تبلیغات
دلنوشته های یك پدر - مطالب ابر رشد

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

طبقه بندی

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


تاریخ:سه شنبه 24 تیر 1393-09:30 ب.ظ

انتخاب بازی و اسباب بازی

یا علی و یا عظیم ....

دوستان سلام 
طاعات و عباداتتون قبول

در پست قبل چیزهایی در مورد ساختارهای ذهن کودک نوشتم که امیدوارم مفید بوده باشه. دوستی یک کامنت خوب روی این پست گذاشته بودند و مطالب رو نقد کرده بودند که توصیه میکنم کامنتشون رو بخونید. یک مورد در پاسخ به این کامنت باید بگم و اون اینکه شاید لحن نوشته زیادی تند شده بود وگرنه منظورم نفی محتوا نبود. منظور این بود که ساختارها در این سنین مهمترند و البته باید نسبت به محتواهایی که در این سنین به بچه میرسه هم خیلی دقت داشت. اساسا این دو با هم به صورت یکپارچه به بچه منتقل میشن و ضمنا ساختار و محتوا سطوح مختلفی داره و میشه چند سطح ساختار و محتوا در یک بسته محتوایی تعریف کرد که من وارد این بحث نمیشم. اجمالا اینکه نکته اینه که والدین عموما نسبت به ساختارها کم توجه ترند و باید بیشتر توجه کنند.

اما در این پست انشاءالله بر نکات دیگه‎ای در انتخاب بازی و اسباب بازی تمرکز میکنم. برای شروع یک سؤال که شاید شما هم باهاش مواجه شده باشید مطرح میکنم. 
محدودیت رشد دهنده است و بسیاری خلاقیت‎ها، ابتکارات و نوآوریها حاصل همین محدودیتها و مشکلاته. از طرفی امکانات، ابزار و وسائل هم میتونه به خلاقیت و نوآوری کمک کنه. حالا موضوع اینه که حد تعادل فراهم کردن امکانات برای بچه چیه؟ مثلا بچه‎های قدیم چون امکانات نداشتن خیلی چیزا رو خودشون می‎ساختند. از عروسک، تیله و توپ گرفته تا گاری و خونه اسباب‎بازی و خیلی چیزای دیگه. تا نسل قبل از ما هم این بود و پدر و مادرهای ما از اون داشته‎های بچگی‎هاشون برای ماها یک چیزایی می‎ساختند مثلا مادر ما برای ما خونه اسباب‎بازی و برای خواهرمون عروسک درست میکرد و پدرم مهارت عجیبی در درست کردن تیله سنگی داشت که البته یه چیزایی هم به ما یاد دادند!! اما الآن چطور راه حل همه چیز خریدنه. بچه عروسک میخواد میگه پول بده، ماشین میخواد میگه پول بده، تفنگ میخواد همینطور و کلا پاسخ همه نیازها شده یا پول بده یا بخر. 
حالا ما چه کار کنیم؟ بخریم بچه تنبل و وابسته و پَپِ بار میاد نخریم عقده‎ای و بی‎سواد و عقب‎مونده میشه!! 
اینکه بچه باید محدودیت داشته باشه و برای بدست آوردن چیزهایی که میخواد زحمت بکشه یک اصل درسته اما این محدودیت هم اندازه داره و هم جا و هم باید منطقش رو بچه بفهمه. این آخری در حال حاضر کمی سخته یعنی قدیم منطق محدودیت راحت فهمیده می‎شد. خانواده وضع مالیش خوب نبود و نمیتونست یک سری امکانات رو برای بچه فراهم کنه و بچه هم به تدریج این جبر رو به عنوان یک منطق بسیار قوی درک میکرد و انتظار هم نداشت. ضمنا تقریبا همه همینطور بودن لذا کمتر مشکل عقده ای بودن و این حرفا پیش میومد. البته باز هم بعضی ها عقده ای میشدن! 
این روزا اما اینطور نیست. خدا رو شکر وضع خانواده ها بهتر شده، بچه‎ها کمتر شدن، به یه بچه هم خیلی میرسه. بچه هم میفهمه که پدر و مادری که مثلا هفته ای 100 هزار تومن میدن میوه و گوشت یا مثلا پول مدرسه میشه سالی 3 - 4 میلیون، میتونه یک اسباب بازی 50 هزارتومنی یا یک وسیله 100 هزارتومنی هم بخره. تازه اگر هم پدر یا مادر بگن ندارم بعضا یا بچه میگه این مشکل شماست یا میذاره روی بی عرضگی پدر و مادر بیچاره. (این چیزایی که نوشتم برای مخاطبین این وبلاگه که همین که اینجا میان معلومه یک سطح حداقلی رو دارند. وگر نه خبر دارم که هنوز هم توی این کشور خیلی از مردم احتیاجات اولیه شون رو هم نمیتونند تأمین کنند. این خودش یه موضوع مهمه که فعلا موضوع بحث ما در این وبلاگ نیست)
خوب بگذریم! محدودیت در وسایل بچه چقدر و چطور باید اعمال بشه؟ 
اول اینکه بچه باید اول نیاز رو احساس کنه و بعد وسیله براش تهیه بشه یعنی یک چیزی رو نذارید زیر دست بچه که نه تمایلی بهش داشته باشه نه بدونه باهاش چیکار کنه. این نیاز هم باید نیاز درستی باشه یعنی توی یک کاری برای یک فرایندی به مشکل یا چالشی خورده باشه نه اینکه یک چیزی رو دیده و دلش خواسته بگیم خوب نیاز داره دیگه. در مورد نیاز در بچه‎ها چند نکته وجود داره که خیلی باید به اونها توجه کرد  که عبارتند از:
1- نیاز بچه لزوما اونی نیست که میگه بلکه بچه نیاز به پایش داره تا نیازهاش کشف بشه. علتش هم چند چیزه اول اینکه بچه در لحظه زندگی میکنه و هر چی دلش بخواد رو میگه و خواسته‎هاش لزوما با نیازهاش همپوشانی ندارند. مثلا سوپ درست میکنی بچه میگه سیرم ماکارونی میذاری جلوش میگه خیلی گشنمه!! دوم اینکه بچه اطلاعات و دانشش کمه و نمیدونه به چه چیزی نیاز داره مثلا برای اینکه بتونه بخونه باید چکار کنه و آخر هم اینکه در ذهنش خیلی محدودیتها وجود نداره مخصوصا در بچه های کوچکتر
2- نیاز بچه خیلی شکل گرفته نیست و میشه نیازهاش رو مهندسی کرد که اتفاقا خیلی هم مهمه. یعنی حسب چیزهایی که میبینه و میشنوه و در معرضشون قرار میگیره نیازهاش شکل میگیرند.
3- بچه از اول شیوه رفع نیاز رو نمیدونه و این ماییم که بهش یاد میدیم یعنی میفهمونیم که تشنگی پاسخش آبه یا نوشابه و آب میوه! یا راه دستیابی به یک وسیله ساختنشه یا خریدنش.
با این تفاسیر میشه محدودیت رو یک جوری تعریف کرد که بچه عقده‎ای بار نیاد همه چیز هم بلافاصله در اختیارش نباشه. یعنی اول نیازهاش رو بشناسیم و راه درست رو برای رفع نیازهاش جلوی پاش بذاریم. این مطلب خیلی مهمه یعنی بچه راه‎های مختلف برای رفع یک نیاز رو بشناسه و یاد بگیره. یعنی یکی از علتهای اینکه بچه‎های امروز خودشون رو میکشن تا یک چیزی رو براشون بخریم همینه که راه دیگه ای بلد نیست وگر نه خیلی از بچه ها هم هزینه ساختن یا تهیه از روشهای دیگه براشون کمتر از منت پدر و مادر کشیدنه!!
ما همه راه‎ها رو بستیم بعد هم میگیم بچه چرا اینقدر گیر میده به خریدن. مطمئن باشید راه‎های دیگه رو هم اگر بچه بلد باشه و دیده باشه برای رسیدن به هدفش امتحانشون میکنه خصوصا اگر در مسیر اول با مقاومت و مانع روبرو بشه. مثلا همین دو سه هفته پیش پسر من به جای خرید تفنگ رفت و با اره و دو سه تا تیکه چوب یک چیزی ساخت (که انصافا هم نسبت به سنش قشنگ بود) فقط به مادرش گفته بود با چسب چوب این تیکه ها رو به هم بچسبونه. اینقدر هم کیف کرده بود که همه جا با خودش میبرد. البته پاش رو هم با اره بریده بود!! که به نظرم بهترین بخش این تجربه‎اش همین بود فکر کنم به نظر خودش هم همین بود چون به هرکی می‎رسید نشون میداد که ببینید پام رو وقتی داشتم تفنگ درست میکردم بریدم.
خوب دیگه باید بحث رو جمع کنم و یک سری چیزها رو به عنوان نکاتی در این موضع عرض کنم. البته موضوع محدودیت و سختی کشیدن بچه موضوعی فراتر از بحث وسائل زندگی و بازی و اسباب‎بازی بچه است. که فعلا در نکات زیر در مورد همین بخش چیزهایی مینویسم.
1- بچه باید با زحمت به چیزهایی که میخواد برسه. حالا این زحمت ممکنه تلاش برای ساخت و تهیه باشه. میتونه پذیرفتن شرطها و انجام کارهایی باشه مثلا یک عادت خوب رو مثل مسواک زدن رو چند روز انجام بده تا یک چیزی براش بخرید که البته خود ساز و کار شرط گذاشتن خیلی حساسه و باید بهش دقت کرد. 
2- بچه باید بفهمه اون محور کائنات نیست که هر چی بخواد باید براش فراهم بشه. لذا مقاومت کردن در مقابل برخی خواسته‎ها به نحوی که دلیل مقاومت و مخالفت رو بچه بفهمه لازمه. 
3- بچه باید محدودیت رو بفهمه یعنی بفهمه حتی اگر بعضی خواسته‎هاش منطقی هستند ممکنه محدودیتهایی وجود داشته باشه که نشه اون رو برآورده کرد. ضمنا باید یاد بگیری که خودش باید محدودیتهایی داشته باشه برای خواسته‎هاش و لزوما جبر مالی یا شرایط نیست که باید خواسته‎هاش رو محدود کنه. (هرچند که این در بزرگترهامون هم دیگه خیلی نیست)
4- بچه باید بفهمه، درسته که پول نداره که بخواد باهاش چیزی بخره اما اعتباری داره که باید از اون هزینه کنه و برای اینکه راحت‎تر به خواسته‎هاش برسه باید اعتبارش رو که پدر و مادر بیشتر بهش میدن رو زیاد کنه. والدین باید کاملا توجه داشته باشند که این مکانیزمکهای اعتباردهی به بچه باید قانونمند، منطقی و هماهنگ باشه و خودشون هم حتما به اونها مقید باشند.
5- بچه باید راه‎های مختلف رسیدن به خواسته‎های منطقی‎اش رو بشناسه و یاد بگیره که این کار در بستر تجربه اتفاق میفته نه آموزش. یعنی باید یکی دوبا براش انجام داد یا جایی که این رو انجام میدن حضور پیدا کنه. 
6- هزینه راه‎های مختلف برآورده کردن یک خواسته مبنای تصمیم گیری کودک برای استفاده از اونهاست. پس باید روشهای طلبکارانه، برپایه تنبلی و بی زحمت رو پر هزینه کرد و در مقابلش مقاومت کرد و در مقابل، هزینه راه‎های پر زحمت‎تر و آموزنده‎تر  رو پایین آورد. برای این کار میتونید موارد زیر رو در دستور کار قرار بدید
اول: در خریدها به سمت مواد سازنده برید تا محصولات ساخته شده. کلا بچه‎ها الگوی خرید والدین رو بعد از مدت کوتاهی درک میکنند. مثلا بچه من فهمیده که به من بگه ماشین، آدم آهنی، عروسک، سی دی  و ... بخر من به هیچ وجه زیر بار نمیرم اما اگر بگه تیر و تخته و اره و انبر و فنر و موتور و آهن ربا بخر خیلی راحت تر براش میخرم. اینه که خودش رو خیلی خسته نمیکنه و معمولا با هم به تفاهم میرسیم. با اینها هم که به صورت خام نمیتونه بازی کنه. باید باهم بشینیم چیزایی بسازیم. یک چیز جالب‎تر که من خودم بعد از این کار فهمیدم اینه که اساسا موضوع بازی عوض میشه یعنی بچه با اونهایی که میسازه بازی هم نمیکنه و خود ساختن براش میشه بازی. یادم اومد که برادر کوچکترم برای همه بچه‎های محله تفنگ چوبی میساخت که با یک تیکه کش صدای تیر هم در میاورد. همه بچه‎ها با این تفنگ بازی میکردن اما خودش کمتر بازی میکرد بیشتر بازیش ساخت این تفنگا و بهبود در کارکردش بود!
دوم: اگر بچه با یک وسیله‎ای بازی نمیکنه از جلوی دست و پاش جمعش کنید. یعنی تنوع زیاد خیلی خوب نیست. متأسفانه ما خیلی نتونستیم این رو مدیریت کنیم چون خیلی هدیه اسباب‎بازی برای بچه ها میارن و ما هم کمتر همت کردیم به جمع کردن. البته هر از چندی جو گیر میشیم و بعضی چیزها رو جمع میکنیم که بچه‎ها هم هر طور شده بهش دسترسی پیدا میکنن. اسباب‎بازی هم طوری نیست که بشه اگر یه مدت استفاده کردی و بعد احتیاج نداشتی بدیش کسی دیگه. آدم هم دلش نمیاد دور بریزه (هرچند من چشم بچه‎ها رو دور ببینم دور میریزم!!). نکته اینجاست که آدم وقتی در یک کاری به مشکل میخوره دوست داره دورش بزنه و بره سراغ یک کار دیگه و اتفاقا پیشرفت وقتی اتفاق میفته که شما با این مشکل دست و پنجه نرم کنید. تنوع باعث میشه راه‎های پیچوندن چالشها و محدودیتها برای بچه زیاد بشه. یعنی بچه تا در بازی یا کار با یک اسباب‎بازی و وسیله کم میاره ولش کنه بره سراغ بعدی. در خود ما هم اینجوریه. هزارتا کار رو شروع کردیم و اولش انگیزه داشتیم یه کم که سخت شده ول کردیم رفتیم سراغ یک کار دیگه.
سوم: چیزهایی رو که می‎بینید بچه توش واقعا با محدودیتهایی روبرو است که نمی‎تونه پیشرفت کنه محدودیتها رو رفع کنید. این اتفاق معمولا در مواد اولیه، لوازم تولید یا قطعاتی که میشه باهاشون چیزهایی ساخت اتفاق میفته. مثلا یه وقت ممکنه تعداد قطعات خونه سازی محدودیت زا باشه. اشکالی نداره یه بسته دیگه از همون بخرید اتفاقا از این نظر که تنوع رو افزایش نمیده بهتر هم هست. یا مثلا برای ساخت یک چیزی به یک ابزار احتیاج داره این رو بخرید. به عبارت کلی اسباب و وسایلی که می‎خرید مکمل لوازم و وسائل قبل باشه و تا حد امکان مستقل از قبلیها نباشه. مثلا بچه با یک اره، موتور، سیم، لامپ یا پارچه، کاموا، قلاب و ... کاری نمیتونه بکنه مگر قبلش یک سری وسائل داشته باشه و یک سری کارها کرده باشه. در اسباب‎بازیها هم همینطوره مثلا لِگو بسته چرخ و در و پنجره داره که اگر شما قطعات پایه اش رو داشته باشید اینها میتونه مکمل اونها باشه و محدودیتهای بچه رو در ساخت کم کنه و فعالیتهاش رو توسعه بده.
چهارم: خرید رو قانونمند کنید. هر چیزی رو نخرید. اول تصمیم بگیرید بعد برید خرید. یعنی نرید ببینید چی هست بعد بخرید. یعنی بچه بفهمه که برای خرید اول باید تصمیم گرفته بشه استدلالی آورده بشه بعد خرید انجام بشه نه اینکه می‎تونه توی خیابون و مغازه هرچی دید رو وایسه و بگه اینو می‎خوام. 
پنجم (خیلی مهم): کارهای خونه رو تا اونجایی که ممکنه برون سپاری نکنید یعنی اگر می‌تونید یک چیزی که خراب شده رو خودتون تعمیر کنید به کسی نسپرید اگر نمیشه هم وقتی تعمیرکار میاد خودتون (والبته بچه تون) کنارش باشید و کمکش کنید. خواهید دید که بهترین بازی برای بچه بازی با چیزهای واقعیه یعنی بچه حاضره بره توی آفتاب داغ کنار تعمیرکار کولر وایسه و حتی شبکه پویا هم نتونه از این کار منصرفش کنه (یک تجربه شخصی)! برای دختر دارها شاید راحت تره چون خانومها خیلی کارهای اینجوری مثل دوختن و بافتن و پختن و .. رو انجام میدن که میشه بچه رو مشارکت داد. چند تا تیکه پارچه، نخ، کاموا و ... برای دختر بچه‎ها دنیایی داره. خلاصه این راه‎های غیر از خرید رو از خودمون شروع کنیم. و اگر میشه یک چیزی رو تعمیر کرد عوضش نکنیم نه چون نداریم که عوضش کنیم چون یه فرهنگه که بچه داره ازش الگو می‌گیره

باز هم ترمز بریدم و دارم همینطور مینویسم. برای این پست بسه هرچند به همه مواردی که از اول توی ذهنم بود نرسیدم!

قدر این شبهای قدر رو بدونیم و دعا کنیم خدا توفیق تربیت درست بچه‎هامون رو بده و بچه‎های صالح و سالمی رو روزیمون کنه

موفق باشید




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:جمعه 2 خرداد 1393-10:00 ق.ظ

مراحل رشد: رشد حرکتی

سلام؛ پیامی است از جانب پروردگار مهربان

در پست قبل در مورد مراحل رشد توضیح دادم و ابعاد و جنبه‎های مختلف مراحل رشد را فهرست کردم. از این پست به یاری خدا سعی میکنم این مراحل رو توضیح بدم و رخدادهایی که در هر بعد در رشد اتفاق میفته رو کمی باز کنم.
در این پست به رشد حرکتی خواهم پرداخت. رشد حرکتی یکی از مهمترین و شاید مهمترین بعد رشد کودکه. از این جهت میگم مهمترین که سایر ابعاد رشد هم تقریبا نسبت مستقیمی با رشد حرکتی دارند یا خدای ناکرده مشکلات رشد و عقب افتادگی‎ها در ابعاد دیگه‎ی رشد خودش رو در رشد حرکتی یه جوری نشون میده. مثلا مشکلات مغزی و ذهنی معملا با عقب افتادن رشد حرکتی همراه هستند یعنی بچه‎هایی که مشکلات ذهنی دارند معمولا دیرتر هم مینشینند، دیرتر راه میروند یا یک مشکل حرکتی پیدا میکنند. 
بنا بر این لازم است همه پدر مادرها در مورد مراحل رشد حرکتی کودک بدانند و نسبت به این مراحل حساس باشند. البته حتما تا حالا فهمیدید که من با نگران شدن یا وسواس داشتن در این موارد مخالفم و معتقدم نمیشه گفت لزوما بچه ای که کمی دیرتر نشست یا دیرتر راه رفت مشکل داره اما نباید بیخیال هم از کنار این موراد گذشت خصوصا اگر چندتاش با هم اتفاق بیفته.
بگذریم! من فهرست وار برخی مراحل رشد حرکتی و زمانهاشون رو درآوردم که در جدول زیر اومده. البته یک ستون دیگه هم گذاشتم که نشون میده در این مراحل والدین باید چه کنند که به رشد کودک کمک کنند.

 سنمرحله رشد اقدامات كمكی  
 بین 0 تا 2 هفته جمع کردن دستها و پاهایش به داخل بدنانجام تمرینات ملایم پا مثل خم و راست کردن آنها
 حدود 4 هفتهپایین افتادن سر نوزادحرکت دادن اشیاء در میدان دید نوزاد
 حدود 6 هفتهزانوها و باسن او درحال نیرومند شدن است و به اندازه گذشته جمع نمی شوندتمرینات کشیدن پا هنگام تعویض پوشک
 حدود 8 هفتهنگه داشتن کوتاه سر در حالت ایستاده یا نشسته یا دمرچیزهایی بدهید به او که به سوی آنها دست دراز کند
 حدود 12 هفتهنگه داشتن سر به بالا در حالت دمرانجام بازیهای تقویت عضلات : با خواباندن وی به پشت و کشیدن آرام او به حالت نشسته با او بازی کنید
 حدود 16 هفتهعلاقمند به نشستن ولی احتیاج به کمک داردانجام بازی هایی با او که موجب چرخش وی به دو طرف شود
 حدود 20 هفتهکامل کنترل کردن سرانجام بازیهایی برای استوار کردن سر او مثل تکان دادن مکرر او
 حدود 24 هفتهقوی شدن عضلات به قدری که وزنش را روی ساعدهایش می اندازددادن تمرین هایی برای تحمل وزن بدن مثلا بالا و پایین انداختن او
 حدود 28 هفتههنگام خوابیدن روی شکم وزن خود را با یک دست تحمل کندکودک را تشویق کنید سرش را بلند کند
 حدود 32 هفتهاگر دستهایش را نگه دارید بالا و پایین می پرداو را وادار به حرکت کنید، با صدا زدن نامش و نشان دادن اسباب بازی مورد علاقه او را تشویق به حرکت کنید
 حدود 36 هفتهبه مدت ۱۰ دقیقه می نشیند
غلتیدن
تلاش برای چهار دست و پا رفتن
کمک به تحمل وزنش روی پاها با گرفتن دستانش به یک صندلی
 حدود 40 هفتهتغییر وضعیت از حالت نشسته به خوابیدن - توانایی در بالا کشیدن خودآموزش قدم برداشتن - تشویق به چهاردست و پا
 حدود 44 هفتهچهار دست و پا حرکت کردن - قدم برداشتنکمک به ایستادن
 حدود 48 هفتهبرگشت به عقب در حالت نشسته و برداشتن اشیاء بدون تلوتلو خوردنکمک کنید در حال ایستاده پهلو به پهلو کند
 حدود یكسالگیراه رفتن با گرفتن یک دست اوتشویق کنید به طرف شما بیاید
 حدود 13 ماهایستادن به تنهایی و برداشتن اولین قدم به تنهاییایستادن را با او تمرین کنید
 حدود 15 ماهتوانایی خم شدن روی زانوها و پایین آوردن برای شستن بدن بدون کمک دیگرانفراهم کردن صندلی محکمی برایش برای نشستن و پایین آمدن از صندلی
 حدود 18 ماهحرکت رو به عقب - بالا رفتن از پله بدون کمکعضلات باسن و زانو را ورزش دهید
 حدود 21 ماهبه سرعت توقف کند و کنج ها را دور بزنداستفاده از کودک در فعالیت های روزمره
 حدود دوسالشروع به هماهنگی عضلات کرده و از حرکات موزون لذت می بردنانای کردن را با او انجام دهید
 حدود 30 ماه می تواند بپرد و سر پنجه راه بروددادن اسباب بازی چرخدار مثل سه چرخه یا اسبهای چوبی و ... تا رویش بنشیند

در مورد این نکته چندتا نکته رو باید یادآوری کنم
اول اینکه در منابع مختلف مراحل دیگه ای هم ممکنه پیدا بشه و میتونید به اونها هم مراجعه کنید. من مهمترهاش رو و اونهایی که از منابع معتبرتر بود رو لیست کردم
دوم در مورد زمانها است که میبینید اغلبش رو زدم حدود چون واقعا هر بچه‎ای یه جوره و بسته به مرحله رشد میتونه یک تلورانسی داشته باشه. در برخی منابع ممکنه شما اعدا دقیق مثلا بین این تا این ببینید. به نظر من اینا درست نیست و جز نگرانی برای پدر مادرا چیزی نداره. 
سوم ترکیب اینها خیلی مهمتر از تجزیه‎شونه. یعنی ممکنه یه بچه‎ای دیرتر بشینه خوب ممکنه مثلا مربوط به شل بودن استخوانهاش باشه یا مثلا یکی چاق تره به خاطر وزنش دیرتر راه بیفته اما اگر چندتا از اینها یا همه اش داره با تأخیر اتفاق میفته مراقب باشید و دقیق پیگیری کنید و به قول این سایتهای پزشکی، با پزشک خود مشورت کنید.
چهارم هم اینکه بچه رو به زور وادار نکنید یک مرحله رو جهشی بخونه!!! یعنی مثلا زودتر از اونی که میتونه بشینه یا بایسته یا ... این کار میتونه فیزیولوژی بدن کودک رو دچار مشکل کنه. در مورد پسر اولم یادمه که دکترش توصیه میکرد تا جایی که ممکنه بذارید خوابیده باشه و با کمک نشونیدش که به ستون فقراتش فشار میاره.

پنجم در مورد ایستادن و راه رفتن تا جای ممکن از روروئک استفاده نکنید روروئک هم برای حالت پاها و رشد حرکتی مضره هم برای رشد ذهنی که تو پستای بعدی توضیح میدم. به جای روروئک میتونید از واکر استفاده کنید. زمانی که پسر اولم راه افتاد واکر پیدا نکردم و مجبور شدم براش بسازم اما الآن هم خارجیهاش هست هم ایرانیش که اسمش تاتی‎رو است و من خودم برای پسر دومم خریدم و راضیم. روروئک در کشورهای پیشرفته ممنوع شده اگر حالش رو داشتید میتونید این لینک رو ببینید که در مورد همین موضوعه
هر چند در این مورد خیلی میشه حرف زد و توضیح داد و اختلالات مراحل رشد حرکتی رو گفت اما دیگه این پست خیلی طولانی شد اگر فرصتی بود در مورد اختلالات هم میینویسم. ضمنا اگر سؤالی هم بود در قسمت نظرات بپرسید اگر اطلاعاتی داشته باشم یا بتونم از جایی گیر بیارم خدمتتون هستم
موفق و شاد باشید



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مراحل رشد 
تاریخ:چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393-08:00 ق.ظ

مراحل رشد: ابعاد رشد

بسم الله

با سلام خدمت دوستان خصوصا پدرها و مادرهای عزیزی که برای رشد و تربیت فرزندشون وقت میذارن
در پستهای قبلی یه کم در مورد مراحل رشد و تأثیر بازی و اسباب‎بازی در مراحل مختلف توضیح دادم. البته موضوع بازی و اسباب بازی خیلی مهمه و خیلی حرف میشه در موردش زد و اتفاقا یکی از دغدغه‎های من هم همینه و انشاءالله قصد دارم در این مورد بعدا بیشتر بنویسم. اما در این پست و چند پست بعدی میخوام مراحل رشد و علائم و مراقبتها و هشدارها رو توضیح بدم. چون به نظرم میرسه آشنایی با این مراحل مبنای خیلی انتخابها و تصمیمها برای بچه هاست. 
واقعیتش اینه که خیلی چیزهایی که باید براش نگران باشیم و نیستیم در همین مراحل رشد و خدای نکرده تأخیر در اونها است. و خیلی چیزها هم که مهم نیستند بیخودی برای مهم میشن مثل اینکه بچه مثلا قبل از دبستان بتونه بخونه یا هوشش چقدره و از این حرفا. همین جا به جا شدن اولویتها و بزرگ شدن چیزای کوچیک و کوچیک شدن چیزای بزرگ میتونه نوع توجه ما رو تغییر بده و موجب رفتارها و تصمیمات نادرست ما در قبال بچه‎هامون بشه. یه چیزی تو مایه‎های خاله خرسه. یعنی واقعا ما میخوایم دلسوزی کنیم اما رشد بچه رو دچار اختلال یا انحراف میکنیم. بگذریم که همه‎ کارامون هم از دلسوزی نیست و خیلیاش به خاطر تنبلی و بی‏حوصلگی و از سر باز کردن بچه است. مثلا ما بچه هامون رو میذاریم مهد کودک که خودمون آزاد باشیم یه اسباب‎بازیهایی میخریم که نقش بگیر و بنشان رو بازی کنه و خلاصه از این کارا زیاد میکنیم که بعدا در مورد این رفتارها و اصلاحشون هم مینویسم. اما فعلا موضوعمون مراحل رشده.
در این پست فقط به عناوین و توضیح مختصری در مورد کلیات مراحل رشد میپردازم و در پستهای بعدی در مورد هر کدومش مینویسم البته اگر خدا بخواد.
بچه آدم هم مثل بچه همه جانداران به تدریج در ابعاد مختلف رشد میکنه و هر مرحله علائمی داره. خدای نکرده تأخیر یا مشکل در این مراحل رشد میتونه برای بچه مشکل‎ساز بشه. مثلا اگر بچه‎ای دیرتر از موعد بشینه یا دیرتر از زمان معینی به نور و صدا واکنش نشون بده یا دیر راه بیفته و حرف بزنه ممکنه بعدا با مشکلاتی مواجه بشه که جبرانش سخت باشه. بنا بر این چون تشخیص سریع این اختلالات میتونه موجب درمان یا اصلاح و کمک به کودک بشه آشنایی والدین با این مراحل بسیار لازم و مفیده. 
اما همونطور که گفتم این مراحل رو به ابعاد مختلفی تقسیم می‎کنند و برای هر بعد هم مراحلی رو به همراه زمانهای طبیعی ذکر میکنند و بر مبناش تستها و آزمونهایی هم وجود داره که میشه بچه ها رو چک کرد و احیانا اگر مشکلی وجود داشته باشه یا تأخیری اتفاق افتاده باشه کمک کرد که روند تسریع بشه و مشکل حل بشه. اما ابعاد مختلف مراحل رشد عبارتند از:
  • رشد جابجایی حرکتی
  • رشد مهارتهای دستی
  • رشد گفتاری
  • رشد شخصیتی
  • رشد اجتماعی
  • رشد از نظر کنترل ادرار و مدفوع
  • رشد ذهنی
هر چند ابعاد دیگری نیز برای رشد گفته شده است اما آنچه معمولا مبنای سنجش است همین موضوع است. یک سری تستها هم هست که لازم است بر روی بچه انجام شود مثل تست شنوایی که از همان هفته‎های اول می‎توان انجام داد و تست بینایی که البته در بدو تولد بینایی را میتوان تشخیص داد اما سنجش قدرت بینایی در سنین بالاتر یعنی بالاتر از 3 سال امکان‎پذیر است. این تستها بسیار مهم هستند. چرا که در صورت وجود مشکل در سنین پایین قابل درمان کامل خواهند بود ولی درسنین بالا امکان این موضوع از بین خواهد رفت. دوست دارم در این مورد و علت آن که داستان بسیار زیبای روند رشد مغز انسان و یکی از شاهکارهای خالق متعال است بعدا بنویسم.
اما در پستهای بعدی مواردی را که در بالا گفتم را به تدریج توضیح خواهم داد. تمرکز هم بر سنین زیر سه سال خواهد بود چرا که این دوره در رشد بسیار مهم است و بسیاری از علائم اختلال در این دوره خود را نشان خواهد داد. ضمنا تشخیص این موارد هم در این سنین نیاز به آگاهی و بعضا تخصص دارد. بنا بر این در پستهای بعد ابعاد مختلف مراحل رشد و آگاهی‎های مربوط به ان را توضیح خواهم داد.

منتظر نظرات و راهنمایی هاتون هستم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مراحل رشد 
تاریخ:شنبه 27 اردیبهشت 1393-11:40 ق.ظ

پیش از دستور

منم مثل خیلی ایرانیای دیگه (اینو برای کم شدن عذاب وجدان نوشتم) یه هو توی یه موضوع جوگیر میشم و شروع میکنم بعد هم اینقدر مشغله دارم که نمیرسم درست ادامه اش بدم. این وبلاگ هم همینطور شد. یه پست گذاشتم و تا بیام دومی رو بذارم یه ده روزی فاصله افتاد. اما واقعا دوست دارم و اراده کردم این کار رو ادامه بدم حتی اگر با فاصله نه چندان منظم.

اما اصل مطلب ...
فکر کنم باید از مراحل رشد و منحنی رشد و این حرفا شروع کنیم. یکی از مهمترین موضوعاتی که پدر مادرها باید در مورد بچه‎هاشون توجه کنند رشد فیزیکی و حرکتی بچه است. دقت کنید که این رشد فیزیکی و حرکتی نسبت مستقیم با رشد ذهنی و هوش و خلاقیت بچه داره و خیلی مهمتر از این موارد الکی کلاس و پرورش هوش این حرفا است برای بچه. این موضوع خصوصا برای بچه‎های زیر 3 سال اهمیت داره. چک کردنش هم خیلی ساده است. این موارد به دو قسمت تقسیم میشه که هر دوتاش مهم هستند. یکی منحنی‎های رشد و دومی مراحل رشده که شامل رویدادها و توانمندیهای درکی، حرکتی و فیزیکی بچه‎هاست. 
منحنی‎های رشد یک سری نمودار هستند که بر اساس سن (به ماه) میزان مناسب رشد قد، وزن و دور سر بچه رو نشون می‎دن. این نمودارها رو میتونید در اینجا و اینجا ببینید. همانطور که میبینید محور افقی همه نمودارها سن بر حسب ماه است. البته بعضا این نمودارها را تا 5 سالگی و حتی بیشتر هم ادامه می‎دهند اما مهمترین دوره همان سه سال اول است. برای هر نمودار چند منحنی وجود دارد دو منحنی بالا و پایین که معمولا با قرمز نشان داده می‎شود محدوده های خطر هستند که کودک نباید از پایینی کمتر و از بالایی بیشتر باشد. اما برای آنها هم که داخل این دو منحنی هستند توجه به نکاتی لازم است. رشد باید با یک روند ثابت اتفاق بیفتد بالا و پایین شدن روند رشد می‎تواند خطرناک باشد. اگر در روند رشد کودکان توقف، افت یا افزایش ناگهانی مشاهده کردید، هرچند بین خطوط قرمز باشد، با پزشک خود مشورت کنید. این میتواند یک هشدار برای شما باشد. مثلا اگر روند رشد وزنی کودک شما زیر منحنی وسط است و همچنان به رشد متعادل با یک فاصله نسبتا ثابت با منحنی وسط ادامه می‎دهد جای هیچ نگرانی نیست و رشد کودک شما مناسب است اما اگر در این روند تغییری حاصل شد و ناگهان کودک شما روند افزایش وزن داشت و به بالای منحنی وسط منتقل شد این موضوع را باید کنترل کنید. ضمنا توجه کنید که لزوما منطبق بر منحنی وسط بودن نشانه بهتر بودن نیست. این اشتباهی است که اغلب والدین می‎کنند اما مهم این است که نوزاد با توجه به شرایط بدنی خودش روی نمودار مربوط به خود رشد متعادلی داشته باشد حال ممکن است این نمودار بالای متوسط یا پایین متوسط باشد. برای اطلاعات بیشتر در این مورد می‎تواندی به این سایتمراجعه کنید.

موضوع دوم مراحل رشد است. اینکه بچه در هر سنی از نظر درکی، حرکتی، کلامی، اجتماعی و ... باید چه توانمندیهایی را داشته باشد. مثلا نوزاد باید در حدود 6 تا 8 هفتگی به مادر نگاه کند و لبخند بزند، حدود سه ماهگی گردن خود را راست نگه دارد در 4 تا 5 ماهگی با کمک بنشیند و در حدود 12 تا 14 ماهگی راه بیفتد و تقریبا همان زمان هم اولین کلمات را بگوید. توجه کنید که این موارد بسیار مهم هستند و البته حدودی یعنی ممکن است کودکی برخی موارد را با تأخیر داشته باشد و مشکلی هم نداشته باشد. مثلا یک کودک به دلیل وزن زیادش دیرتر راه برود اما در گفتن کلمات زودتر از آنچه در این جداول آمده شروع به گفتن کند. بنا بر این صرف دیر شدن (خصوصا زمان کوتاه) نمیتواند خیلی نگران کننده باشد اما اگر در اغلب یا برخی از اینها تأخیر وجود داشت در مورد آنها به پزشک مراجعه کنید یا اگر یک مورد خیلی دیر شد آن را نیز با پزشک مطرح کنید. بدیهی است که دیر شدن هم نسبی است برای راست نگه داشتن گردن که در حودود سه ماهگی است یک ماه تأخیر می‎تواند علامت هشدار باشد اما در راه رفتن که در حدود یک سالگی است ممکن است 3 یا 4 ماه تأخیر هم طبیعی باشد. برای دیدن مطالب بیشتر می‎توانید به این لینک(اگه باز نشد به اینجا مراجعه کنید) مراجعه کنید.
انشاءالله در مورد این مراحل رشد و اینکه در هر مرحله برای کودک چه میشه کرد و چه چیزهایی برای رشد کودک تهدید محسوب میشه در پستهای بعدی مینویسم.
امید وارم مطلب مفید بوده باشه. نظراتتون رو در مورد این مطلب دریغ نکنید که بدجوری استعداد بی انگیزه شدن دارم



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()