باید هر چیزی را که بچه می‎خواهد برای او فراهم کرد بسیار دید غلطی است. حتی اگر این موارد ضرر ندارد، شما هم در تأمین آنها مشکلی ندارید افراط در اجابت درخواستهای غیر منطقی بچه‎ها به آنها ضربه خواهد زد. مثلا اینکه بچه هر اسباب‎بازی که خواست برای او بخریم، هرخوراکی خواست برایش تهیه کنیم یا هر جا خواست ببریمش کار درستی نیست. توقعات بچه، طلب‎کاری او از دیگران، تعادل رفتاری، خویشتن‎داری و بسیاری ویژگیهای شخصیتی دیگر او با همین رفتارها ضربه می‎خورد. خوب پس چه می‎توان کرد؟ برقراری تعادل در خواسته‎ها با جایگزین کردن سایر موارد مطلوب و جذاب برای کودک بهترین کار است. مثلا اگر بچه به صورت افراطی اسباب‎بازی می‎خواهد اسباب‎بازی را با پارک رفتن، کاردستی ساختن، مهمانی رفتن و امثال اینها جایگزین کنید. در مرحله بعد پرت کردن حواس کودک از خواسته خودش است. در سنین پایین‎تر این کار بیشتر جواب خواهد داد. دقت کنید که یکی از ویژگیهای کودک زندگی در لحظه است. یعنی اگر بتوانید در لحظه‎ای که یک نیاز و خواسته در او ایجاد می‎شود فکر و حواسش را به سمتی (البته درست و صحیح) منحرف کنید، نیاز و خواسته در او فروکش خواهد کرد. در کودکان بزرگتر گاهی مقاومت در برابر خواسته‎های غیر منطقی هم لازم و حتی مفید است. اما در همه مراحل مقاومت، برخورد مناسب، روی خوش و صداقت را در خود حفظ کنید.
به جای اینکه بچه را نهی کنید شرایط انجام کارهای نا مطلوب و نادرست و خطرناک را از بین ببرید. به اصطلاح به جای اینکه بچه را به میخ بکشید وسائل و لوازم خطرناک برای او را به میخ آویزان کنید. به جای اینکه مثلا ظروف را در جایی بگذارید که دست بچه برسد و هی بخواهید با تهدید به او بگویید دست نزن، ظرفها را جایی بگذارید که او نبیند و در دسترسش نباشد. توجه کنید بچه مهمتر از دکوراسیون و نظم خانه است، لازم است در برخی موارد دکور و جای وسائل را به خاطر بچه به هم بریزید!
از مقایسه کودک با دیگران با خودتان (یعنی ما که بچه بودیم) و حتی خودش (قبلا بهتر بودی) بپرهیزید. داشتن استانداردها و اصول ثابت و مقایسه رفتارها با آن اصول و استانداردها به مراتب بهتر از مقایسه بچه است. همیشه او را به بهتر بودن تشویق کنید و کمتر از بد بودن پرهیز دهید. 
یک نکته دیگر احساس نگرانی شما در مورد کودک است که بچه خودش این نگرانی را احساس می‎کند و این نگرانی به او هم منتقل می‎شود. نسبت به بچه دقت و توجه داشته باشید اما نگرانی، وسواس و استرس در هیچ شرایط و در هیج موردی خوب نیست و باعث به هم خوردن تعامل شما با کودک خواهد شد حتی این به هم خوردن می‎تواند دلسوزی و حمایت بیش از حد باشد.
برای بچه در طول روز و هفته و ماه و سال وقت بگذارید. کم و زیاد شدن این وقت گذاشتن برای بچه خوب نیست. متأسفانه خیلی مشاهده می‎شود که والدین خصوصا پدرها چون وقت ندارند به صورت مستمر به بچه رسیدگی کنند و برای او وقت بگذارند برای خلاصی از عذاب وجدان مثلا هر چند هفته یا چند ماه یکبار چند روز با مسافرتی، مرخصی‎ای یا برنامه‎ای خاص به خیال خودشان جبران مافات میکنند. یا میخواهد بی توجهی و کم کاری خود را با یک هدیه بزرگ جبران کنند. یکی از دلایل از دست رفتن بچه افراد متمول و پولدار همین است چون وقتشان برای پول درآوردن می‎گذرد و پول را خرج بچه می‎کنند!! اگر همان وقت را صرف بچه‎کنند به یقین نتیجه بهتری می‎گیرند. به نظر من هیچ اسباب‎بازی، برنامه، سفر و رویدادی جای وقتی را که پدر و مادر برای بچه می‎گذارند نمی‎گیرد. وقت گذاشتن برای بچه هم مثل خواب است یعنی هیچ وقت شما نمی‎توانید یک هفته نخوابید بعد آخر هفته 24 ساعت بخوابید! بچه هم همینطور است.
یک اصل بدیهی هم که خیلی گفته‎اند این است که بچه آینه والدین است. خودمان را درست کنیم تا بچه‎ها درست شوند. حتی اگر نمی‎توانیم خودمان را درست کنیم پیش بچه‎ها درست رفتار کنیم. فکر کنم این منجر به درست شدن خودمان هم بشود البته کم کم (در خود من تأثیرات خوبی داشت) در بین همه ویژگی‎ها هم سه ویژگی صداقت، وفای به عهد و گذشت به نظرم خیلی در بچه مهمه. البته این نظر منه!
آخرین نکته هم اینکه بچه رو از سر باز نکنید. یعنی اگر هم حال و وقت ندارید که صرف بچه کنید برای از سرباز کردنش نقشه نکشید. بچه توی خونه ول بگرده و و با اسباب و وسائل خونه ور بره و نق بزنه بهتره تا با یه وسیله بیخود مثل خیلی از این برنامه‎های تلویزیون، بازیهای کامپیوتری و اسباب‎بازیها و خوراکی‎های بیخود سر کار بره! شما کار خودتون رو بکنید اون هم کار خودش رو، نمیخواد ساکتش کنید بعد از یک مدت هم میفهمه که از شما آبی براش گرم نمیشه یک فکری برای خودش میکنه و نیازی هم به این سرگرمی‎های مزخرف نداره!!
خوب امیدوارم مطالب مفید بوده باشه
منتظر نظراتتون هستم
موفق باشید.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : نكات تربیتی 
تاریخ:جمعه 23 خرداد 1393-03:45 ب.ظ

نكاتی مهم در مورد بچه‌های زیر هفت سال بخش اول

بنام خدا و یاد اویی که خواهد آمد ...

شهر آینه دار میشود با یک گل
پروانه‎تبار می‎شود بایک گل
گفتند نمی‎شود و لی می‎بینند
یک روز بهار می‎شود با یک گل

دوستان سلام
میلاد امام زمان رو خدمت همه تبریک میگم.
خوب خیلی دلم میخواد مستقیم برم سر اصل مطلب و شروع کنم و به گله و نقد فضای موجود و محصولات رایج در حوزه کودک و آموزش و بازی و اسباب‎بازی. اما چه کنم که از اولش شروع کردم خیلی با کلاس مراحل رشد رو گفتم و حالا موندم تو رو دربایستی خودم که به ترتیب و تدریج و طبق یک روند منطقی پیش برم!!
با این تفاسیر سعی می‎کنم توی این پست اصول تعامل والدین با کودکان زیر هفت سال رو کمی توضیح بدم. البته توی پستای قبلی و متناسب با ابعاد مختلف رشد برخی از این نکات رو گفتم اما در این پست به خواست خدا به صورت منسجم و دسته بندی شده این اصول رو مینویسم.
اصل اول اینه که بچه زیر هفت سال رئیسه! یعنی بچه توی این سن خیلی قابلیت حرف شنوی بحث منطقی و اطاعت از امر و نهی ما رو نداره. به زور هم اگر مجبورش کنیم قطعا بهش ضربه زدیم. البته طبیعیه که بین بچه یک ساله و 6 - 7 ساله در این زمینه تفاوتهایی هست اما به صورت کلی این اصل حاکمه. بنا بر این شیوه مدیریت، هدایت و تربیت بچه نمیتونه به صورت امر و نهی باشه و هی به بیچاره بگیم این کار رو بکن این کارو نکن.
دومین مطلب اینه که حتما رفتارهای بچه باید رصد بشه ونسبت به رفتارها حساسیت وجود داشته باشه اما خیلی مهمه که این رصد بدون دخالت در کارهاش باشه. یعنی تا یک خطا، ضعف یا ناتوانی در بچه در هر بعدی دیدیم ندویم وسط و بخوایم اصلاح یا تقویتش کنیم. این کار نه تنها موجب اصلاح و تقویت بچه نمیشه بلکه باعث ضعف بیشتر و حساسیتش نسبت به ما خواهد شد. اینه که مثلا اگر دیدید بچه نمیتونه یک کاری رو انجام بده یا در یک جایی خیلی موفق نیست یا خطایی داره انجام میده اگر به خوش صدمه و ضرر نمیزنه ولش کنید و بذارید خودش کارش رو اصلاح کنه و در کارها و روابطش دخالت نکنید.
با توجه به این مطلب نکته سوم اینه که والدین باید در اصلاح وتغییر بچه صبر داشته باشند و با کارهای بلند مدت تغییری رو در رفتار بچه ایجاد کنند. انتظار تغییر و اصلاح بچه در یک زمان کوتاه یک انتظار خیالیه. اگر بچه یک ضعفی داره، یک مشکل رفتاری داره، یه اخلاق بد داره نمیشه با یک تذکر، دعوا، تشویق یا کار کوتاه مدت دیگه این رو اصلاح کرد. اتفاقا بچه اگر بفهمه که به خاطر این ضعف یا رفتار نادرستش مورد توجه قرار گرفته بیشتر اون رو انجام میده. چون اصل جلب توجه حتی اگر با دعوا و اخم هم همراه باشه برای بچه جذابه. یا مثلا بچه‎ای که برای دروغ نگفتن جایزه میگیره باید دروغ بگه که برای نگفتنش جایزه بگیره دیگه وگرنه اگر هیچ وقت نگه که بهش جایزه نمیدیم!! این رو بچه‎ها میفهمن حتی اگر ما نفهمیم!!
چهارمین اصل توجه به اینه که نمیشه کودک رو به زور رشد داد بلکه باید محیط رشد را براش فراهم کرد. در حقیقت برای تنظیم رشد کودک به جای تمرکز بر او بر متغیرهای جانبی تمرکز کنید. فضای اتاق کودک، ارتباطات با دیگران، جاهایی که بچه را میبریم، وسائل و لوازمی که در اختیار او قرار می‎دهیم و مهمتر از همه رفتارهای خودما محیط رشد کودک را تشکیل می‎دهند و در حقیقت روند رشد کودک را تعیین می‎کند. به جای نظارت بر بچه بر این عوامل تمرکز کنید.
یک اصل مهم دیگر که البته با قبلی بسیار شباهت دارد کنترل ورودی‎ها به جای کنترل خروجی‎ها است. اما ورودی‎ها چیزهایی است که بچه با حواس پنج‎گانه اش حس می‎کند. یعنی چیزهایی که می‎بیند، چیزهایی که می‎شنود، بوهایی که حس می‎کندمزه‎هایی که می‎چشد و تماسهای لمسی که دارد و خروجی‎ها رفتارها، خواسته‎ها، گفته ها و تعاملاتش است. کنترل ورودی‎ها به مراتب راحت‎تر از کنترل خروجی‎ها است. خوب وقتی بچه یک چیزی را دید یا شنید یا ذائقه‎اش به چیزی عادت کرد نمی‎توان جلوی آن را گرفت. یا برعکس وقتی در ورودی کمبودی داشت یعنی چیزی را که باید ندید و نشنید و لمس نکرد (مثا آغوش مادر و دست محبت پدر را) طبیعتا رفتارهایش و خروجی‎های دیگرش نامتعادل و نامطلوب خواهد شد. پس باید روی ورودیها تمرکز کرد و آنها را مدیریت کرد نه خروجی‎ها.

ادامه اش انشاالله در پست بعدی كه شنبه-یكشنبه منتشرش می كنم
منتظر نظراتتون هستم



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : نكات تربیتی 
تاریخ:دوشنبه 19 خرداد 1393-10:14 ق.ظ

نکته ای مهم

به نام او که ما را از عدم به وجود آورد...

دوستان و همراهان سلام

خدا رو شکر پستهای مربوط به مراحل رشد تموم شد. امیدوارم مفید واقع شده باشه و تونسته باشم کمی به آگاهی پدر و مادرایی که این پستا رو میخونن اضافه کنم. اما همونطور که گفتم این پستها حکم مقدمه رو داره برای اون چیزهایی که میخوام بگم هرچند مقدمه خیلی طولانی شد که بعضی تذکر هم دادند که پستها خیلی طولانی و خسته کننده است. انشاءالله سعی میکنم از این به بعد کوتاه‎تر بنویسم که خسته کننده نشه.
الآن سختی کار وصل کردن این مقدمه است به مطالبی که تو ذهنم میگذره. نمیدونم از کجا شروع کنم. شاید این پست رو اگر به همین حلقه وصل بین مقدمات و پستهای بعدی اختصاص بدم بهتر باشه. بنا بر این در ادامه میگم که مطالبی که خدمتتون در پستای قبلی نوشتم به چه درد میخوره و میخوام بعدا چه استفاده ای ازشون بکنم.
اما بعد ...
قبلا هم گفتم که مراحل رشد رو نوشتم به خاطر این که بعدا که میخوایم در مورد محصولات، کلاسها، روشهای آموزش و کارهای مختلف مرتبط با بچه‎ها صحبت کنیم بدونیم مثلا یک محصول آیا واقعا به درد بچه‎ میخوره یا نه. کلاسها چطور و ....
در مراحل بعد نکته مهم اینه که تشخیص بدیم بچه تو چه مرحله‎ای از رشده و متناسب با مرحله‎ای که توشه زمینه‎ها، لوازم و وسائل رشد رو براش فراهم کنیم. ضمنا توجه داشته باشید که بچه به صورت طبیعی داره رشد میکنه شما فقط جلوش رو نگیرید.
البته میدونید که ما با این شیوه زندگی‎مون جلوی رشد بچه‎هامون رو گرفتیم و خیلی کارهایی که باید انجام بدیم به خاطر این شیوه غلط زندگیه. واضح‎تر که بخوام بگم اینه که، ما بچه رو توی یه آپارتمان بزرگ میکنیم از طبیعت که معمولا خبری نیست، تعامل با هم سن و سالها و بچه‎ها هم که به دلیل کم جمعیت بودن خانواده‎ها و ارتباطات ضعیف خصوصا در شهرهای بزرگی مثل تهران تعطیله! وقت تعامل و بازی کردن هم که برای بچه نداریم خوب بچه بیچاره چطور باید رشد کنه. میمونه تلویزیون و کامپیوتر و جدیدا تبلت و مهدکودک و کلاسهایی که بچه رو از سر ما باز میکنه و در حالت بهینه عذاب وجدان ما رو کاهش میده!
پس رویکرد ما به زور رشد دادن بچه نیست، حذف موانع رشده طبیعیه اونه و زمینه‎سازی برای شکوفایی حداکثری توانمندیهاش. میخوام بگم متأسفانه بعضی پدر مادرها بیشتر دوست دارند بچه وسیله رسیدن اونها به آرزوهاشون باشه یا بدتر وسیله پز دادن پیش بقیه!! و به زور رشد دادن یعنی همین. یعنی اینکه به بچه سه ساله به زور زبان و خواندن و شمردن و حتی قرآن یاد بدی و بعد هم افتخار کنی که چه کودک نخبه ای داری!!
پس سعی میکنم در پستهای بعدی بشتر به همین شناخت توانمندیها و بسترهای لازم برای رشد طبیعی و متناسبشون بپردازم. و البته تهدیدات و خطراتی که در مقابلشون هست. بر اساس مطالبی هم که میگم وسائل و لوازم و خدماتی که هست رو بررسی میکنم. 
از اینجا به بعد پستها به درد پدر و مادرهایی که دنبال قرص و کپسول میگردند برای داشتن بچه نخبه و تیزهوش و قهرمان نمیخوره و وقتشون رو تلف میکنه.
به کسانی که فرصت ندارند به بچه برسند و دنبال راه حلی میگردند که با کمترین زمان ممکن دغدغه تربیت و رشد بچه رو در خودشون کاهش بدن توصیه میکنم به جای خوندن پستهای این وبلاگ همین وقت رو به بچه‎هاشون اختصاص بدن چون مطالب به درد اونها هم نخواهد خورد.
مخاطب پستهای بعدی کسانی هستند که تربیت یک نسل خوب براشون یک کار اصلیه نه یک بار اضافه. کسانی هستند که بچه رو مانع رسیدن به برنامه‎های خودشون نمی‎بینند و دنبال از سر باز کردن اون نیستند.
به نظرم از ایجا به بعد پستها به اونایی کمک میکنه که همین الآن هم ساعتها با بچه هستند و حرف میزنند و اینقدری که در توانشونه با خرت و پرتای تو خونه براش وسیله بازی و سرگرمی فراهم میکنند. از آشپزی برای بچه لذت میبرند حوصله شون از سؤالات زیاد بچه‎ها سر نمیره و خلاصه از اینکه بچه دارند حتی یک لحظه هم پشیمون نشدن.

خیلی خوب دیگه برای اینکه این پست هم نشه اندازه پستهای قبلی همینجا جمعش میکنم. فقط یک نکته که فکر کنم ما حصل همه حرفای قبل و بعده اینه که، هیچ اسباب‎بازی، محصول آموزشی، کلاس و مهد و پارکی نمیتونه کار پدر و مادر رو در رشد کودک انجام بده و جای اونها رو پر کنه! همه اینا کنار پدر و مادر میتونن مفید باشن اون هم شاید!!

راستی از اینجا به بعد پستها خیلی ساخت یافته نیست بنابر این اگر حالت تعاملی پیدا کنه و نظراتتون رو بگید میتونه به هدایت بحث کمک کنه و مطالب مفیدتری ارائه بشه.

موفق باشید



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اسباب بازی 
تاریخ:جمعه 16 خرداد 1393-11:22 ق.ظ

مراحل رشد: منابع

به نام خدا
یک میان‎پست!

خوب مراحل رشد تموم شد. من برای این پستا غیر از تجربیات خودم و مشورتهای شفاهی با متخصصین و توصیه‎های پزشک بچه‎ها از مطالبی دیگه هم استفاده کردم. هرچند همه اون چیزایی رو که توی این منابع اومده قبول ندارم و چیزهایی که نوشتم حاصل دریافت و تحلیل خودم از اینها است اما لازم میدونم برخی منابع و مطالبی رو که استفاده کردم ذکر کنم. به هیچکس توصیه نمیکنم هر چی توی منابع مختلف اومده رو قبول کنه یا خودتون بشینید فکر کنید و تحلیل کنید و درست و غلطش رو دربیارید یا یک رو که فکر میکنید درست‎تره و تحلیلی‎تره و با تجربه شما نزدیکتره انتخاب کنید و از اون استفاده کنید. استفاده همزمان و بدون تحلیل از چیزهای مختلفی که بعضا با هم تفاوت و حتی تضاد داره هم شما رو آشفته میکنه هم بچه بیچاره رو که شده موش آزمایشگاه شما در تست نظریات مختلف رشد و تربیت!
اما منابعی که استفاده کردم شامل اینهاست:
کتابهای:
  • همه کودکان تیزهوشند اگر ....نوشته مریام استاپرد و ترجمه آقایان سوری و بابلان
  • تحول فکری در کودکان  نوشت دورتی جی
  • ...
و لینکهای:

خوب البته مطالب بسیاری دیگه هم بوده اما اونهایی رو که قبلا خونده بودم رو یادم نیست که لیست کنم اینها فقط اونهاییه که حین نوشتن پستا بهشون مراجعه کردم. البته باز هم تذکر میدم که نوشته‎ها جمع اینها نیست بلکه یک چیز تحلیلی است که حاصل یک ذهنه نه یک سری مطالب جمع شده که متأسفانه حتی در اغلب این منابعی که آوردم همین چهل تیکه دوزی اتفاق افتاده یعنی از جاهای مختلف چیزایی مختلفی کنار هم چیده شده.
موفق باشید



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مراحل رشد 
تاریخ:جمعه 16 خرداد 1393-10:07 ق.ظ

رشد از نظر سیستم دفع بدن

به نام خدا
خوب تا اینجا مراحل رشد رو از جنبه‎های مختلف بررسی کردیم انشاءالله این پست آخرین پست در این موضوعه و میشه گفت این مقدمه طولانی رو به پایانه. ضمنا این پست کمی هم بوداره!!! یعنی در مورد مراحل رشد از نظر دفع ادرار و مدفوعه.
خوب طبیعتا بچه که به دنیا میاد کنترلی روی دفعش نداره و جالبه بدونید که اولش احساسش رو هم نداره و کاملا به صورت غیر ارادی دفع میکنه. احساس دفع از یه سنی شروع میشه و کم‎کم کنترل هم بوجود میاد. این احساس و کنترل هم یکی از نشانه‎های رشده. البته مثل بقیه ابعاد رشد برای این مراحل هم زمان قطعی وجود نداره اما خوب اگر یه بچه به 3 - 4 سالگی رسید و هنوز کنترل نداشت باید این موضوع رو جدی پیگیری کرد. مشکلات این بعد از مراحل رشد هم میتونه فیزیولوژیک باشه هم سایکولوژیک (همون جسمی و روانی خودمون). ضمنا کمک و تمرین شما در این بعد خیلی مؤثره و استرس و فشار هم تأخیر ایجاد میکنه. بنا بر این دونستن این مراحل و کمکهایی که میشه به بچه‎ها کرد میتونه بهشون در این مسیر کمک کنه. خوب قبل از توضیحات بیشتر اول جداول مربوط به دفع ادرار و مدفوع رو به صورت جداگانه میارم بعد یک سری نکات که میتونه مفید باشه رو خدمتتون میگم.

سنمرحله رشدفعالیتهای کمکی
تا 52 هفتهتخلیه مثانه بدون اراده - عدم کنترل روی ادرار - خیس کردن پوشک بعد از غذاآشنا کردن با لگن از حدود 37 هفتگی به بعد
حدود 12 تا 13 ماههنوز قادر به کنترل تخلیه مثانه نیستعادت دهید پس از غذا چند دقیقه روی لگن بشیند 
حدود 15 ماه کم‌کم نیاز به دفع ادرار را حس می‌کند ولی نمی‌تواند آن را نگه دارداز او بپرسید که می‌خواهد به توالت برود یا نه
حدود 18 ماهسیستم دفع هنوز نیاز به تکمیل داردموفقیت‌هایش در  این زمینه را تحسین کنید
حدود 21 ماهتکرار ادرار در این سنحفظ آرامش و چشم پوشی از شکست‌ها 
حدود 2 سالبه تنهایی روی لگن می‌رودکمکش کنید مستقل شود
حدود 30 ماهاز شما می‌خواهد در طول روز پوشک او را نبندید - خشک ماندن در اغلب مواردتهیه شورت‌های آموزشی 

 سنمرحله رشدفعالیتهای کمکی
حدود 18 ماهمعمولا دفع مدفوع پس از غذا خوردنپس از هر وعده او را روی لگن بگذارید
حدود 2 سالاحساس آرامش هنگام نشستن روی لگنهر کاری با لگن می‌کند با آرامش و شادی باشد
حدود 30 ماهاشتیاق کودک برای تمیز بودناگر تمیز ماند او را تحسین کنید

همونطور که در جداول میبینید مراحل خیلی چیز پیچیده‎ای نیست. اما همین چند مرحله ساده بعضی وقتها نگرانی‎های جدی‎ای رو برای والدین درست میکنه و بعضی وقتها حتی تا 6- 7 سالگی هم بچه‎ها روی کنترل دفع مشکل دارند.
حالا چند نکته رو در مورد دفع و مراحل تکمیل سیستم دفع و کنترل اون مینویسم و امیدوارم که مفید باشه.
1- بچه‎ها در مورد دفع خیلی با هم متفاوتند و این از همون روزای اول واضحه مثلا یه بچه هست که روزی دو سه بار دفع مدفوع داره (به قول معروف شکمش کار میکنه) یکی هم هست دو سه روز یک بار. تا اونجایی که من خوندم و پرسیدم و با پزشک بچه‎ها مشورت کردیم اگر از یک حدی مثلا روی 5 - 6 بار بیشتر نباشه و از یک حدی کمتر مثلا هفته ای دو بار مشکل جدی محسوب نمیشه البته خوب باید مثلا به اونهایی که کمتر دفع دارند از همون اول ملین داد و بعضا ماساژ شکم و کمک کردن در دفع هم خوبه. باز اینطور که فهمیدم اگر این کار نکردن به حدود یک هفته برسه (در بچه‎های زیر یک سال) باید جدی گرفته بشه و به پزشک مراجعه کنید. در مورد دفع ادرار هم بچه‎ها مختلفند اما اگر در زیر شش ماه مدت طولانی مثلا بیش از 6 ساعت پوشک خشک مونده باشه باید بهش توجه کرد.
2- یه وقتی میرسه که میبیندی بچه یه لحظه همینطور میمونه یا به یه جا خیره میشه یا میره یه گوشه و زور میزنه اون همون  وقتیه که احساس دفع درش پیدا میشه معمولا از 7- 8 ماهگی به بعد این اتفاق میفته. در این شرایط هیچ کاری به کار بچه نداشته باشید و بذارید راحت باشه.
3- قدیمی‎ترها (مثلا مادربزرگای ما) بعضیاشون بچه رو از چند ماهگی حتی 40 روزگی سرپا میگرفتن. حالا احتمالا مثلا اینقدر هم وای میسادن تا بچه یه کاری بکنه و احساس موفقیت میکردن. نمیدونم این کار درسته یا نه ولی به نظرم اگر دفعی هم اتفاق میفتاده خود بچه احساسی از این داشته مثلا با ریختن آب  یا قلقلک دادن زانو بچه رو تحریک میکردن و این باعث تخلیه ادرار میشده. به نظر میرسه قبل از احساس دفع این کار خیلی مفید نباشه. (البته به نظر میرسه! چون خیلی کارهای قدیمیا بر اساس یک حکمتی بوده که بعضیش رو من نمیفهمم اینم یکیشه که یا من نمیفهمم یا واقعا مفید نبوده). به هر حال از حدود 9 ماهگی یعنی وقتی که بچه کاملا میشینه میشه کم کم با لگن آشناش کرد البته نه اینکه بخواد ازش استفاده کنه فقط برای عادت کردن بهشه. یعنی اساسا تا 18 ماهگی هیچ اصرار نکنید که در لگن کارش رو بکنه ولی اگر کرد تشویقش کنید.
4- بعضی بچه‎ها به دلایلی ادرار و مدفوعشون رو نگه میدارن که این خیلی مضره و بیشتر ناشی از عوامل روانی هم هست. ضمنا نگه داشتن کنترل رو هم کم میکنه مخصوصا نگه داشتن مدفوع که یبوست و نفخ میاره و کنترل ادرار رو برای بچه خیلی سخت میکنه و بعضی وقتا بچه اختیار ادرارش رو از دست میده. حتما سعی کنید عوامل منفی دفع کردن رو چه از نظر روانی و چه از نظر تغذیه و اگر لازمه با دارو رفع کنید. در طب سنتی ما هم میگن یبوست مادر مرضها است. بچه اگر به موقع و خوب تخلیه نشه علاوه بر مشکلات رشد جسمی دچار مشکلات روانی و خستگی و بی حالی هم میشه. ضمنا دفع بد یکی از عوامل کوتاهی قد هم شناخته شده (راست و دروغش گردن اونایی که شناختن). بنابر این برای بچه‎های زیر دو سال، دادن چیزهای ملین، تشویق هنگام دفع عدم وارد کردن استرس خصوصا وقتی بیرون خونه هستید و ماساژ شکم و تحرک میتونه مفید باشه. برای بچه‎های بزرگتر هم تحرک و خوردن غذاهای فیبر دار و ملین و راحت دستشویی رفتن و بدون استرس بودن خیلی مهمه.
5- اما یکی از درگیریهای اغلب والدین از پوشک گرفتن بچه است. اولا عجله نکنید. قدیما مادرا چون باید کهنه می‎شستن عجله داشتن الآن پدرا که باید پول پوشک رو بدن!! وقت گرفتن از پوشک در بچه‎های مختلف متفاوته از دوسال شروع میشه تا بعد از 3 سال هم ممکنه برای بعضی بچه‎ها طول بکشه. طبیعی هم هست که اوایلش از دستشون در بره! که برای این هم این شرتهای آموزشی اومده که تا حدی ضریب اطمینان رو بالا میبره. با این حال اگر دیدی از دست بچه در رفت به روش نیارید. کلا در این کار تشویق در مواقع موفقیت خیلی بهتر از تنبه جواب میده.
6- اوایلی که دارید بچه رو از پوشک میگیرید روزها میتونه خودش رو کنترل کنه اما شبها نه. یه چندماهی برنامه روز و شب باید متفاوت باشه یعنی روزها بچه آزاد باشه که اون هم میتونه از چند ساعت در روز و با نظارت یا در محیطی خاص شروع بشه بعد کم کم زیاد کنید زمانش رو اما وقتی دیدی شبها هم خشکه میتونید کامل از پوشک بگیریدش. ضمنا بعد از این هم ممکنه کم و بیش بعضی وقتها خصوصا شبها از دست بچه در بره که میتونید زیر دشکش یک چیز پلاستیکی پهن کنید که بیرون نزنه! البته چون بچه ها معمولا توی خواب یه جا وای نمیسن این کار خیلی فایده نداره فقط برای روحیه خودتون خوبه!!
7- برای کسانی که مثل من به نجس و پاکی حساسند توصیه میکنم این رو به روی بچه نیارید چون در پست قبل نوشتم که بچه ها استاد گیر آوردن نقطه ضعف والدین هستند. اونوقت دیگه تا مدت خوبی نمیتونید درستش کنید! پیشنهاد میکنم برای اینکه خیلی به آب و آب کشی نیفتید یه جا رو به نوان مقر مانور کودک تازه از پوشک گرفته شده در وقتهایی که آزاده تعیین کنید و با اونجا هم تا زمان موفقیت عملیات کاری نداشته باشید. آخرش یه دفعه اونجا رو آب بکشید. این راحت‎ترین کاره! 
8- یک نکته خیلی مهم که خودمون تجربه اش کردیم اینه که اگر بعد از یکی دو هفته دیدید اشتباه کردید و الآن وقت از پوشک گرفتن بچه نبوده و پیشرفتی در این زمینه نداره بیخودی اصرار نکنید. مجددا یه دو سه ماهی پوشک ببندید به بچه تا اون شکست دفعه قبل از یادش بره بعد دوباره شروع کنید و ترجیحا با یک تکنیک و استراتژی متفاوت! اگر اون فرایند ناموفق رو ادامه بدید بعیده به سادگی بتونید به نتیجه برسید. ضمن اینکه تجربه بدی برای بچه میشه و بهش استرس وارد میشه.
9- در بعضی موارد بچه‎های بزرگتر در شرایطی خاص ممکنه دوباره شب ادراری پیدا کنند یا حتی در روز هم خودشون رو خیس کنند و ممکنه این کار از روی عمد باشه مثلا یک مورد سراغ دارم که یک بچه حدودا 6 ساله وقتی بچه دوم به دنیا میاد یه همچین عکس العملی از خودش نشون داده و تا مدتی توی خونه کارش رو میکرده و دستشویی نمیرفته. در این شرایط همون کارایی رو بکنید که هنگام زلزله و بلایای طبیعی باید کرد! یعنی خونسردی خودتون رو حفظ کنید و با این موضوع به صورت یک چیز طبیعی برخورد کنید و سعی کنید حواس بچه رو از موضوعی که بهش حساس شده پرت کنید که این ممکنه با تغییر محیط باشه. باز هم اینجا تشویق بهتر از تنبیهه.
10- بچه‎ها رو هر چند وقت یکبار (یکی دو سال یکبار خوبه) یک چکاپ کامل بکنید در این آزمایشات اگر خدای ناکرده مشکلاتی در سیستم دفع ادرار یا گوارش باشه معمولا خودش رو نشون میده. مثلا در پسر اول من یک سنگیزه کوچولو توی کلیه اش پیدا شد که خدا رو شکر با یک سری دارو و توصیه‎های تغذیه ای خوب شد. این مشکلات کوچک در اثر بی توجهی ممکنه به مشکلات بزرگتر تبدیل بشن.

خوب دیگه! چون بنا ندارم از ده نکته بیشتر بنویسم این یکی رو شماره نمیزنم! که درست بودن سیستم دفع خصوصا گوارش خیلی خیلی مهمه هم در وضعیت جسمی هم در وضعیت روحی و روانی و هم در فعالیت ذهنی و فکری. پس این پست بودار رو جدی بگیرید.

موفق باشید



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مراحل رشد 
تاریخ:دوشنبه 12 خرداد 1393-09:57 ق.ظ

مراحل رشد: رشد شخصیتی

و همه چیز او را ستایش می کند ....

خوب از مراحل رشد اصلیهاش رو نوشتم یکی دو مورد مونده که در این پست و پست بعد انشاءالله مینویسم. یکی از این ابعاد رشد شخصیتیه. البته من خودم هم خیلی نفهمیدم منظور از این رشد شخصیتی چیه!! چون تعاریف مختلفی برای این بعد از رشد گفته شده من برخیش رو مینویسم البته به نقل از منابع دیگه که لزوما قبولشون ندارم. فقط مینویسم که بدونید چه چیزهایی رو میگن رشد شخصیتی و چقدر تفاوت هست در این رابطه!
شخصیت کودک شما از سه جزء اصلی تشکیل شده است در واقع مخلوطی از این سه جز به مقادیر مختلف است. تهییج‌پذیری که عبارت است از گرایش به اینکه به راحتی و شدیدا ناراحت و درمانده شود. کودکان هیجانی زیاد گریه می‌کنند و آرام کردن آنها بسیار مشکل است. فعالیت یعنی مقدار انرژی که صرف فعالیت‌های مختلف و بی‌قراری می‌شود، کودکان فعال بی‌قرارند و زیاد نمی‌خوابند و تحرک و سرعت بیشتری حتی در صحبت کردن نشان می‌دهند. اجتماعی بودن به معنای طلب برخورداری خاصی از ثمرات تماس اجتماعی است.  
یک دیگه اینه:
روان شناسان امروزه از " کودک توانا " سخن می گویند، چون آنها توانایی های بسیاری را که کودکان با آن به دنیا می آیند، تشخیص داده اند. دانشمندان در دوره های مختلف جنبه های گوناگونی از شخصیت کودک را بررسی کرده اند. در سالهای اخیر،" مهارتهای شناختی کودکان " موضوع تحقیقات زیادی بوده است. در نتیجه اکنون در مورد فهم و ادراک کودک در مقایسه با 24 سال پیش به اطلاعات بیشتری دست یافته ایم...  در این تعریف بسیاری از مراحلی که ما در رشد حرکتی، ذهنی، مهارتی و اجتماعی گفتیم رو به عنوان ابعاد مختلف رشد شخصیت محسوب می‎کنند.
در یک متن دیگه اینجوری اومده:

  "رشد شخصیت فرد از کودکی آغاز می شود و به تدریج در قالب مجموعه ای از واکنش های رفتاری ویژه ی کودک، شکل گرفته و ظاهر می گردد. هر چند از سن کودک بگذرد واکنش های او اختصاصی تر می شوند.در واقع شخصیت هر فرد دارای یک سازمان پویا و پایدار است که حاکم بر رفتار و کردار وی می باشد. برخی از این سازمان ها دارای وحدت عمل هستند و برخی دیگر به تفاوت انسجام و وحدت عمل کمتر و بیشتری دارند. در شکل گیری شخصیت، دو عامل اساسی وراثت و محیط و تأثیر متقابل آنها نقش مهمی دارند."

در منابع و متنهای مختلف چیزای دیگه ای هم هست که میتونید مراجعه کنید و ببینید که البته توصیه نمیکنم چون غیر از تشویش ذهن به آدم اضافه نمیکنه. یعنی کلا من اینجوری فکر میکنم توی یک زمینه که متخصصا هم به نتیجه نمیرسن آدم نباید خودش رو درگیر مباحث تئوریک کنه. بنابر این من یک تعریف کلی رو که به نظرم میتونه یه جمع‎بندی بین اینها باشه رو میگم. شما هم میتونید تعریف خودتون رو از شخصیت داشته باشید.
شخصیت برآیندی از ویژگیهای ظاهری، ذهنی، روانی و روحی افراده که به صورت یکپارچه برداشت جامعه از اون فرد رو تشکیل میده. یک شخصیت هم داریم که برداشت شخص از خودشه در بچه این دوتا خیلی بهم نزدیکه چون بچه ها خیلی بلد نیستن اونی رو که هستن پنهان کنند و یک چیز دیگه به دیگران نشون بدن البته (شاید متأسفانه) از سه سالگی به بعد کم کم این بازیها در کودک هم شروع میشه! 
حالا اگر این تعریف رو بپذیریم میتوننیم بگیم رشد شخصیتی حاصله همه ابعاد رشده. یعنی حتی رشد جسمی هم در شخصیت افراد مؤثره. برای درک بهتر این موضوع یک بچه سالم و رشید رو با یک بچه‎ای که خدای نکرده مشکلات حرکتی داره مقایسه کنید. طبیعتا ویژگیهای شخصیتی این دو از وضعیت جسمیشون تأثیر میگره. البته ممکنه اون که مشکل داره شخصیت بسیار قدرتمندتر و بهتری داشته باشه تا اونی که سالمه. بدیهیه که رشد ذهنی، اجتماعی، شناختی و مهارتی هم بسیار در این موضوع مؤثره. 
اما نکته مهم اینه که رشد شخصیت فقط حاصل برآیند سایر ابعاد رشد هم نیست یعنی ممکنه دو کودک از نظر جسمی، مهارتی، ذهنی و درکی رشد نسبتا یکسانی داشته باشند اما شخصیتهای کاملا متفاوتی داشته باشند. یادمه بچه که بودیم یه جفت دوقولوی همسان توی کوچه ما بودند که از نظر قد و قواره و جسمی کاملا شبیه هم بودند، از نظر ذهنی و حرکتی هم خیلی شبیه بودند. هر دو توی یک کلاس و معدلها در حد دهم نمره مثل هم و طبیعتا خانواده و محیطهای دوتاشون هم کاملا یکی بود چون به ندرت میشد اینها رو جدا از هم دید. اما شخصیتهای اینها کاملا با هم همتفاوت بود. یکی عصبی و زودجوش و تقریبا بدخلق و یکی آرام و صبور و خوش برخورد. جالبه که خیلیها اینها رو نمیتونستند از قیافه شون تشخیص بدن و از اخلاقشون میشناختن. معرف بود که میگفتن خوش اخلاقه یا بداخلاقه! خوب همین یک مثال میتونه نشون بده که شخصیت چیزی فراتر از سایر ابعاده هرچند کاملا به اونها هم مربوطه.
بنا بر این میشه اینطور گفت شخصیت برآیند همه چیز درکودکه یعنی ویژگیهای وراثتی و ظرفیتهای ذاتی و خدادادی، محیط رشد، تعاملات اجتماعی و رشد در همه ابعاد. شاید بشه گفت رشد شخصیتی همون تربیت بچه است یعنی خیلی نزدیکی بین بچه با تربیت و با شخصیت هست. در مورد تربیت هم خیلی حرفهای مختلفی زدن که پرداختن بهشون یه مجال مناسب میطلبه.
فعلا برای اینکه این پست هم از جدول خالی نباشه یک جدول خیلی ساده که برآیند برخی مراحلی است که گفتند رو میارم. البته این رو حتی به اندازه قبلیها هم نمیتونیم روش حساب کنیم. اما دونستن تغییراتی که به صورت تجربی بهش رسیدن بد نیست چرا که میتونه تحمل ما رو نسبت به برخی رفتارهای به ظاهر اعصاب خورد کن بچه ها زیاد کنه و به ما بفهمونه که این رفتارها طبیعی و بخشی از فرایند رشد اونهاست که خیلی هم نباید جلوش رو گرفت.

 سنمرحله رشد فعالیت کمکی 
از بدو تولد تا 36 هفتگی عاشق همراهی، در آغوش گرفتن، اسباب بازی و آدمها و یا برعکس لبخند زدن به کودک - داشتن آهنگ صدایی محبت آمیز و تسکین دهنده - تماس
بدنی با وی 
از 9 تا 18 ماهگی پیدا کردن شخصیت متمایز مثل جدی بودن، حساس بودن، لجاجت و ... - نشان دادن تمایل به خشنود کردن شما انعطاف پذیر باشید و از زور استفاده نکنید، او را همانگونه که هست بپذیرید 
از 18 ماهگی تا 2 سالگیعلاقه به کمک به دیگران یا برعکس - زود اشکش جاری شود یا انتقاد پذیر باشد تصمیمات او را بپذیرید اوقات خاصی را به او اختصاص دهید و با او باشید او را به سخاوتمندی تشویق کنید اگر فقط یک فرزند دارید هرچه را می خواهد به او ندهید
 از 2 تا 3 سالگیشخصیت کودک بروز کامل می‎یابد – همه کارهای او حکم
 آزمون را دارد – موفقیت برای رشد او در همه ابعاد ضروری است
به او کمک کنید موفق شود. به او کمک کنید به دنبال مسائل و چالشهای جدید
 باشد – به او اطمینان دهید و ترس را از او دور کنید.

اما نکاتی در مورد این بعد از رشد هست که البته هر چقدر جدولش کوتاهه نکاتش زیاده که من چند مورد رو خدمتتون مینویسم.
1- شخصیت بچه بازتاب رفتار والدین و اطرافیانه پس اگر میخواهید شخصیت بچه درست شکل بگیره و خوب رشد کنه خودتون رو درست کنید و به ارتباطات کودک با دیگران نظارت داشته باشید و بچه رو از سر خودتون باز نکنید. به زور هم که شده پیش بچه ها خوب باشید. بالاخره همه ما اشکالات و بدیهایی داریم اما میشه اینا رو پیش بچه ها پنهان کرد که البته این کار میتونه به بهتر شدن خودمون هم منجر بشه. در مورد نقش تربیت بچه روی پدر و مادر هم یادم باشه یک پست بنویسم. (البته اگه خدا بخواد)
2- به خاطر هیچ رفتاری از قبیل ترس، اضطراب، بی‎قراری و غیره تو سر بچه نزنید و او رو تحقیر و تنبیه نکنید. تغییر شخصیت به هیچ وجه در چند دقیقه، چند ساعت و چند روز اتفاق نمیافته مطمئن باشید. برای اصلاح این ناهنجاری‎ها باید صبر داشته باشید و با حوصله و روی خوش سعی در از بین بردن زمینه‎های اونها داشته باشید.
3- تا اونجا که ممکنه روی خود ناهنجاری یا رفتارهای غلط بچه زوم نکنید و بهش تذکر مستقیم ندید. اینا مثل برآمدگی‎های فرش میمونن پا رو که روشون میذاری ممکنه درست بشن اما از یه جای دیگه میزنن بیرون. راه درست کردنشون اینه که بری گوشه فرش رو بکشی تا صاف بشن. رفتارهای نامطلوب بچه ها هم همینطوره مثلا اگر روی پرخاشگری به صورت مستقیم تمرکز کنید و بچه رو دعوا کنید ممکنه به صورت ترس و عدم اعتماد به نفس خودش رو نشون بده باید از کمی دورتر یعنی گوشه فرش زمینه‎های این پرخاشگری رو از بین برد.
4- تا اونجا که ممکنه وقتی یه رفتار بد می‎بینید تذکر ندید وقتی بچه خوبه به صورت کلی در مورد رفتارهای بد و خوب اون هم در مورد افراد دیگه البته نه شخص خاصی صحبت کنید. مثلا اگر بچه داد میزنه وقتی داد زد بهش چیزی نگید وقتی حالش خوبه و کلی تعریف میکنید و احتمالا یه چیزی هم براش خریدید بهش بگید ببین ایجوری چقدر خوبه اما همه که اینجوری نیستن بعضیا داد میزنن و بد اخلاقن هیچ کس هم دوستشون نداره. اینجوری بچه با شما همراه میشه و قبول میکنه و مطمئن باشید این در یادش میمونه مخصوصا اگر تکرار بشه.
5- در بچه‎های کوچک زیر سه سال مخصوصا بین یک تا سه سال ممکنه بچه‎ها لجباز بشن و بهانه بگیرن. در این شرایط هیچ نصیحت، دعوا و حتی قربون صدقه رفتن هم نتیجه نمیده. در این موارد حواس بچه رو از موضوعی که داره بهانه اش رو میگیره به یک موضوع جالب پرت کنید. این بچه دومی ما خیلی به نگاه کردن از پنجره علاقه داره هر وقت بهانه میگیره و به یه چیزی گیر میده میبریمش جلوی پنجره و یک چند دقیقه ای حیاط و خیابون و اینها رو نشونش میدیم معمولا بعد چند دقیقه موضوع اول از یادش میره و وقتی میاریمش کنار درست میشه. اولی به حیوانات علاقه داشت با یه کتاب حیوانات، مستند حیوانات یا چیزی مربوط به حیوانات مشغولش میکردیم تا یادش بره.
6- بچه ها استاد پیدا کردن نقطه ضعف پدر و مادر هستن و اگه بفهمن شما ب یه چیزی مثلا گریه کردن، داد زدن، قهر کردن یا هر چیز دیگه‎ای حساسید و کنترلتون رو از دست میدید دقیقا روی همون زوم میکنن. لذا تا اونجا که ممکنه سعی کنید کنترل خودتون رو از دست ندید و ضعف نشون ندید.
7- تناقض بدترین چیز در رشد شخصیت کودکه تناقض در گفتار و رفتار شما، تناقض در گفتار شما در زمانهای مختلف یا تناقض در گفتار یا رفتار پدر با مادر فرصت برای لایی کشیدن و استدلالات الکی رو برای بچه ایجاد میکنه. یادمه یکبار پسرم در حدود سه سالگی از اینکه من میگفتم ببخشید و مامانش میگفت معذرت میخوام استفاده کرده بود یه قانون گذاشته بود و گیر داده بود به مامانش که تو یه چیزی میگی بابا یه چیز دیگه و من به همین دلیل نمیگم معذرت میخوام شروع کرده بود گریه و زاری که آخرش زنگ زدن به من سر کار تا بهش بگم که این دو تا یکیه چون مامانشم که گفته بود قبول نمیکرد! حالا خودتون ببینید تناقض توی چیزای مهمتر چه داستانی درست میکنه! بنا بر این متناقض صحبت و رفتار نکنید و این نمیشه مگر اینکه راست بگید چون دروغ به هر دلیلی حتی مصلحتی تناقض رو به دنبال میاره. با هم هماهنگ باشید و اختلافاتتون رو پیش بچه کنار بذارید. این خصوصا تا 6 - 7 سالگی بچه ها خیلی مهمه.
8- نذارید شخصیت بچه‎هاتون با چند تا دستخط نوشته بشه. اینایی که بچه رو از سر باز میکنن و هر روز میفرستنش پیش یکی و حتی بعضا میشه بچه دو سه ساله رو چند روز میذارن پیش آشنا یا فامیل بدونن که آدما هرچند خوب اما سبک تربیتیشون با هم فرق میکنه اگه بچه‎تون اونطوری که میخواستید نشد شاکی نشید چون حاصل تربیت افراد مختلفیه! حتی پدر بزرگا و مادر بزرگا اگر هماهنگ نباشن ممکنه در تربیت بچه مشکلاتی ایجاد کنند خصوصا اونایی که خیلی دلسوزی میکنن و قربون صدقه بچه میرن و هرچی میخواد در اختیارش میذارن. و خدا نکنه اون روز بیاد که بچه از پدر و مادرش به یکی دیگه پناه ببره و از خونه فراری باشه!
9- بچه زیر 7 سال نمیتونه در مقابل خواسته‎های خودش خیلی مقاومت کنه. بهش هم زور نگید که این کار رو بکن اینو نکن. اون کارایی که نباید بکنه باید زمینه اش رو جمع کرد. نمیتونید چیپس نشونش بدید یا توی کمد باشه ولی بگید نخور. نمیشه بفهمه مثلا الآن کارتون داره بعد بگین نبین. همون قدر که جلوگیری از خواسته‎های بچه سخته فیلتر کردن و هدایت خواسته‎هاش راحته. خواهشا تریپ روشن‎فکری هم برندارید که نه بچه باید آزاد باشه هرچیزی رو تجربه کنه بعد به اراده خودش انتخاب کنه این چیزا به فرض محال درست هم که باشه مال بچه 3- 4 ساله نیست. الآن پسر ما بعد 6 سال نه میدونه برنامه عمو پورنگ کیا پخش میشه، نه میدونه فیتیله چیه نه هیچ کدوم از برنامه‎های دیگه تلویزیون. هیچ مشکلی هم نداریم. روزی یک ساعت یک برنامه خاص شبکه آموزش رو میبینه هیچ بهانه هم نمیگیره! ماها وقتایی که حوصله نداریم هرچیز جذابی رو میذاریم جلوی بچه وقتایی که دغدغه تربیت میگیردمون میخوایم جلوش رو بگیریم. 
10- در مورد شخصیت بچه خیلی سخت نگیرید شخصیتهای بسیار متفاوتی میتونه شخصیت خوب باشه. لزوما نمیشه گفت مثلا بچه درونگرا خوبه یا برونگرا، بچه ساکت خوبه یا شلوغ، بچه کنجکاو (بعضیا میگن فضول) خوبه یا بچه سر به راه و خیلی ویژگیهای شخصیتی دیگه. اما شما تا اونجایی که ممکنه نقش متعادل کننده رو داشته باشید اونم نه به زور و با تحقیر و مقایسه و سرزنش. مثلا اگر بچه زیادی محتاطه یه خورده شجاعت رو درش تقویت کنید و در موقعیتهای چالش برانگیز قرارش بدید اگر خیلی نترسه و کارای خطرناک انجام میده کمی بترسونیدش و خلاصه ویژگیهاش رو رصد کنید و با رفتارهای خودتون متعادلش کنید. خلاصه اش اینه که با بچه نجنگید. شخصیتش رو همونطور که هست بپذیرید و برای اصلاح در بلند مدت با کار روی خودتون تلاش کنید نه فشار روی بچه.

خوب اگر همینطور بخوام ادامه بدم میترسم به نکته 40 و 50 برسیم اینه که همینجا ختمش میکنم و انشاءالله اگر فرصتی شد و مطالبی در مورد مسائل تربیتی و پرورشی بچه‎ها نوشتم اونجا بیشتر این موضوعات رو شرح خواهم داد.

از همراهیتون ممنون
موفق باشید



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مراحل رشد 
تاریخ:جمعه 9 خرداد 1393-09:28 ق.ظ

مراحل رشد: رشد اجتماعی

به نام اویی که صورتگر همه انسانهاست و چه خوب صورتگری است!

توی پستای قبل چند بعد از ابعاد رشد رو نوشتم. تو این فاصله تو بعضی فرومها و گروه‎هایی که در مورد رشد کودک نوشتند بررسی کردم به یک سری نکات و نظرات برخوردم که قبل از ورود به مطلب اصلی این پست که رشد اجتماعیه لازم میدونم نکاتی رو در مورد مطالبی که مینویسم بگم.
اول اینکه تقریبا توی همه پستها نوشتم و باز هم تأکید میکنم این جداول و زمانهایی که میگیم و میگن یک چیز قطعی نیست و نباید باعث نگرانی بشه بعضا دیده میشه پدر مادرا به خاطر چند هفته و حتی چند روز تأخیر نسبت به این موارد همچین نگران میشن که دیگه فکر میکنن خدای نکرده بچه شون مشکل داره و عقب مونده است. این بدتر باعث میشه استرس و فشار به بچه وارد بشه و در روند رشدش اختلال بوجود بیاد. اما از اون طرف هم یک نظری هست که به خاطر اینکه والدین دچار نگرانی نشن اصلا نباید جدولی داد یا زمانی تعیین کرد. این هم از اون طرف افتادنه. یعنی آگاهی والدین در مورد مواحل و زمانهای رشد برای اونها لازمه چرا که هرچند نباید دچار استرس شد اما سرسری هم نباید گذشت و باید مراحل رو در بچه رصد کرد. لذا نه افراط در این زمینه خوبه نه تفریط. به نظرم درستش اینه که والدین اطلاعاتی داشته باشند اما بدونن اینها یک سری موارده که اولا در هر بچه ای فرق میکنه و ممکنه کمی هم دیر و زود بشه. ولی نسبت به تأخیرات بیش از حد یا همزمان شدن موارد متعدد تأخیر بدون نگرانی توجه داشته باشند و در صورت لزوم با متخصص مشورت کنند.
دوم اینکه فرضا یک موردی رو فهمیدید که تأخیری در بچه وجود داره یا اختلالی در رشد هست. در اغلب موارد نمیشه در کوتاه مدت و با فشار کاری کرد بلکه باید روندها، توصیه ها و دقتهایی رو در تعامل با کودک داشت تا به تدریج این تأخیر جبران بشه یا اختلال اصلاح بشه. اینکه فرضا بچه در حرف زدن تأخیر داره بیایم زورش کنیم که حرف بزنه یا تمرینات فشرده براش بذاریم! درست نیست باید به تدریج یک سری نکات رو توجه کنیم تا کم کم این تأخیر جبران بشه. در موارد دیگ مثل موارد حرکتی و شناختی و ذهنی هم همینطوره.
سوم یکی از دلایل اینکه میگیم دانستن این چیزا برای والدین خوبه اینه که هر چه زودتر یک ضعف یا مشکل در بچه شناخته بشه راحت تر میشه اصلاحش کرد. نمونه‎هایی رو میشناسم که مثلا در 5 سالگی فهمیدن کودک کم شنواست. با اینکه میشه این رو از یک ماهگی فهمید و مانع عقب افتادن کودک در موارد دیگه به این دلیل شد. یا در موردی والدین بچه بعد از رفتن به کلاس اول تازه فهمیدن سندرم "دان" داره. خوب این رو قبل از یکسالگی هم میشه فهمید یا تنبلی چشم و برخی اختلالات یادگیری. آگاهی والدین در این موارد مفید و حتی ضروری است.
چهارم اینکه اینها نباید مبنای قضاوت در مورد کودک قرار بگیره بلکه آلارمهایی است که در صورت مشاهده تازه باید با متخصص مشورت کنید. مثلا اگر دیدید بچه نزدیک دو سال شد و کلمات واضحی نداره باید با گفتاردرمان مشورت کنید یا اگر سه ساله شد و دیگران نمیفهمند چی میگه همینطور. یا اگر مثلا 18 ماه گذشت و راه نیفتاد با پزشک مشورت کنید. میبینید که اینها هم بعد از تأخیرات قابل ملاحظه است یعنی مثلا طبق جداول بچه باید 12 - 13 ماهگی راه بیفته اما بسته به فیزیولوژی و ویژگیهای بچه های مختلف ممکنه حتی تا 18 ماهگی طول بکشه اما اگر تا این زمان هم راه نیفتاد مشورت با پزشک لازمه. توصیه میکنم خیلی زود این مشورت و مراجعه رو شروع نکنید. چون معمولا به هرکی مراجعه کنید خصوصا حوزه های توانبخشی یه چند جلسه ای برای بچه مینویسند یا خدای نکرده استرس رو بیخودی زیاد میکنن. البته افراد بسیار خوب و صادقی هم هستند که البته تشخیص اینها از هم کمی سخته مگر افراد مطمئن معرفی کنند!
آخرین نکته هم اینه که اساسا من موضوع و دغدغه اصلیم نوشتن در این موضوعات نیست و بیشتر میخوام در مورد فضای محصولات، خدمات و محیطهای مربوط به بچه‎ها و شارلاتان بازیهایی که توی این فضا اتفاق افتاده بنویسم اما برای ورود به اون بحث لازمه یک سری از مقدمات رو بگم که بتونم بر اساس این مقدمات نقدها رو به این فضای موجود بیان کنم و مثلا بگم چرا این کلاسهای هوش و کودکان نخبه چیز به درد نخوری است و فقط تبلیغاته! پس یه چند تا پست رو باید تحمل کنید تا برسم به مطالب اصلی.

خوب بعد از این مقدمه نسبتا طولانی که امیدوارم خسته تون نکرده باشه میپردازم به رشد اجتماعی که یکی از ابعاد دیگر رشده و البته همونطور که در ابعاد دیگه هم گفتم تناسبی با سایر ابعاد رشد داره یعنی معمولا رشد یک فرایند یکپارچه است که آدم به خاطر فهم بهترش اون رو تقسیم به بخشهای مختلف کرده. 
رشد اجتماعی معمولا به تعامل کودک با دیگران و محیط اطراف بر میگرده. که از روزهای اول و با تعامل کودک با مادر شروع میشه و تا حضور مستقل او در جمع ادامه پیدا میکنه. این رشد هم مراحلی داره که هرچند در بچه‎های مختلف متفاوته اما میشه یک مراحل عمومی رو براش بر شمرد. البته در این بعد زمانها و حتی رویدادها و مراحل خیلی تقریبی تره چون بسیار به ویژگیهای شخصیتی که بعضا هم ذاتی و ژنتیکی هستند وابسته است. مثلا یک بچه درونگراست و حتی در همون حالات چند ماهه اول هم این رو نشون میده و یکی دیگه برونگراست، یکی محتاطه و یکی دیگه بی پروا است. خوب طبیعیه که شکل و نحوه رشد اجتماعی اینها با هم فرق کنه اما بالاخره اینها باید در جمع حضوری مثبت و متعادل داشته باشند. در این بعد رشد تعامل و دقت والدین در شکل گیری شخصیت اجتماعی کودک خیلی میتونه مؤثر باشه. در جدول زیر چند مرحله کلی و عمومی رو در این بعد آوردم و زمانهای حدودی رو هم برای اونها ذکر کردم.

سنمرحله رشد اجتماعی فعالیتهای كمكی 
حدود 3 هفته هنگام صحبت با او دهانش را حركت داده، زبان را بیرون آورده و خود را تكان می‌دهد به طور مكرر تماس چشم با چشم و پوست به پوست با او داشته باشید 
حدود 12 هفته چرخاندن سر به سمت صدا - لبخند زدن برقراری تماس چشمی با كودكان هنگام شیردادن 
 حدود 16 هفتهبیتابی كودك هنگام تنهایی و آرام شدن او هنگام حضور اعضای خانواده تقلید كارهای كودك به صورت اغراق آمیز - وقت بیشتر برای بازی با او 
حدود 20 هفته برقرای ارتباط به چهار طریق: گریه، صدا در آوردن، حالات صورت، حركات بدن با تغییر در زیر و بمی صدای خودتان، صداهای او را تقلید كنید 
حدود 24 هفته واكنش به نوازش كردن، ضربه می‌زند، چنگ و سیلی می‌زند به كودك برای عادت كردن با غریبه‌ها وقت كافی بدهید  
 حدود 28 هفته علاقمند به شركت در بازی‌هایی مثل دس دسیزیاد محبت كنید - انجام بیشتر بازی ها - تماس با او 
حدود 36 هفته نگاه به كودكی دیگر و ابراز علاقه به او - كارهایی برای جلب توجه محبت به كودك - محكم ادا كردن كلمه "نه" برای درك پاسخ منفی 
حدود 15 ماه علاقمند به گردهمای های اجتماعی - تعقیب گفتگوها و سروصدا در فواصل گفتگوهااو را در نزدیكترین مكان به جمع بنشانید 
حدود 18 ماه نگاه به کودکی دیگر و ابراز علاقه به او - کارهایی برای جلب توجهاو را تشویق به اظهار محبت كنید 
حدود 24 ماه  به صورت افراطی به انجام كارهای ممنوعه متوسل می‌شودكمك كنید معنای مشاركت را درك كند 
حدود 30 ماه احساس  رقابت در او دیده می‌شودمشاركت را به صورت بازی درآورید 

این مراحلی که در جدول بالا اومده بخشی از مراحل رشد اجتماعی است که به نظر میاد میتونه مورد توجه قرار بگیره البته همونطور که نوشتم در این بعد رشدی بچه ها با هم خیلی فرق دارند و نباید برای نشون دادن یک رفتار بهشون فشار آورد. در خصوص رشد اجتماعی هم مثل سایر ابعاد چند نکته به ذهنم میرسه که خدمتتون میگم.
1- مهمترین عامل در این بعد رشد در درجه اول تعامل مستمر و مناسب والدین با کودکه. اگر این رابطه خوب شکل بگیره میشه امیدوار بود که سایر ابعاد اجتماعی کودک هم خوب رشد کنه اما اگر در این تعامل مشکلی وجود داشت باید منتظر باشید که در آینده هم بچه مشکلاتی در ارتباط با سایر افراد پیدا کنه.
2- زندگیهای آپارتمانی امروز و معضل تک فرزندی معمولا فردگرایی رو در بچه ها رشد میده که اصلا خوب نیست. توصیه میکنم از همون چند ماهگی جمعهایی رو برای حور بچه پیدا کنید. البته منظورم لزوما مهد کودک نیست بیشتر منظورم جمعهایی است که بچه با مادر یا پدرش حضور داره. بهترین این جمعها هم جمعهای فامیلی و دوستانی هستند که اونها هم بچه هایی هم سن و سال بچه شما دارند. این فضاها به رشد اجتماعی بچه و تعامل اون با سایر بچه ها کمک میکنه.
3- تا اونجا که ممکنه در تعامل بچه با سایر بچه ها دخالت نکنید حتی اگر مشکل یا ضعفی هم میبینید در همون جایی که این رو میبینید دخالت نکنید بذارید بچه ها خودشون مشکلشون رو با هم حل کنند و اگر تذکری هم لازمه بعدا و ترجیحا به صورت غیر مستقیم بدید. چون تقریبا همه پدر و مادرها تعصبی روی بچه خودشون دارند در تعاملات معمولا حق رو به بچه خودشون میدن و بعدا هم پش سر طرف مقابل حرف میزنند این خیلی برای بچه ا بده و اونها را افرادی خودخواه و طلبکار بار میاره.
4- توی ارتباط با بچه باید بچه بشید. برای خودمون هم خوبه که بعضی وقتا از این فضای جدی دربیام و بچه بشیم و واقعا خاله بازی کنیم یا با خونه سازی چیزی بسازیم و توپ بازی کنیم. این خیلی مهمه که بچه باور کنه شما در جریان بازی یا همون زندگی او هستید نا اینکه دارید یک نقش مصنوعی و بیرونی بازی میکنید. در سنین بالاتر که فهم بچه بالاتر میره این سخت تر هم میشه.
5- یکی از مراحل رشد اجتماعی حس رقابته در این دوره رفتار شما خیلی مهمه نه باید این حس رو سرکوب کنید که اعتماد به نفس بچه از دست بره نه اینکه کمکش کنید و یه کاری کنید با استفاده از نیروی شما در رقابتها پیروز بشه. مثلا هر چی رو از هر کی میخواد شما براش بگیرید. اینجوری هم ضعیف میشه و هم طلبکار بنابر این از دور نظارت کنید و رفتاری منطقی داشته باشید و به او کمک کنید به جای رقابت مشارکت کند.

ممنون از نظراتی كه برای پستهای قبلی گذاشتید.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مراحل رشد 
تاریخ:چهارشنبه 7 خرداد 1393-08:48 ق.ظ

مراحل رشد: رشد گفتاری

و او که برای بندگانش کافی است ...

خوب در مراحل رشد موضوع رو در ابعاد جابجایی حرکتی، مهارتهای دستی و ذهنی بررسی کردم و مطالبی رو نوشتم. در این پست میرسم به رشد گفتاری که دغدغه خیلی از والدین هم هست.
رشد گفتاری نسبت خیلی نزدیکی با رشد ذهنی و شناختی داره. اینقدر که خیلی از اختلالات یادگیری و شناختی اگر در بچه وجود داشته باشه باید به گفتاردرمان مراجعه کنید. البته اینکه در چه مورد به چه کسی مراجعه کنید خودش یه موضوع مهمه که باید در یک فرصت مناسب توضیح داده بشه. 
گفتار یکی از مهمترین بروزات کودکه که ممکنه به هر دلیلی دچار مشکل بشه. مثلا ناشنوایی و کم شنوایی میتونه منجر به مشکل در کلام بشه که خوب علتش نقص در ورودی است و طبیعیه که کسی که خوب نمیشنوه خوب هم صحبت نکنه اینه که عموما ناشنواها امکان صحبت ندارند با اینکه در سیستم حنجره و زبان و گفتاری شون نقصی نیست. همینجا بگم که تست شنوایی برای نوزاد خیلی مهمه و البته خوب خیلی هم چیز سختی نیست و خودتون هم میتونید بعد از یک ماهگی با صداهایی مثل دست زدن از پشت سر نوزاد این رو آزمایش کنید که البته تستهای تخصصی هم هست که اگر حس کردید عکس‎العملهای بچه به صداها ضعیفه حتما مراجعه کنید و این تستها رو بدید. چون نواقص شنوایی رو در سنین پایین میشه حل کرد اما در سنین بالا یا نمیشه یا خیلی سخته و اگر هم بشه جبران عقب افتادگی های حاصل از ناشنوایی یا کم شنوایی خیلی سخته.
مشکلات دیگری که در گفتار هست حاصل اختلالات ذهنی و درکی و یادگیری است که مثلا مشکلاتی مثل سندرم دان، فلج مغزی، اوتیسم و ... هم اغلب اول خودشون رو در اختلالات گفتاری و بعضا حرکتی نشون میدن. بنا بر این اختلالات گفتاری باید خیلی جدی گرفته بشه. این نکته هم ضروری است که هر تأخیری در مراحل رشد گفتاری اختلال گفتاری نیست و جای نگرانی نداره. مثلا بچه‎ها باید حدود یک سالگی یک دو کلمه اول رو بگن اما ممکن هم هست این مرحله تا 16 یا 17 ماهگی هم طول بکشه و حتی یه جایی خوندم که ممکنه تا دو سالگی هم طول بکشه بدون اینکه بچه مشکل خاصی داشته باشه. یکی دیگر از عواملی هم که باعث میشه بچه مشکل یا اختلال گفتاری پیدا کنه مشکل در ساختار گفتاری است. مثلا شکاف کام یا لب یا مشکل در حنجره و تارهای صوتی و .... که اینها رو هم در سنین پایین با عمل جراحی و برخی درمانهای دیگه میشه اصلاح کرد.
اما رشد گفتاری هم مراحلی داره که به صورت خیلی کلی در جدول زیر آوردم. این بعد رشد رو نمیشه خیلی دقیق آورد چون معمولا در یک بازه نسبتا متغیر اتفاق میفته و بچه‎های مختلف هم متفاوتند. 

سنعلائم و رفتارهای كودك فعالیتهالی كمكی رشد گفتاری 
بین 6 تا 8 هفته تشخیص صدا در شش هفتگی و پاسخ به آن در هشت هفتگی پاسخ به گریه‌های او - پاداش در ماقبل واكنش او در جهت افزایش انگیزه كودك به محبت 
بین 12 تا 24 هفته بازی كردن با صاوات - در 12 هفتگی: كشیدن جیغ‌های شادی- پس از 12 هفتگی: تقلید صداهای حلقی (گاگا، آگو...) - در 16 هفتگی: تولید حباب با لبها - تا 24 هفتگی: بیان صداهای كا، دا، ما، گصحبت با كودك با حالتی سرگرم‌كننده، خنده‌دار و آمیخته با شوخی - بیان كارهای روزمره با كودك به صورت اغراق آمیز 
بین 28 تا 40 هفته 28 هفتگی: ادای هجاهای واضح (با، دا، كا) - انجام بازیهایی با لب و دهان -
32 هفتگی: تركیب هجاها با هم (بابا، دادا) - اضافه كردن صداهای ت، د ... -
36 تا 40 هفتگی: تقلید صداهای گفتاری واقعی - اطلاعات از چند دستور ساده - تقلید صداهای حیوانات 
واضح و روشن صحبت كردن - تقلید صدای كودك - تشویق او - نمایش معنی كلمات در قالب اشیاء و تصاویر 
 حدود 18 ماهحدود 10 كلمه بامعنی را به كار می‌برد كتاب خواندن برایش - آشنا كردن با انواع صداها 
حدود 2 سال دارای 30 كلمه - پرسیدن سوال‌های ساده (كجا...) - استفاده از گفتار در موقعیت‌های مختلف آموزش مفاهیم به او (بالا، پایین، زیر، رو...) - آموزش صفات مثل خوب و بد و قشنگ ... 
 حدود 3 سالصحبت كردن به نحوی كه افراد دیگر از غیر پدر و  مادر نیز حرفهای او را می‌فهمندگفتن داستان، بازی‌های كلامی، گوش دادن دقیق به صحبتها و عكس‌العمل به گفتارش 

  همونطور که در جدول می‎بینید موارد رشد گفتاری به تعداد رشد حرکتی و ذهنی نیست. اما در هر مورد موارد متعددی گفته شده چون واقعا ممکنه رشد در یکی زودتر و در یکی دیرتر اتفاق بیفته. یعنی مورد داشتیم!! وقتی راه افتاده گفته ببنیند دارم راه میفتم و مورد هم داریم که میدوه و بالا پایین میپره اما هنوز یک کلمه هم حرف نمیزنه. هیچ مشکلی هم نداشته. 

یک نکته که مطمئن نیستم درسته ولی با دیدن موارد متعدد بهش رسیدم اینه که رشد گفتاری و زود حرف زدن با میزان هوش یه ربطی داره حالا این ربط چقدر زیاده رو نمیدونم (باید بررسی كنم ببینم در این زمینه مطالعاتی شده یا نه).
در خصوص رشد گفتاری چند مورد رو باید گفت.
1- معمولا گفته میشه که دخترها کمی زودتر از پسرها رشد گفتاری پیدا میکنند یا همون حرف زدن رو شروع میکنن. در آشناهامون هم کم و بیش این رو دیدم اما باز هم نمیتونم به عنوان یک اصل قطعی بگم.
2- بعضی‎ها میگن بچه دوم زودتر حرف میزنه ولی من در برخی متون علمی هم دیدم که بچه دوم دیرتر حرف میزنه! تحلیل خودم اینه که رشد گفتاری به میزان هم کلام شدن و برقراری ارتباط کلامی والدین و اطرافیان با کودکه. اگر والدین کم به بچه توجه کنند و کم باهاش حرف بزنند دومی زودتر حرف میزنه چون بالاخره یک بچه بزرگتر هست که باهاش هم کلام بشه و حرف بزنه. اما در مورد پدر و مادرهایی که خیلی با یچه ارتباط کلامی و تعامل دارند و وقت میذارن ممکنه برعکس بشه یعنی در بچه دوم توجه بین دو بچه تقسیم بشه و اساسا به دلیل حساسیتهای بچه اول نشه خیلی به دومی توجه کرد. اینه که ممکنه دومی دیرتر حرف بزنه. نکته مهمتر هم اینه که اینا همش فرضیه است چون بچه ها با هم متفاوتند نمیشه گفت واقعا عامل دیر یا زود حرف زدنشون چیه!
3- هرچند چند جای متن گفتم اما گفتنش به عنوان یک نکته مستقل خالی از لطف نیست که مهمترین عامل در رشد گفتاری توجه به صداها و گفتار کودک، عکس‎العمل درست نشون دادن به او و همکلام شدن با او حتی در زمانی است که او صلا حرف شما را نمیفهمد. (یعنی شما فکر میکنید نمیفهمد)
4- برخی تمرینات مثل تمرین فوت کردن، مکیدن و تقلید سرفه و عطسه و اینها در تقویت اجزای گفتاری بچه خیلی کمک میکنه این تمرینات حتی قبل از 6 ماهگی هم میونه شروع بشه. خصوصا فوت کردن شمع یا شعله و مکیدن نی برای بچه خیلی جذابه. این رو هم بگم که بچه‎هایی که برای مکیدن در شیر خوردن مشکل دارند رو باید به پزشک نشون داد این ممکنه از مشکلاتی باشه که بعدا هم در گفتار مؤثره.
5- با بچه مثل آدم بزرگا درست حرف بزنید. البته لحن میتونه بچه گونه باشه اما بد گفتن کلمات یا استفاده از کلمات نادرست میتونه موجب بد حرف زدن کودک بشه مثلا اگر بچه به جای رفت میگه یفت شما همون درستش رو بگید و مثل خودش باهاش حرف نزنید. این خیلی مهمه.
6- به بچه اصرار نکنید یه چیزی رو بگه یا تکرار کنه خصوصا در جمع. این موجب اضطراب میشه و ممکنه مشکلاتی براش پیش بیاره مثل لکنت و اگر تعجب نکنید بعضا شب ادراری و .... درستش اینه که اون چیزایی رو که میخواید بچه بگه شما خودتون تکرار کنید و بگید تا اون هم بگه!
7- بچه در 3 - 4 ماهگی شروع به سر و صدا کردن میکنه در بعضی بچه ها ممکنه این سر و صدا کردن مدتی حتی چند ماه قطع بشه که این جای نگرانی نیست. مهم اینه که دوباره که شروع میکنه معمولا با قصد صدا تولید میکنه و صداهای تولیدیش شبیه حرف زدنه و بعضا میخواد منظوری رو منتقل کنه
8- بچه‎ها بعضا گیریپاژ میکنن در حرف زدن این موضوع ممکنه خودش رو در قالب تکرار یک حرف یا کلمه و یا گیر کردن در شروع یک جمله یا نشانه‎های مشابه نشون بده. این موارد لزوما لکنت نیست و جای نگرانی هم نیست. در چنین شرایطی اصلا به بچه برای خوب حرف زدن فشار نیارید و هولش نکنید. اگر دیدی خیلی طول کشید، موضوع رو عوض کنید یا جوری که ناراحت نشه جمله رو یا پاسخش رو بگید. این مشکل بچه ها در شرایط تنش زای محیط و خانواده تشدید میشه و ممکنه تبدیل به لکنت هم بشه این موضوع رو جدی بگیرید و سعی کنید حتی اگر زندگی خودتون هم تنش داره برای بچه محیطی آرام فراهم کنید.
9- بعضی بچه‎ها ممکنه بعضی حرفها رو تا یه سنی بد ادا کنند مثلا ر رو ی بگن یا ک رو ت بگن یا مواردی از این دست. اولا خیلی جای نگرانی نیست حتی اگر تا 5 سالگی هم طول بکشه ثانیا شما نه مسخره اش کنید نه مثل خودش حرف بزنید. شما درست صحبت کنید. اگر دیدید این موضوع تا پیش دبستانی هم طول کشید یا اینکه در خیلی از حروف مشکل داره و مشکل جدی است با یک گفتار درمان مشورت کنید.
10 بازیهای کلامی خیلی در رشد گفتاری و ذهنی بچه مؤثره. گفتن قصه به صورت نوبتی، بازیهای جای خالی، یکی در میون خوندن یک شعر یا یک سوره و امثال این بازیها که متناسب سنین مختلف میشه مواردی رو انتخاب کرد و انجام داد. از این بازیها غفلت نکنید. ضمن اینکه تا میتونید با بچه ها حرف بزنید و براشون قصه بگید قصه های ساده میتونه از حدود یک سالگی شروع بشه.

خوب دیگه این پست خیلی طولانی شد.
منتظر نظرات و پیشنهاداتتون هستم

موفق و شاد باشید



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مراحل رشد 
تاریخ:سه شنبه 6 خرداد 1393-10:36 ق.ظ

مراحل رشد: رشد ذهنی

رشد دهنده اوست

با سلام و تشکر از اونهایی که لطف کردن و نظر دادن
در دو پست قبل دو بعد از ابعاد رشد کودک زیر 3 سال رو کمی توضیح دادم. در این پست به یاری خدا میخوام یک بعد دیگه رو توضیح بدم که میدونم دغدغه خیلی از پدر مادراست. رشد ذهنی یکی از ابعاد رشد کودکه که خیلی برای والدین دغدغه است و شاید بیش از ابعاد دیگه در موردش سؤال میکنن. البته این شاید کمی به خاطر آگاهی کم نسبت به رشده وگرنه همونطور که در پستای قبل گفتم اغلب این مراحل رشد به هم وابسته هستند و همین قدر که رشد ذهنی مهمه رشد حرکتی و مهارتهای دستی و شخصیتی و ... هم مهمه. به عبارتی اساسا رشد یک فرایند یکپارچه است که ما اومدیم و تجزیه اش کردیم به چند بعد. این هم البته یکی از تفاوتهای نگاه مدرن با نگاه سنتی خودمونه که در طب سنتی و مدرن هم خودش رو نشون داده. یعنی در طب مدرن میان آدم رو به چند بعد مختلف تجزیه میکنند و بر این اساس تحلیلش میکنن اما در طب سنتی آدم رو یک موجود یکپارچه میبینن. بگذریم قصد بحثهای فلسفی نداشتم اما به قول نویسنده ها بعضی وقتها قلم (همون کیبورد) به اختیار نویسنده نیست! فعلا مبنای ما همین تقسیم‎بندیهای علم جدیده و رسیدیم به رشد ذهنی. 
رشد ذهنی یک تفاوتی با اون دو بعد از رشد که قبلا نوشتم داره یعنی در رشد حرکتی و مهارتهای دستی همون رشدی که اتفاق میفته قابل دیدنه اما در رشد ذهنی طبیعتا این طور نیست یعنی شما رشد و فعل و انفعالات ذهنی بچه رو مستقیم نمیتونید ببینید. لذا میان یک سری علامت برای اون تعریف میکنند و میگن این علامتها نشان دهنده رشد ذهنی است. بنا بر این ممکنه نشانه‎های دیگری هم وجود داشته باشه یا نشانه‎ها خودشون رو با کمی تفاوت در کودکان مختلف نشون بدن. بنابر این چیزهایی که در این بعد خواهیم نوشت یک سری مراحل عمومی است و زمانها هم حدودی است. والدین اگر دقت کنند خودشون میتونند روند رشد ذهنی رو در کودکشون رصد کنند و البته این علائمی که میگیم هم کمکشون میکنه. قبل از توضیحات دیگه اول مثل قبل جدول مراحل و سن و فعالیتهای کمکی رو میارم بعد در مورد اون نکاتی که به ذهنم میرسه رو خدمتون خواهم نوشت.

سنمرحله رشد فعالیتهای كمكی در این مرحله 
از روز سوم واكنش كودك به سمت صدای شما و عمدی بودن نگاه او صحبت با كودك در فاصله 20 تا 25 سانتی‌متری 
حدود 4 هفته صحبت با آرامش توأم با ساكت شدن نوزاد - صدای خشن یا بلند توأم با اضطراب نوزاد خواندن لالایی برای نوزاد 
حدود 6 هفته زدن لبخند كوتاه حفظ تماس چشمی 
حدود 8 هفتهنگاه كردن در جهت صداها و حركات - خیره شدن به اشیاء جذاب كردن محیط اطراف وی - گذاشتن فرفره و آینه در تخت خوابش 
 حدود 12 هفتهنگاه كردن به انگشتانش و تكان دادن آنها به طور ارادی انجام دادن بازی‌های جسمانی با وی مثل تكانهای ملایم، خم كردن نوزاد، كشیدن دست و قلقلك دادن پا 
حدود 16 هفته علاقه‌نمندی به اسباب‌بازی‌های جدید، مكان‌های جدید و افراد جدید و حس‌های جدید در اختیار قرار دادن اسباب‌بازی‌های مختلف با اندازه‌ها، شكلها، جنسها و كاربردهای مختلف 
حدود 20 هفته دوست داشتن بازی از جمله آب بازی تا می‌توانید با او بازی كنید 
حدود 24 هفته سعی در جلب توجه با ایجاد صداهای مختلف - شروع خجالت از غریبه‌ها انجام بازی پرت كردن اشیاء و پس دادن آن - صدا زدن اسم او به صورت مكرر 
حدود 28 هفته شروع به تقلید كارهای ساده نشان دادن تصویر كودك در آینه برای بدست آوردن تصویری از خود 
حدود 32 هفتهبه دنبال اسباب بازی كه انداخته است می‌گردد كمی خارج از دسترس او اسباب‌بازی را قرار دهید تا هنگام خواستن به او بدهید 
حدود 36 هفته شناختن بازی‌ها و شعرهای آشنا - پیش‌بینی حركات  كارهایی را كه با او می‌كنید برایش توضیح دهید - اجازه بازی با وسایل بی‌خطر آشپزخانه
حدود 40 هفته اگر بپرسید بابا كجاست به دنبال بابا می‌گردد - بای بای كردن كم‌كم با هم كتاب تماشا كنید - انجام بازی‌های انداختن و برداشتن اشیاء - قایم باشك با اسباب بازی برای تقویت حافظه 
حدود 44 هفته فهمیدن مفاهیم داخل و خارج، اینجا و آنجا خواندن كتاب و مجلات 
حدود 48 هفته تكرار نام خود  - نه گفتن با تكان دادن سر خودتمركز روی نام اشیاء و قسمتهای بدن 
حدود 48 تا 52 هفته سعی در گرفتن دو مكعب در یك دستدادن دو مكعب در یك دستش 
حدودا از 37 هفتگی به بعد نام خود را می‌داند - نه را می‌فهمد - نشان دادن محبت زیاد به شما با فشردن خودش به شما تشریفات اجتماعی مثل بای بای كردن، بوسیدن، سلام كردن و ... را با او انجام دهید 
حدود 52 هفته بیان دو سه كلمه معنی‌دار - شناسایی شیء در كتاب و اشاره به آن - شروع به فهم پرسشهای سادهخواندن داستانهای كوتاه برای او 
از 15 ماهگی شناخت اعضای بدن - شناخت تصاویر كتاب تشویق به كمك در كارهای منزل - آشنا كردن با مفهوم مالكیت 
 حدود 18 ماهدستورات دو قسمتی را انجام می‌دهد - تشخیص اشكال و اشاره به آنها در تصاویر آشنایی با اشكال - آشنایی با ضمایر ملكی - یادگیری از طریق تكرار 
حدود 21 ماه انجام درخواستهای ساده - فهم كم‌كم درخواستهای پیچیده خواص اشیاء را شرح دهید 
حدود 2 سال افزایش گنجینه لغات - اجرای فرمان‌های پیچیده - پیدا كردن چیزی كه قبلا با آن بازی می‌كرده شكلهای مختلف را در جاهای مخصوص خود قرار دهد 
حدود  30 ماهشناخت رنگها - شروع به چرا گفتن آموزش اعداد - تشویق به كشیدن اشیاء 

خوب همینطور که میبینید در این بعد هم علائمی ذکر شده که البته گفتم که اینها همه موارد نیست و ممکنه قطعی هم نباشه. بنا بر این اولا فرزندتون رو با دیگران مقایسه نکنید و ثانیا زورش نکنید یک کاری رو انجام بده. یکی از نگرانیهام از نوشتن این مطالب اینه که والدین بخونن و مثلا سر چهار هفتگی بچه بدبخت رو تست کنن ببینن اخم کنن یا داد بزنن مضطرب میشه یا نه یا مثلا بچه 18 ماهه هی دستورات دو قسمتی بدن!! این مدل رفتار اضطراب و وسواس رو در بچه تقویت میکنه فلذا اگر میخواهید کاری هم بکنید جنسش باید از اون چیزهایی باشه که در ستون سوم نوشتم نه مستقیما از جنس ستون دوم. میبینید که ستون سوم از جنس کارهایی است که شما باید انجام بدید و ستون دوم اونایی است که بچه باید انجام بده. برای رشد کودک به جای اینکه به اون فشار بیارید به خودتون فشار بیارید و یک سری کارها رو انجام بدید. مثلا معمولا دیده میشه که در حدود یک سالگی یا کمی بیشتر که بچه شروع میکنه دو سه کلمه اول رو گفتن هی بهش میگن اینو بگو اونو بگو. این اصلا خوب نیست در جدول مراجعه کنید به ستون سوم. میبینید که روبروی این مورد نوشته خواندن داستانهای کوتاه. حتی این رو هم نباید به بچه زور کنید که بشینه و داستان رو گوش کنه. شما خودتون رو با اون تنظیم کنید.
در مورد رشد ذهنی نکات زیادی وجود داره که میشه اشاره کرد و شاید یکی از دغدغه‎های اصلی من همین موضوع بود که باعث شد این وبلاگ رو زدم. به نظرم میرسه والدین خیلی دوست دارند بچه‎ی باهوشی داشته باشند و این شده یک دغدغه و بعضی جاها هم متأسفانه به رقابت و چشم و همچشمی افتادن که ببین بچه من مثلا چی بلده و چه چیزایی میگه و چه کارا که نمیکنه! اونوقت یک سری آدم و شرکت سودجو هم پیدا شدن و یک مشت محصولات بیخود و بی کیفیت درست کردن که هوش بچه‎های ما رو زیاد کنند. میبینید که تو تبلیغاتشون هم خیلی واضح این رقابت بین به رخ کشیدن بچه ها رو با کمال پررویی نشون میدن.
من با قاطعیت خدمتتون عرض میکنم این چیزا اگر ضرر نداشته باشه فایده هم نداره. در مورد اینا مفصل خواهم نوشت و ضررهایی که داره و اختلالاتی که در رشد بچه ایجاد میکنه اما فقط یک جمله بدونید که یکی از ضررهای اینها اینه که این احساس رو به شما میده که خوب اینو خریدم یا این کلاس رو که بچه رو گذاشتم دیگه خیالم راحته و اون داره رشد میکنه. این باعث میشه شما از کارهای به ظاهر ساده ولی مهمی که باید در قبال بچه انجام بدید بمونید. 
باز از دستم خارج شد و زدم تو خاکی. اینقدر از این وضعیت ناراحتم که بعضی وقتا اینجوری میشه.
رشد ذهنی کودک در زیر 7 سال خیلی مهمه یعنی میشه گفت بسته میشه (علتش رو هم انشاءالله در یک فرصت دیگه توضیح میدم) اون چیزی که مهمه درست شکل گرفتن این ساختارهای ذهنیه نه رفتارهای کودک در این سنین. این هم کاملا وابسته به رفتارهای شما و محیط زندگی کودکه. در این مورد هم چند نکته هست که توجه بهش خوبه.
1- تا حد ممکن با کودک تعامل کلامی و لمسی داشته باشید و به حالتها و خواسته‎هاش پاسخ درست بدید. جواب دادن به سروصداهای در سنین خیلی پایین، خوندن داستان در سنین بالاتر و صحبت کردن مدام با کودک در جریان زندگی خیلی مهمه. مثلا مادرها همونطور که کارهاشون رو انجام میدن با بچه هرچند خیلی کوچکه صحبت کنند و تعامل داشته باشند.
2- جلوی زندگی کردن کودک رو نگیرید این همون چیزیه که ما بعضی وقتها بهش میگیم بازی و بعضی وقتها بهش میگیم خرابکاری. چیزهای خطرناک رو از جلوی دست بچه بردارید اما برای سایر چیزها مانع کنجکاوی و بازی کردنش نشید. برای ما ممکنه ناخوشایند باشه که بچه از یه جایی بکشه بالا و یک کمد یا کشویی رو بریزه بیرون و وسائل رو بهم بزنه اما خدا میدونه که با همین کار چه چیزهایی یاد میگیره.
3- سعی کنید برای کارهای خوب (یعنی رشدی که در کودک ایجاد میشه) پاداشهایی رو براش در نظر بگیرید این پاداش میتونه نوازش کردن، لبخند زدن، یه تیکه میوه یا بغل کردن و کنار پنجره بردنش باشه. این کار خوبه به شرط اینکه بچه خیلی شرطی نشه (این رو در پستای بعدی اگر فرصتی بود توضیح میدم)
4- گیرهای ذهنی کودک رو رصد کنید و موانع ذهنی رو از جلوش بر دارید. مثلا میبنید که بچه ماشین اسباب بازی رو میگیره و هی روی زمین میکوبه و از صداش خوشش میاد. این یعنی اینه کارکرد این رو درست نفهمیده. کنارش بشینید. ماشین رو عقب جلو کنید. خصوصا از این ماشینها که میکشی عقب خودش میره برای بچه حدودا 10 ماهه جذابه یکی دو بار که این کار رو بکنید و تشویق کنید بچه این کاربری ماشین رو هم میفهمه. یکی از جاهای خیلی حساس که پدر و مادرها باید دقت کنند همین رفع این بن بستهای ذهنیه که ما بیشتر برعکسش میکنیم و بچه رو میندازیم توی کوچه بن بست!!. در این مورد هم صحبت مفصله و حوصله من کم!
5- برای بچه های زیر سه سال اسباب‎بازیهای ساده مثل مکعبها و خونه سازی و قطعات و اشکال مختلف خوبه. از اسباب‎بازیهای ترکیبی و پیشرفته مثل ماشین کنترلی و عروسک سخن گو (البته در برخی موارد اینهایی که صدای بچه رو تکرار میکنن خوبه) روبات و .... تا اونجایی که میتونید دوری کنید. خراب کردن اسباب بازی خودش یک مرحله رشده البته خراب کردن هدفمند یعنی مثلا باز کردن پیچ و کندن سیم و ... نه کوبیدن و داغون کردن. 
6- مقایسه، تطابق و هماهنگی عناصر مهمی است که میتونید با اسباب و سایل خونه یا بعضی اسباب‎بازیها که اندازه و رنگ و شکل رو یاد میدن یا کودک باید یک چیزی رو با یک چیزی دیگه تطبیق بده و یک کاری رو انجام بده میتویند به رشد این مؤلفه ها کمک کنید.
7- افزایش دقت به تدریج هم خیلی خوبه. یعنی مثلا بچه در یک سنی شروع میکنه به اینکه یک میله ای رو داخل سوراخی میکنه. کم کم میتونید با در اختیار قراردادن چیزهای ظریف تر و دقیقتر دقتش رو افزایش بدید.
8- افزایش صبر و تمرکز هم مهمه یعنی به تریج بچه یک کاری رو در مدتی بیشتر و با تعدادی بالا تر انجام بده مثلا بشینه و به جای مثلا سه مکعب 7 یا 8 تا رو روی هم بچینه. و اگر ریخت دوباره این کار رو انجام بده.

و آخرین و مهمترین نکته اینکه در همیه این مراحل حضور شما کنار کودک لازمه نمیتونید این کار رو به هیچ کس یا چیز دیگه بسپرید حتی بهترین کلاسها و مهدکودکها و بهترین وسائل بازی!
در ضمن عیدتون مبارك!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مراحل رشد 
تاریخ:شنبه 3 خرداد 1393-08:23 ب.ظ

مراحل رشد: رشد از نظر مهارتهای دستی

و خدایی که در این نزدیکی است ...

خدمت همه سلام 
اول بگم که بازدیدهای وبلاگ که رفته بالا (البته برای من بالاست) خیلی برام جذاب بوده و نظراتی که لطف کردید و دادید هرچند چندتایی بیشتر نیست اما خیلی برام جذاب بود. قبلا تجربه اش رو نداشتم اما واقعا جالب بود و انگیزه رو در من چند برابر کرد و کلا حس اینکه چیزایی که مینویسم برای یک عده مفیده خیلی خوب بود. از اون دوستانی که نظر دادند خیلی خیلی ممنونم

اما بعد...
در مورد مراحل رشد نوشتم و کلیات رو گفتم. در پست قبل هم مراحل رشد از نظر جابجایی حرکتی رو نوشتم در این پست قصد دارم به یک بعد دیگه بپردازم. یعنی رشد از نظر مهارتهای دستی. 
خوب اولین سؤال که مطرحه اینه که این مهارتها هم یه نوعی مهارت حرکتی است چرا اینها رو از اون قبلی‎ها جدا کردند؟ پاسخ اینه که درسته این مهارتها هم حرکتی هستند اما فقط حرکتی نیستند. لازمه این مهارتها مهارتهای شناختی، تمرکز و هماهنگی اعصاب و عضله است که در مهارتهای جابجایی حرکتی که در پست قبل نوشتم اینجوری نیست. یعنی مثلا برای نشستن یا راه‎رفتن و این موارد خیلی شناخت و ذهن درگیر نیست اما در مهارتهای دستی مثل گرفتن ورها کردن یا مثلا خوردن غذا به صورت مستقل، حواس و تمرکز و هماهنگی لازمه و یک کاری رو کودک با تصمیم انجام میده. بنا بر این این مراحل بسیار مهمن هم از نظر حرکتی هم از نظر شناختی و حتی ذهنی. یعنی ممکنه یک کودک از نظر حرکتی همه‎چیزش مثلا نشستن و راه رفتن و ... به موقع باشه اما در این مهارتهای دستی تأخیراتی داشته باشه. این میتونه نشون دهنده اختلال در رشد باشه. مثلا در برخی موارد اوتیسم، همه مراحل جابه جایی حرکتی خوبه، اما به دلیل اختلال در تمرکز و هماهنگی بسیاری از مواردی که در این بخش خواهم گفت مشکل دارند، یعنی یا با تأخیرند یا در برخی موارد اصلا اتفاق نمی‎افتن.
خوب در جدول زیر مراحل این بعد از رشد رو هم مثل پست قبل در یک جدول خلاصه کردم که در ادامه آوردم.

سنمرحله رشد فعالیت كمكی 
حدود 0 تا 3 هفتهبسته نگه داشتن دستهایش در اغلب اوقات انگشت خود را در حالیكه او انگشت شما را محكم گرفته بكشید 
حدود 4 هفته بسته نگه داشتن دستان انجام بازی‌هایی كه در آن یكی یكی انگشتان را باز می‌كنید 
حدود 6 هفته باز بودن دستها در بیشتر اوقات قلقلك كف دست و نوك انگشتان با چیزهای نرم و خز مانند 
حدود 8 هفتهبیشتر و بهتر باز كردن دستهایش - شروع آگاهی نسبت به دستها افزایش آگاهی او نسبت به دستانش با در اختیار قرار دادن اشیا نرم 
حدود 12 هفته گرفتن جغجغه و نگه داشتن چند دقیقه‌ایبازی با انگشتان - دادن جغجغه به دستش 
حدود 16 هفتههم زمان تكان دادن دستها و پاها - تكان دادن جغجغه اشیای جالب توجه 
حدود 20 هفتهقرار دادن هر چیزی در دهان - لذت بردن از مچاله كردن كاغذتمرین دادن و گرفتن با او 
حدود 24 هفته شیء را از دستی به دست دیگر می‌دهد شورع به دادن غذاهای دستی كنید 
حدود 28 هفتهچنگ زدن به اشیا و دراز كردن انگشتان خود تغذیه مستقل را ادامه دهید 
حدو 32 هفتهایجاد سروصدا با به هم زدن اسباب‌بازیها - پاره كردن كاغذ چیزی برای صدا در آوردن به او بدهید 
حدود 36 هفته قرار دادن دو مكعب روی هم
كمتر بردن اشیاء به دهان 
 انجام بازی‌های اشاره‌ای با او مثل شكل ساده قایم باشك
تشویق به ساختن
حدود 40 هفته برداشتن اشیاء با انگشت اشاره و سبابه غلتاندن توپ روی زمین - چگونه اشیاء كوچك را داخل ظرفی بریزد 
حدود 44 هفته  به سادگی اشیاء را رها می‌كند - علاقه به بازی‌های دست زدنی تمرین در رها كردن اشیاء 
حدود 12 تا 14 ماهخوردن غذا به طور مستقل - خط كشیدن با مدادغذاهایی بدهید تا با قاشق بخورد 
حدود 15 ماه برداشتن فنجان و نوشیدن از آن - ساختن برجی با سه مكعب - ورق زدن صفحات كتاب تمرین برج سازی با او كنید 
حدود 18 ماهورق زدن صفحات كتاب - علاقه به زیپ - لذت بردن از نقاشی با انگشت و خط خطی چیزهایی برای كار با دست به او بدهید 
حدود 2 سال باز كردن در با چرخاندن دستگیره - باز كردن در بطری‌های شل - پوشیدن جوراب و كفش تشویق كند خودش لباس بپوشد 
حدود 30 ماهمهره‌ها را داخل نخ كنید - درآوردن شلوارك، جلیغه و پوشیدن آنها ساختن اسباب‌بازی های پیچیده‌تر 

در مورد این موارد هم نکاتی هست که البته خیلی هاش با قبلی مشترکه. مثلا اینکه زمانها رو حدودی نوشتم چون بچه‎ها با هم فرق دارند. تأخیر جزئی نسبت به این زمانا ممکن اتفاق بیفته که جای نگرانی نیست ولی اگر چند مورد با هم اتفاق افتاد با پزشک مشورت کنید.
چند نکته اختصاصی هم در مورد این مراحل هست که مینویسم
1- کمک کردن به کودک در این نوع رشد خیلی مؤثره اینه که ستون سوم رو جدی بگیرید. 
2- این نوع رشد مستقیما به رشد ذهنی و هوشی کودک مربوطه. یعنی رشد در این بُعد میتونه نشانه خوبی از رشد ذهنی و توانمندی هوشی بچه باشه. البته تا بچه یه کاری کرد فکر نکنید نخبه است (حتی اگر هم باشه این تصور میتونه روند رشد اون رو مختل یا دچار چالش کنه که اگر مجالی پیدا کردم در یگ پست مفصل در مورد هوش و بچه های نخبه و نوع رفتار با اونها خواهم نوشت)
3- وسایل کمکی در این نوع روشد میتونه کمک کنه. البته این لزوما به معنی اسباب بازی نیست. مثلا ریختن وسایل پلاستیکی و فلزی خونه جلوی بچه از 6 - 7 ماهگی به بعد خوبه البته نه ساتور و گوشت کوب و ...! قاشق و لیوانهای فلزی که لبه تیز ندارند و ظروف کوچک پلاستیکی به شرط بهداشتی بودن و ... 
4- اسباب بازیهای ساده چوبی از بعد از 10 ماهگی خوبه. اینا هرچی ساده تر باشند بهتره مثلا فقط چندتا مکعب ساده البته از 18 ماهگی به بعد میتونه تنوع در شکل هم پیدا کنه. کتابهای پارچه ای برای ورق زدن خیلی جالبه که خودتون میتونید درست کنید (خانوم من یک نمونه خیلی جذابش رو برای بچه ها درست کرد که واقعا براشون جالب بود) از حدود 1 سالگی بازیهایی که یک شکل رو داخل یک سوراخ میکنند یا چیزهایی که مثل سوزن نخه البته سوزن چوبی یا پلاستیکی با یک صفحه پر از سوراخ برای رشد این مهارتها مفیده
5- ماشینهای کوچولوی غیر کنترلی که خیلی آهنگ و چراغ و ... هم خیلی نداشته باشه که بچه مشغول اونا بشه خوبه چون بچه از حدود 7 - 8 ماهگی یاد میگیره ماشین رو روی زمین بکشه یا هل بده و کم کم یه جا بچینه. (باز هم تأكید می كنم ماشین‌های ساده، و البته حواستون باشه كه زیاد كوچك نباشه كه احیانا بچه بخواد تو دهنش بزاره)

خیلی نکته های دیگه در مورد وسائل و اسباب بازیهای مربوط به این مرحله هست که انشاءالله در مطالبی که مختص بازی و اسباب بازی مینویسم براتون.

حمایتها و نظرات دلگرم کنندتون رو دریغ نکنید. یک کامنت چند ثانیه ای شما انگیزه مطالعه چند ساعته و نوشتن یک ساعته رو در من ایجاد میکنه

شاد باشید و موفق



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مراحل رشد 
تاریخ:جمعه 2 خرداد 1393-10:00 ق.ظ

مراحل رشد: رشد حرکتی

سلام؛ پیامی است از جانب پروردگار مهربان

در پست قبل در مورد مراحل رشد توضیح دادم و ابعاد و جنبه‎های مختلف مراحل رشد را فهرست کردم. از این پست به یاری خدا سعی میکنم این مراحل رو توضیح بدم و رخدادهایی که در هر بعد در رشد اتفاق میفته رو کمی باز کنم.
در این پست به رشد حرکتی خواهم پرداخت. رشد حرکتی یکی از مهمترین و شاید مهمترین بعد رشد کودکه. از این جهت میگم مهمترین که سایر ابعاد رشد هم تقریبا نسبت مستقیمی با رشد حرکتی دارند یا خدای ناکرده مشکلات رشد و عقب افتادگی‎ها در ابعاد دیگه‎ی رشد خودش رو در رشد حرکتی یه جوری نشون میده. مثلا مشکلات مغزی و ذهنی معملا با عقب افتادن رشد حرکتی همراه هستند یعنی بچه‎هایی که مشکلات ذهنی دارند معمولا دیرتر هم مینشینند، دیرتر راه میروند یا یک مشکل حرکتی پیدا میکنند. 
بنا بر این لازم است همه پدر مادرها در مورد مراحل رشد حرکتی کودک بدانند و نسبت به این مراحل حساس باشند. البته حتما تا حالا فهمیدید که من با نگران شدن یا وسواس داشتن در این موارد مخالفم و معتقدم نمیشه گفت لزوما بچه ای که کمی دیرتر نشست یا دیرتر راه رفت مشکل داره اما نباید بیخیال هم از کنار این موراد گذشت خصوصا اگر چندتاش با هم اتفاق بیفته.
بگذریم! من فهرست وار برخی مراحل رشد حرکتی و زمانهاشون رو درآوردم که در جدول زیر اومده. البته یک ستون دیگه هم گذاشتم که نشون میده در این مراحل والدین باید چه کنند که به رشد کودک کمک کنند.

 سنمرحله رشد اقدامات كمكی  
 بین 0 تا 2 هفته جمع کردن دستها و پاهایش به داخل بدنانجام تمرینات ملایم پا مثل خم و راست کردن آنها
 حدود 4 هفتهپایین افتادن سر نوزادحرکت دادن اشیاء در میدان دید نوزاد
 حدود 6 هفتهزانوها و باسن او درحال نیرومند شدن است و به اندازه گذشته جمع نمی شوندتمرینات کشیدن پا هنگام تعویض پوشک
 حدود 8 هفتهنگه داشتن کوتاه سر در حالت ایستاده یا نشسته یا دمرچیزهایی بدهید به او که به سوی آنها دست دراز کند
 حدود 12 هفتهنگه داشتن سر به بالا در حالت دمرانجام بازیهای تقویت عضلات : با خواباندن وی به پشت و کشیدن آرام او به حالت نشسته با او بازی کنید
 حدود 16 هفتهعلاقمند به نشستن ولی احتیاج به کمک داردانجام بازی هایی با او که موجب چرخش وی به دو طرف شود
 حدود 20 هفتهکامل کنترل کردن سرانجام بازیهایی برای استوار کردن سر او مثل تکان دادن مکرر او
 حدود 24 هفتهقوی شدن عضلات به قدری که وزنش را روی ساعدهایش می اندازددادن تمرین هایی برای تحمل وزن بدن مثلا بالا و پایین انداختن او
 حدود 28 هفتههنگام خوابیدن روی شکم وزن خود را با یک دست تحمل کندکودک را تشویق کنید سرش را بلند کند
 حدود 32 هفتهاگر دستهایش را نگه دارید بالا و پایین می پرداو را وادار به حرکت کنید، با صدا زدن نامش و نشان دادن اسباب بازی مورد علاقه او را تشویق به حرکت کنید
 حدود 36 هفتهبه مدت ۱۰ دقیقه می نشیند
غلتیدن
تلاش برای چهار دست و پا رفتن
کمک به تحمل وزنش روی پاها با گرفتن دستانش به یک صندلی
 حدود 40 هفتهتغییر وضعیت از حالت نشسته به خوابیدن - توانایی در بالا کشیدن خودآموزش قدم برداشتن - تشویق به چهاردست و پا
 حدود 44 هفتهچهار دست و پا حرکت کردن - قدم برداشتنکمک به ایستادن
 حدود 48 هفتهبرگشت به عقب در حالت نشسته و برداشتن اشیاء بدون تلوتلو خوردنکمک کنید در حال ایستاده پهلو به پهلو کند
 حدود یكسالگیراه رفتن با گرفتن یک دست اوتشویق کنید به طرف شما بیاید
 حدود 13 ماهایستادن به تنهایی و برداشتن اولین قدم به تنهاییایستادن را با او تمرین کنید
 حدود 15 ماهتوانایی خم شدن روی زانوها و پایین آوردن برای شستن بدن بدون کمک دیگرانفراهم کردن صندلی محکمی برایش برای نشستن و پایین آمدن از صندلی
 حدود 18 ماهحرکت رو به عقب - بالا رفتن از پله بدون کمکعضلات باسن و زانو را ورزش دهید
 حدود 21 ماهبه سرعت توقف کند و کنج ها را دور بزنداستفاده از کودک در فعالیت های روزمره
 حدود دوسالشروع به هماهنگی عضلات کرده و از حرکات موزون لذت می بردنانای کردن را با او انجام دهید
 حدود 30 ماه می تواند بپرد و سر پنجه راه بروددادن اسباب بازی چرخدار مثل سه چرخه یا اسبهای چوبی و ... تا رویش بنشیند

در مورد این نکته چندتا نکته رو باید یادآوری کنم
اول اینکه در منابع مختلف مراحل دیگه ای هم ممکنه پیدا بشه و میتونید به اونها هم مراجعه کنید. من مهمترهاش رو و اونهایی که از منابع معتبرتر بود رو لیست کردم
دوم در مورد زمانها است که میبینید اغلبش رو زدم حدود چون واقعا هر بچه‎ای یه جوره و بسته به مرحله رشد میتونه یک تلورانسی داشته باشه. در برخی منابع ممکنه شما اعدا دقیق مثلا بین این تا این ببینید. به نظر من اینا درست نیست و جز نگرانی برای پدر مادرا چیزی نداره. 
سوم ترکیب اینها خیلی مهمتر از تجزیه‎شونه. یعنی ممکنه یه بچه‎ای دیرتر بشینه خوب ممکنه مثلا مربوط به شل بودن استخوانهاش باشه یا مثلا یکی چاق تره به خاطر وزنش دیرتر راه بیفته اما اگر چندتا از اینها یا همه اش داره با تأخیر اتفاق میفته مراقب باشید و دقیق پیگیری کنید و به قول این سایتهای پزشکی، با پزشک خود مشورت کنید.
چهارم هم اینکه بچه رو به زور وادار نکنید یک مرحله رو جهشی بخونه!!! یعنی مثلا زودتر از اونی که میتونه بشینه یا بایسته یا ... این کار میتونه فیزیولوژی بدن کودک رو دچار مشکل کنه. در مورد پسر اولم یادمه که دکترش توصیه میکرد تا جایی که ممکنه بذارید خوابیده باشه و با کمک نشونیدش که به ستون فقراتش فشار میاره.

پنجم در مورد ایستادن و راه رفتن تا جای ممکن از روروئک استفاده نکنید روروئک هم برای حالت پاها و رشد حرکتی مضره هم برای رشد ذهنی که تو پستای بعدی توضیح میدم. به جای روروئک میتونید از واکر استفاده کنید. زمانی که پسر اولم راه افتاد واکر پیدا نکردم و مجبور شدم براش بسازم اما الآن هم خارجیهاش هست هم ایرانیش که اسمش تاتی‎رو است و من خودم برای پسر دومم خریدم و راضیم. روروئک در کشورهای پیشرفته ممنوع شده اگر حالش رو داشتید میتونید این لینک رو ببینید که در مورد همین موضوعه
هر چند در این مورد خیلی میشه حرف زد و توضیح داد و اختلالات مراحل رشد حرکتی رو گفت اما دیگه این پست خیلی طولانی شد اگر فرصتی بود در مورد اختلالات هم میینویسم. ضمنا اگر سؤالی هم بود در قسمت نظرات بپرسید اگر اطلاعاتی داشته باشم یا بتونم از جایی گیر بیارم خدمتتون هستم
موفق و شاد باشید



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مراحل رشد