تبلیغات
دلنوشته های یك پدر - مطالب ابر وبلاگ یك پدر

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

طبقه بندی

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


تاریخ:چهارشنبه 18 تیر 1393-12:24 ق.ظ

اهمیت ساختارهای ذهنی کودک

 

قبل از ورود به متن اصلی این پست جواب کامنت پست قبل رو بدم. پرسیده بودند که این مطالب رو از کجا میگی؟ حقیقتش اینه که 5 سالی هست که در این زمینه به صورت جدی مطالعاتی دارم و با مجموعهای هم در زمینه بازی و اسباببازی همکاری دارم. خیلی از مطالب حاصل این مطالعات و تعامل با این دوستانه. یک منبع دیگه هم خانومه که هم تحصیلاتش مرتبط با این موضوعه و هم قبلا دو سه سالی توی کلینیکهای توانبخشی کودکان کار کردن. برخی مطالب هم با کمک ایشون تولید شده. اما طبیعتا چینش مطالب، انتخاب اونها و ترکیب و تحلیلها حاصل ذهن بنده است و سعی کردم چهل تیکه دوزی نشه که یک سری مطالب رو از جاهای مختلف بکنم و بچسبونم کنار هم. یعنی یک یکپارچگی و انسجام در مطالب چه از نظر ساختاری و چه از نظر محتوایی وجود داشته باشه.

 

اما در ادامه پستهای قبلی که در مورد بازی و اسباب بازی بود یک سری نکات دیگه رو در این پست مینویسم. انشاءالله که مفید باشه.

غیر از مواردی که در مورد توجه به ویژگیهای بچه بود یک سری موارد هم در مورد بازیها و اسباببازیها هست که در مهندسی اسباب و وسایل زندگی کودک و انتخاب بازی و اسباببازی مهمه. 

یک موضوع کلیدی پرهیز از ایجاد قالبها و ساختارهای غیر ضروری برای کودک خصوصا در سنین پایینه. این ساختارها و قالبها میتونن در آینده خلاقیت کودک رو با مشکل مواجه کنند، شجاعت و توانمندی حل مسأله رو کاهش بدن، قدرت درک رو ضعیف کنند و فرد رو به آدمی متعصب در موضوعات و ضعیف در استدلال تبدیل کنند. 

در یکی از پستها گفته بودم که ساختارهای ذهنی بچه قبل از 7 - 8 سالگی با ذهن بزرگسالان فرق میکنه و وعده داده بودم که بعدا توضیح میدم. اینجا جای خوبی برای توضیح این موضوعه چون اهمیت قالب گرفتن ذهن کودک خصوصا قالبهای نادرست رو نشون میده.

با یک مثال شروع میکنم. میگن اگر بچهای زبانی رو قبل از 7 سالگی یاد بگیره میتونه مثل زبان مادریش صحبت کنه اما بعد از اون هر چه هم مسلط بشه و حتی بتونه مثل زبان مادری با زبان دیگهای صحبت کنه جایگاه زبان مادری رو در ذهنش پیدا نمیکنه. یعنی وقتی با خودش حرف میزنه خصوصا وقتایی که آدم عصبانی یا احساساتی میشه و شروع میکنه تند تند با خودش حرف زدن با زبان مادریش صحبت میکنه. حتی بعضی وقتها لهجه حرف زدن آدم با خودش با لهجه حرف زدنش با دیگران فرق میکنه.  البته ممکنه بعد از مدت زیاد (مثلا بیش از ده سال) که شما در محیطی با زبان دیگه قرار بگیرید بتونید با همین زبان یا لهجه هم فکر کنید اما کمتر از اون بعیده. موضوع بعدی هم اینه که اگر زبانی رو حتی خیلی خوب هم یاد بگیرید و یک مدت زیادی ازش استفاده نکنید از یادتون میره اما برای زبان مادری خصوصا اگر تا 7 - 8 سالگی با اون زبان صحبت کرده باشید بعیده همچین اتفاقی بیفته.

این موضوع به دلیل شکل گیری ساختارهای مغز در دوران طفولیته یعنی شبکه مغز بچه از بدو تولد شروع میکنه شکل گرفتن و هر چی بزرگتر میشه ساختارهای شکل گرفته مبنای ایجاد ساختارهای جدید میشن و بعد از مدتی دیگه خیلی سخت ساختاری ایجاد میشه یا تغییر میکنه. یعنی ورودیهای بچه تا یک مدتی زیرساختهای درکی و فهمی و استدلالی اون رو ایجاد میکنه و از اون به بعد ورودیها با ساختارهای ایجاد شده تحلیل و درک میشن. خوب توضیح بیشتر این موضوع کمی تخصصی میشه و دوستانی که میخون با این موضوع آشنا بشن میتونن به بحث شبکههای عصبی و تفاوت دوره ترِین (یادگیری سیستم) و اجرای مدل مراجعه کنند. اما یک مثال ساده که هرچند ناقصه ولی میتونه ذهن رو به این موضوع نزدیک کنه اینه که اگر شما اولین عدد رو وارد یک جدول کنید میانگین با خودش برابر میشه. عدد دو و سوم هم میتونه میانگین رو تغییر جدی بده اما فرض کنید 4000 عدد دارید که میانگینش شده 100 عدد 4001ام اگر 1000 هم باشه میانگین رو 0.22 تغییر میده. البته در ذهن از این هم سخت تره یعنی بعد از هفت سالگی ساختارها جلوی تغییر رو میگیرند نه صرفا کم تأثیری ورودی در مقابل ورودیهای قبل. یعنی مثلا کسی که تا 7 سالگی ساختار ذهنیش این شد که برای تعامل با آدمها و اعتماد به اونها باید حساب کتاب سود و زیان کرد دیگه همه رو با این مبنا و ساختار تحلیل میکنه و این فرق میکنه با کسی که ساختارهای ذهنیش بر مبنای اخلاق، اعتماد و انتظار نداشتن از دیگران شکل گرفته. 

این هم که میگم 7 سال یک عدد دقیق نیست که از تولد تا هفت سال کلا ساختارها شکل میگیره و از ااون به بعد هیچ اتفاقی نمیفته. چند سال پیش مقالهای دیدم که نوشته بود 50 درصد دانستههای یک فرد تا 18 ماهگی شکل میگیره. در برخی نوشته ها هم ماههای اول زندگی خیلی مهم گفته شدن. حتی از دوستی شندیم که دانشمندان خیلی به دنبال اینن که بفهمن نگاه نوزاد در لحظه ورود به این دنیا چگونه است و معتقدند که این لحظه و نگاه خیلی در آینده کودک اهمیت داره. البته ما به آداب و توصیههای دینی خودمون هم که مراجعه میکنیم و از تأکیداتی که شده میفهمیم که این دوران و حتی قبل از اون، دوران مهمی در شکل گیری شخصیت و رفتارهای کودکه. بنا بر این میزان حساسیت و شکلپذیری کودک در بدو تولد بسیار بالاست و با افزایش سن کمتر میشه تا یک سنی که دیگه ساختارها تغییر نمیکنه و فقط محتواست که اضافه میشه که معمولا این رو بین 7 تا 10 سالگی میگن. مثلا اگر بچهای تنبلی چشم داشته باشه تا قبل از این سن با بستن چشم سالم میتونن کاری کنند که چشم تبل کارایی خودش رو بدست بیاره اما بعد از این سنین چون ساختارها تثبیت شده امکان چنین چیزی وجود نداره. بعد از 7 سالگی هم شخصیت کودک از محتوا خیلی تأثیر پذیره و محتوا میتونه تغییرات زیادی رو ایجاد کنه در سنین بالاتر مثلا بعد از دوران جوانی دیگه حتی تغییرات محتوایی هم (به دلیل همون مثال میانگین) خیلی سخت میشه و دیگه تغییر در ابعاد مختلف کار بسیار سختی میشه. دانستن این موارد و اینکه در هر سنی چه ورودیهایی میتونه بر کودک مؤثر باشه میتونه به ما در تعامل با اون کمک کنه.

اینکه در برخی پستهای قبل چه در مراحل رشد و چه در بعدیها اهمیت سن زیر هفت سال رو تذکر دادم و گفتم ویژگیهای شخصیتی و فردی افراد اغلب در این سن شکل میگیره یکی از دلایلش همین ساختارهای ذهنی است.

خوب مقدمه خیلی طولانی شد که البته به نظرم تا حدودی لازم بود. حالا این موضوع چه تأثیری بر مهندسی فضای زندگی کودک و انتخاب بازی و اسباببازی میذاره؟ طبیعتا تأثیرش خیلی زیاده. مثلا اینکه باید دانست که دادن محتوا هرچقدر خوب در این هفت سال اول اگر ساختارها درست شکل نگیره مفید نیست. مثل اینکه شما با واداشتن بچه به حفظ کردن بعضی چیزها یا استفاده از روشهای شرطیسازی درسته که یک سری چیزها رو بهش یاد میدید و خیلی هم خوشحالید که مثلا بچه 4 ساله شما کلی شعر بلده یا سورههای قرآن رو حفظه یا مثلا پایتخت همه کشورها رو بلده، میتونه بخونه یا کارهایی از این دست انجام بده، اما ساختارهای یادگیری و حافظه و فهم و درکش رو نابود میکنید. اینه که بعدا بچه میره مدرسه جای 2  رو با 3 توی یک مسأله عوض میکنن نمیتونه حل کنه. بنا بر این در این سنین پایین باید ساختارها درست شکل بگیره حالا اگر محتوای خوب هم کنارش بود چه بهتر اگر نبود هم خیلی مهم نیست وقت برای پر شدن محتوا و انتقال دانش هست اما فرصت اصلاح ساختارهای پایه فکری، ذهنی و حرکتی از دست میره!

بر این اساس چند نکته رو برای انتخاب بازی، اسباببازی و محیط و وسائل زندگی کودک میشه ارائه کرد:

 

اول اینکه در بچههای کوچک خصوصا زیر سه سال هر چه از لوازم و اسباببازیهای ساده و بدون ساختار استفاده کنیم در رشد خلاقیت و قدرت حل مسأله مؤثره ضمن اینکه شما میتونید توانمندیها و محدودیتهای ذهنی بچه رو هم بشناسید و هدایتش کنید. به عبارتی وسایلی مثل مکعبهای ساده که میشه باهاشون شکلهای مختلف ساخت خیلی بهتر از اسباببازیهای ترکیبی هستند حتی مواد بی شکل مثل خمیر و خاک و گل هم خیلی برای بچهها خوبه و این مواد تا 7 سالگی هم مفیده مثلا اگر بتونید امکان خاک بازی و گل بازی بچه رو فراهم کنید خیلی براش خوبه. خلاصه به جای اسباب بازیهای ترکیبی پیچیده که بچه بر ساختارش تسلط نداره و در قالب اون وسیله قرار میگیره از وسائل ساده که تحت کنترل بچه است استفاده کنید. متأسفانه این بازیها و وسائل هم داره کمتر میشه. چند هفته پیش رفتم نمایندگی لگو فکر کنم 200 - 300 جور بازی داشت. میگم یک بسته به من بده که قطعات عمومی داشته باشه و بشه باهاش چیزای مختلفی ساخت نه اینکه فقط برای ساخت یک سازه خاص مفید باشه کلی گشت تا یک بسته پیدا کرد اون هم خیلی عمومی نبود اما باهاش چهار پنج جور چیز مختلف میشه ساخت. این خونهسازیهای ساده مکعبهای چوبی و بیلدینگ بلاکها چیزهای خوبی هستند. از وسائل و لوازم خونه هم غافل نشید نخود و لوبیا، خمیر نون، میوهها، نخ و کاموا، ظروف و خلاصه خیلی چیزای دیگه میتونه مصالح بچه برای ساختن چیزای مختلف باشه.

 

البته یک نکته هم بگم داشتن اسباببازیهایی مثل عروسک و ماشین و اینها هم به اندازه اش خوبه و بچه رو با کارکردها و ترکیب این وسائل با بقیه چیزها آشنا میکنه. اما در اینها هم سعی نکنید جلوی استفادههای غیر طبیعی (به نظر خودتون) رو بگیرید مثلا ممکنه بچه ماشین رو روی زمین بکوبه یا عروسک رو بذاره و یه چیزی بهش پرت کنه یا وسائلش رو به قطعات سازنده تجزیه کنه اینها کارکردهایی از وسائل بچه هستند که ممکنه حتی فایده شون از کارکردهای طبیعی بیشتر باشه. البته میتونید کمکم به خراب کردنها جهت بدید مثلا اول بچه ماشین رو میکوبه ومیشکنه و چرخاشو در میاره، در و پنجره اش رو میکنه و خورد میکنه و خلاصه لهش میکنه. میتونید کم کم بهش یاد بدید که پیچها رو باز کنه و قطعات رو بدون اینکه خراب بشن جدا کنه. ضمن اینکه میتونید عمق تجزیه رو افزایش بدید مثلا اول آرمیچر یا بلندگوی اسباب بازی رو در بیارید بعد کم کم خود اونها رو هم بازکنید یا بذارید بچه باز کنه. 

آگهیهای میان برنامه در این فرایندهای غیر طبیعی هم خیلی خوبه مثلا بپرسید میدونی اونی که الآن توی دستته چیه و چه طوری کار میکنه و اگر برای بچه جذاب بود توضیح بدید.

 

در این وسائل ترکیبی هم خوبه از وسائلی استفاده کنید که قطعاتشون باز و سر هم میشه. یادمه بچه بودم میک جیپ داشتم که روی خودش هم یک آچار پلاستیکی کوچیک داشت. این ماشین رو میشد کاملا باز کرد و بست خوب این خیلی بهتر از یک ماشینه که فقط میشه عقب جلو کشیدش.

به صورت کلی خوبه ساختارهای تجزیه و ترکیب بچه تقویت بشه و ما باید بهش کمک کنیم. این قطعات ساده قدرت ترکیب رو افزایش میدن و اجازه دادن برای خراب کردن و قطعهقطعه کردن وسائل قدرت تجزیه رو زیاد میکنه. ضمن اینکه ترس بچه رو میریزه. میفهمه که میتونه یه چیزایی رو خودش بسازه. خطاهای خودش رو به صورت خودکنترلی اصلاح میکنه (یعنی حلقه بازخورد براش ایجاد میشه که یکی از مهمترین عوامل رشد بچه است) یعنی میفهمه چه جوری بسازه درست میشه و چه جوری درست نمیشه. و خلاصه همین تجزیه و ترکیب و ساختن و خراب کردن خیلی ویژگیهای ذهنی، مهارتی و حرکتی بچه رو تقویت میکنه. حالا اگر چندتا بچه با هم یک چیزی رو بسازند یا حتی خراب کنند، وجهی از مهارتهای تعامل و ارتباطی هم در اونها رشد میکنه که در مهمونی و بازی و این طور برنامهها اتفاق نمیفته.

یکی دیگر از مواردی که برای درست شکل گرفتن ساختارهای پایه مفیده و در دنیا هم خیلی الآن روش تأکید میکنند یادگیری از طریق تجربه به جای یادگیری از طریق انتقال مفاهیم و گفتن به بچه است. یعنی به جای اینکه به بچه بگید بیا بشین تا بهت بگم این کار رو چه طور میشه انجام داد یا براش سی دی آموزشی بخریم که یک کارایی رو یادش بده باید بستر تجربه کردن رو براش فراهم کنیم. تا در حین تجربه یاد بگیره. البته طبیعیه که برای رشد بچه این بستر تجربه هم باید رشد کنه. یعنی اگر یه بچه مدت طولانی فقط یک کار رو بکنه که چیز جدیدی یاد نمیگیریه. شاید بشه گفت ما باید برای بچه زمینه اشتباهات جدید رو فراهم کنیم و وقتی اشتباه اصلاح شد باید بستر اشتباه یا تجربه جدید رو فراهم کنیم و خودمون در اصلاح اشتباه همراهیش کنیم. بد نیست بگم که اگر میخواید در مورد این نوع آموزش بدونید میتونید با واژه آموزش شناختی جسجو کنید. چندتا کتاب هم در این زمینه ترجمه شده که دیدنشون بد نیست. سیستمهایی هم در دنیا بر این اساس شکل گرفته که خیلی جذابه هرچند به قول یکی از اساتید این حوزه هنوز زوده که بگیم این روش کاملا موفق بوده یا نه چون هنوز اونقدری از عمرش نمیگذره که خروجیهاش کاملا مشخص شده باشند.

 

نکته آخر هم اینه که بچه گاهی وقتها در کارهاش توی بن بست گیر میکنه و ما میبینیم که یک کار رو داره با یک ساختار ثابت و به صورت تکراری انجام میده. اینجا باید ذهن بچه رو از بن بست درآورد. این مهمترین نقش پدر و مادر در این بعده یعنی کمک کنند بچه ساختار شکنی کنه و کارهای جدید انجام بده. مثلا میبینید بچه فقط داره خمیر رو لوله میکنه ومار میسازه از این کار هم خوشش میاد. یک مدت کوتاه تکرار این کار طبیعیه و بچه هی سعی میکنه مارهای مختلف و بلند و کوتاه بسازه اما باید نشست کنارش و براش مثل توپ ساخت و اشکال دیگه و همینطور باهاش پیش رفت. یا میبینیم بچه فقط شکلهای دوبعدی میسازه باید با درست کردن چیزهای سه بعدی ذهنش رو باز کرد که همچین کاری هم میشه کرد. البته این رو هم بگم که در خیلی موارد ذهن بچهها جلوتر از ماست و خیلی ساختار شکن کارهایی رو انجام میدن. اما خود خلاقیت هم ممکنه در چارچوب و قالبی قرار بگیره که میشه با شکستن این قالبها توسعه‌اش داد. (عجب جملهای نوشتم). مثلا ممکنه بچه در درست کردن چیزاهای دو بعدی با قطعات خونه سازیش خیلی خلاقانه کار کنه اما هیچ چیز سه بعدی نسازه، اگر این رو بفهمه که میشه سه بعدی هم ساخت این خلاقیتش خیلی توسعه پیدا میکنه. من در خیلی موارد در ارتباط با بچههای خودم این رو تجربه کردم. مثلا وقتی پسرم کار با قیچی رو شروع کرد خیلی خوب شکلای مختلف میساخت و اغلب هم تشویقش میکردند و همین هی باعث میشد به روش خودش ادامه بده. یک روز کاغذ رو چند تا کردم و یک چیزی درآوردم وقتی کاغذ رو باز کردیم و دید چه شکلای متقارن قشنگی درست شده از اون به بعد شروع کرد علاوه بر کارای قبلی شکلای متقارن رو هم درآوردن و کارای جالبی کرد. از این مثالا خیلی زیاده که خودتون هم احتمالا تجربه اش رو دارید (البته اونایی که بچه دارند)

 

خیلی حرف توی این زمینه هست اما خوب خیلی طولانی شد که عذر میخوام. مطلب مهمی بود که هنوز هم فکر میکنم حقش ادا نشد. امیدوارم مفید باشه

 

موفق باشید

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 7 خرداد 1393-07:48 ق.ظ

مراحل رشد: رشد گفتاری

و او که برای بندگانش کافی است ...

خوب در مراحل رشد موضوع رو در ابعاد جابجایی حرکتی، مهارتهای دستی و ذهنی بررسی کردم و مطالبی رو نوشتم. در این پست میرسم به رشد گفتاری که دغدغه خیلی از والدین هم هست.
رشد گفتاری نسبت خیلی نزدیکی با رشد ذهنی و شناختی داره. اینقدر که خیلی از اختلالات یادگیری و شناختی اگر در بچه وجود داشته باشه باید به گفتاردرمان مراجعه کنید. البته اینکه در چه مورد به چه کسی مراجعه کنید خودش یه موضوع مهمه که باید در یک فرصت مناسب توضیح داده بشه. 
گفتار یکی از مهمترین بروزات کودکه که ممکنه به هر دلیلی دچار مشکل بشه. مثلا ناشنوایی و کم شنوایی میتونه منجر به مشکل در کلام بشه که خوب علتش نقص در ورودی است و طبیعیه که کسی که خوب نمیشنوه خوب هم صحبت نکنه اینه که عموما ناشنواها امکان صحبت ندارند با اینکه در سیستم حنجره و زبان و گفتاری شون نقصی نیست. همینجا بگم که تست شنوایی برای نوزاد خیلی مهمه و البته خوب خیلی هم چیز سختی نیست و خودتون هم میتونید بعد از یک ماهگی با صداهایی مثل دست زدن از پشت سر نوزاد این رو آزمایش کنید که البته تستهای تخصصی هم هست که اگر حس کردید عکس‎العملهای بچه به صداها ضعیفه حتما مراجعه کنید و این تستها رو بدید. چون نواقص شنوایی رو در سنین پایین میشه حل کرد اما در سنین بالا یا نمیشه یا خیلی سخته و اگر هم بشه جبران عقب افتادگی های حاصل از ناشنوایی یا کم شنوایی خیلی سخته.
مشکلات دیگری که در گفتار هست حاصل اختلالات ذهنی و درکی و یادگیری است که مثلا مشکلاتی مثل سندرم دان، فلج مغزی، اوتیسم و ... هم اغلب اول خودشون رو در اختلالات گفتاری و بعضا حرکتی نشون میدن. بنا بر این اختلالات گفتاری باید خیلی جدی گرفته بشه. این نکته هم ضروری است که هر تأخیری در مراحل رشد گفتاری اختلال گفتاری نیست و جای نگرانی نداره. مثلا بچه‎ها باید حدود یک سالگی یک دو کلمه اول رو بگن اما ممکن هم هست این مرحله تا 16 یا 17 ماهگی هم طول بکشه و حتی یه جایی خوندم که ممکنه تا دو سالگی هم طول بکشه بدون اینکه بچه مشکل خاصی داشته باشه. یکی دیگر از عواملی هم که باعث میشه بچه مشکل یا اختلال گفتاری پیدا کنه مشکل در ساختار گفتاری است. مثلا شکاف کام یا لب یا مشکل در حنجره و تارهای صوتی و .... که اینها رو هم در سنین پایین با عمل جراحی و برخی درمانهای دیگه میشه اصلاح کرد.
اما رشد گفتاری هم مراحلی داره که به صورت خیلی کلی در جدول زیر آوردم. این بعد رشد رو نمیشه خیلی دقیق آورد چون معمولا در یک بازه نسبتا متغیر اتفاق میفته و بچه‎های مختلف هم متفاوتند. 

سنعلائم و رفتارهای كودك فعالیتهالی كمكی رشد گفتاری 
بین 6 تا 8 هفته تشخیص صدا در شش هفتگی و پاسخ به آن در هشت هفتگی پاسخ به گریه‌های او - پاداش در ماقبل واكنش او در جهت افزایش انگیزه كودك به محبت 
بین 12 تا 24 هفته بازی كردن با صاوات - در 12 هفتگی: كشیدن جیغ‌های شادی- پس از 12 هفتگی: تقلید صداهای حلقی (گاگا، آگو...) - در 16 هفتگی: تولید حباب با لبها - تا 24 هفتگی: بیان صداهای كا، دا، ما، گصحبت با كودك با حالتی سرگرم‌كننده، خنده‌دار و آمیخته با شوخی - بیان كارهای روزمره با كودك به صورت اغراق آمیز 
بین 28 تا 40 هفته 28 هفتگی: ادای هجاهای واضح (با، دا، كا) - انجام بازیهایی با لب و دهان -
32 هفتگی: تركیب هجاها با هم (بابا، دادا) - اضافه كردن صداهای ت، د ... -
36 تا 40 هفتگی: تقلید صداهای گفتاری واقعی - اطلاعات از چند دستور ساده - تقلید صداهای حیوانات 
واضح و روشن صحبت كردن - تقلید صدای كودك - تشویق او - نمایش معنی كلمات در قالب اشیاء و تصاویر 
 حدود 18 ماهحدود 10 كلمه بامعنی را به كار می‌برد كتاب خواندن برایش - آشنا كردن با انواع صداها 
حدود 2 سال دارای 30 كلمه - پرسیدن سوال‌های ساده (كجا...) - استفاده از گفتار در موقعیت‌های مختلف آموزش مفاهیم به او (بالا، پایین، زیر، رو...) - آموزش صفات مثل خوب و بد و قشنگ ... 
 حدود 3 سالصحبت كردن به نحوی كه افراد دیگر از غیر پدر و  مادر نیز حرفهای او را می‌فهمندگفتن داستان، بازی‌های كلامی، گوش دادن دقیق به صحبتها و عكس‌العمل به گفتارش 

  همونطور که در جدول می‎بینید موارد رشد گفتاری به تعداد رشد حرکتی و ذهنی نیست. اما در هر مورد موارد متعددی گفته شده چون واقعا ممکنه رشد در یکی زودتر و در یکی دیرتر اتفاق بیفته. یعنی مورد داشتیم!! وقتی راه افتاده گفته ببنیند دارم راه میفتم و مورد هم داریم که میدوه و بالا پایین میپره اما هنوز یک کلمه هم حرف نمیزنه. هیچ مشکلی هم نداشته. 

یک نکته که مطمئن نیستم درسته ولی با دیدن موارد متعدد بهش رسیدم اینه که رشد گفتاری و زود حرف زدن با میزان هوش یه ربطی داره حالا این ربط چقدر زیاده رو نمیدونم (باید بررسی كنم ببینم در این زمینه مطالعاتی شده یا نه).
در خصوص رشد گفتاری چند مورد رو باید گفت.
1- معمولا گفته میشه که دخترها کمی زودتر از پسرها رشد گفتاری پیدا میکنند یا همون حرف زدن رو شروع میکنن. در آشناهامون هم کم و بیش این رو دیدم اما باز هم نمیتونم به عنوان یک اصل قطعی بگم.
2- بعضی‎ها میگن بچه دوم زودتر حرف میزنه ولی من در برخی متون علمی هم دیدم که بچه دوم دیرتر حرف میزنه! تحلیل خودم اینه که رشد گفتاری به میزان هم کلام شدن و برقراری ارتباط کلامی والدین و اطرافیان با کودکه. اگر والدین کم به بچه توجه کنند و کم باهاش حرف بزنند دومی زودتر حرف میزنه چون بالاخره یک بچه بزرگتر هست که باهاش هم کلام بشه و حرف بزنه. اما در مورد پدر و مادرهایی که خیلی با یچه ارتباط کلامی و تعامل دارند و وقت میذارن ممکنه برعکس بشه یعنی در بچه دوم توجه بین دو بچه تقسیم بشه و اساسا به دلیل حساسیتهای بچه اول نشه خیلی به دومی توجه کرد. اینه که ممکنه دومی دیرتر حرف بزنه. نکته مهمتر هم اینه که اینا همش فرضیه است چون بچه ها با هم متفاوتند نمیشه گفت واقعا عامل دیر یا زود حرف زدنشون چیه!
3- هرچند چند جای متن گفتم اما گفتنش به عنوان یک نکته مستقل خالی از لطف نیست که مهمترین عامل در رشد گفتاری توجه به صداها و گفتار کودک، عکس‎العمل درست نشون دادن به او و همکلام شدن با او حتی در زمانی است که او صلا حرف شما را نمیفهمد. (یعنی شما فکر میکنید نمیفهمد)
4- برخی تمرینات مثل تمرین فوت کردن، مکیدن و تقلید سرفه و عطسه و اینها در تقویت اجزای گفتاری بچه خیلی کمک میکنه این تمرینات حتی قبل از 6 ماهگی هم میونه شروع بشه. خصوصا فوت کردن شمع یا شعله و مکیدن نی برای بچه خیلی جذابه. این رو هم بگم که بچه‎هایی که برای مکیدن در شیر خوردن مشکل دارند رو باید به پزشک نشون داد این ممکنه از مشکلاتی باشه که بعدا هم در گفتار مؤثره.
5- با بچه مثل آدم بزرگا درست حرف بزنید. البته لحن میتونه بچه گونه باشه اما بد گفتن کلمات یا استفاده از کلمات نادرست میتونه موجب بد حرف زدن کودک بشه مثلا اگر بچه به جای رفت میگه یفت شما همون درستش رو بگید و مثل خودش باهاش حرف نزنید. این خیلی مهمه.
6- به بچه اصرار نکنید یه چیزی رو بگه یا تکرار کنه خصوصا در جمع. این موجب اضطراب میشه و ممکنه مشکلاتی براش پیش بیاره مثل لکنت و اگر تعجب نکنید بعضا شب ادراری و .... درستش اینه که اون چیزایی رو که میخواید بچه بگه شما خودتون تکرار کنید و بگید تا اون هم بگه!
7- بچه در 3 - 4 ماهگی شروع به سر و صدا کردن میکنه در بعضی بچه ها ممکنه این سر و صدا کردن مدتی حتی چند ماه قطع بشه که این جای نگرانی نیست. مهم اینه که دوباره که شروع میکنه معمولا با قصد صدا تولید میکنه و صداهای تولیدیش شبیه حرف زدنه و بعضا میخواد منظوری رو منتقل کنه
8- بچه‎ها بعضا گیریپاژ میکنن در حرف زدن این موضوع ممکنه خودش رو در قالب تکرار یک حرف یا کلمه و یا گیر کردن در شروع یک جمله یا نشانه‎های مشابه نشون بده. این موارد لزوما لکنت نیست و جای نگرانی هم نیست. در چنین شرایطی اصلا به بچه برای خوب حرف زدن فشار نیارید و هولش نکنید. اگر دیدی خیلی طول کشید، موضوع رو عوض کنید یا جوری که ناراحت نشه جمله رو یا پاسخش رو بگید. این مشکل بچه ها در شرایط تنش زای محیط و خانواده تشدید میشه و ممکنه تبدیل به لکنت هم بشه این موضوع رو جدی بگیرید و سعی کنید حتی اگر زندگی خودتون هم تنش داره برای بچه محیطی آرام فراهم کنید.
9- بعضی بچه‎ها ممکنه بعضی حرفها رو تا یه سنی بد ادا کنند مثلا ر رو ی بگن یا ک رو ت بگن یا مواردی از این دست. اولا خیلی جای نگرانی نیست حتی اگر تا 5 سالگی هم طول بکشه ثانیا شما نه مسخره اش کنید نه مثل خودش حرف بزنید. شما درست صحبت کنید. اگر دیدید این موضوع تا پیش دبستانی هم طول کشید یا اینکه در خیلی از حروف مشکل داره و مشکل جدی است با یک گفتار درمان مشورت کنید.
10 بازیهای کلامی خیلی در رشد گفتاری و ذهنی بچه مؤثره. گفتن قصه به صورت نوبتی، بازیهای جای خالی، یکی در میون خوندن یک شعر یا یک سوره و امثال این بازیها که متناسب سنین مختلف میشه مواردی رو انتخاب کرد و انجام داد. از این بازیها غفلت نکنید. ضمن اینکه تا میتونید با بچه ها حرف بزنید و براشون قصه بگید قصه های ساده میتونه از حدود یک سالگی شروع بشه.

خوب دیگه این پست خیلی طولانی شد.
منتظر نظرات و پیشنهاداتتون هستم

موفق و شاد باشید



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مراحل رشد 
تاریخ:شنبه 3 خرداد 1393-07:23 ب.ظ

مراحل رشد: رشد از نظر مهارتهای دستی

و خدایی که در این نزدیکی است ...

خدمت همه سلام 
اول بگم که بازدیدهای وبلاگ که رفته بالا (البته برای من بالاست) خیلی برام جذاب بوده و نظراتی که لطف کردید و دادید هرچند چندتایی بیشتر نیست اما خیلی برام جذاب بود. قبلا تجربه اش رو نداشتم اما واقعا جالب بود و انگیزه رو در من چند برابر کرد و کلا حس اینکه چیزایی که مینویسم برای یک عده مفیده خیلی خوب بود. از اون دوستانی که نظر دادند خیلی خیلی ممنونم

اما بعد...
در مورد مراحل رشد نوشتم و کلیات رو گفتم. در پست قبل هم مراحل رشد از نظر جابجایی حرکتی رو نوشتم در این پست قصد دارم به یک بعد دیگه بپردازم. یعنی رشد از نظر مهارتهای دستی. 
خوب اولین سؤال که مطرحه اینه که این مهارتها هم یه نوعی مهارت حرکتی است چرا اینها رو از اون قبلی‎ها جدا کردند؟ پاسخ اینه که درسته این مهارتها هم حرکتی هستند اما فقط حرکتی نیستند. لازمه این مهارتها مهارتهای شناختی، تمرکز و هماهنگی اعصاب و عضله است که در مهارتهای جابجایی حرکتی که در پست قبل نوشتم اینجوری نیست. یعنی مثلا برای نشستن یا راه‎رفتن و این موارد خیلی شناخت و ذهن درگیر نیست اما در مهارتهای دستی مثل گرفتن ورها کردن یا مثلا خوردن غذا به صورت مستقل، حواس و تمرکز و هماهنگی لازمه و یک کاری رو کودک با تصمیم انجام میده. بنا بر این این مراحل بسیار مهمن هم از نظر حرکتی هم از نظر شناختی و حتی ذهنی. یعنی ممکنه یک کودک از نظر حرکتی همه‎چیزش مثلا نشستن و راه رفتن و ... به موقع باشه اما در این مهارتهای دستی تأخیراتی داشته باشه. این میتونه نشون دهنده اختلال در رشد باشه. مثلا در برخی موارد اوتیسم، همه مراحل جابه جایی حرکتی خوبه، اما به دلیل اختلال در تمرکز و هماهنگی بسیاری از مواردی که در این بخش خواهم گفت مشکل دارند، یعنی یا با تأخیرند یا در برخی موارد اصلا اتفاق نمی‎افتن.
خوب در جدول زیر مراحل این بعد از رشد رو هم مثل پست قبل در یک جدول خلاصه کردم که در ادامه آوردم.

سنمرحله رشد فعالیت كمكی 
حدود 0 تا 3 هفتهبسته نگه داشتن دستهایش در اغلب اوقات انگشت خود را در حالیكه او انگشت شما را محكم گرفته بكشید 
حدود 4 هفته بسته نگه داشتن دستان انجام بازی‌هایی كه در آن یكی یكی انگشتان را باز می‌كنید 
حدود 6 هفته باز بودن دستها در بیشتر اوقات قلقلك كف دست و نوك انگشتان با چیزهای نرم و خز مانند 
حدود 8 هفتهبیشتر و بهتر باز كردن دستهایش - شروع آگاهی نسبت به دستها افزایش آگاهی او نسبت به دستانش با در اختیار قرار دادن اشیا نرم 
حدود 12 هفته گرفتن جغجغه و نگه داشتن چند دقیقه‌ایبازی با انگشتان - دادن جغجغه به دستش 
حدود 16 هفتههم زمان تكان دادن دستها و پاها - تكان دادن جغجغه اشیای جالب توجه 
حدود 20 هفتهقرار دادن هر چیزی در دهان - لذت بردن از مچاله كردن كاغذتمرین دادن و گرفتن با او 
حدود 24 هفته شیء را از دستی به دست دیگر می‌دهد شورع به دادن غذاهای دستی كنید 
حدود 28 هفتهچنگ زدن به اشیا و دراز كردن انگشتان خود تغذیه مستقل را ادامه دهید 
حدو 32 هفتهایجاد سروصدا با به هم زدن اسباب‌بازیها - پاره كردن كاغذ چیزی برای صدا در آوردن به او بدهید 
حدود 36 هفته قرار دادن دو مكعب روی هم
كمتر بردن اشیاء به دهان 
 انجام بازی‌های اشاره‌ای با او مثل شكل ساده قایم باشك
تشویق به ساختن
حدود 40 هفته برداشتن اشیاء با انگشت اشاره و سبابه غلتاندن توپ روی زمین - چگونه اشیاء كوچك را داخل ظرفی بریزد 
حدود 44 هفته  به سادگی اشیاء را رها می‌كند - علاقه به بازی‌های دست زدنی تمرین در رها كردن اشیاء 
حدود 12 تا 14 ماهخوردن غذا به طور مستقل - خط كشیدن با مدادغذاهایی بدهید تا با قاشق بخورد 
حدود 15 ماه برداشتن فنجان و نوشیدن از آن - ساختن برجی با سه مكعب - ورق زدن صفحات كتاب تمرین برج سازی با او كنید 
حدود 18 ماهورق زدن صفحات كتاب - علاقه به زیپ - لذت بردن از نقاشی با انگشت و خط خطی چیزهایی برای كار با دست به او بدهید 
حدود 2 سال باز كردن در با چرخاندن دستگیره - باز كردن در بطری‌های شل - پوشیدن جوراب و كفش تشویق كند خودش لباس بپوشد 
حدود 30 ماهمهره‌ها را داخل نخ كنید - درآوردن شلوارك، جلیغه و پوشیدن آنها ساختن اسباب‌بازی های پیچیده‌تر 

در مورد این موارد هم نکاتی هست که البته خیلی هاش با قبلی مشترکه. مثلا اینکه زمانها رو حدودی نوشتم چون بچه‎ها با هم فرق دارند. تأخیر جزئی نسبت به این زمانا ممکن اتفاق بیفته که جای نگرانی نیست ولی اگر چند مورد با هم اتفاق افتاد با پزشک مشورت کنید.
چند نکته اختصاصی هم در مورد این مراحل هست که مینویسم
1- کمک کردن به کودک در این نوع رشد خیلی مؤثره اینه که ستون سوم رو جدی بگیرید. 
2- این نوع رشد مستقیما به رشد ذهنی و هوشی کودک مربوطه. یعنی رشد در این بُعد میتونه نشانه خوبی از رشد ذهنی و توانمندی هوشی بچه باشه. البته تا بچه یه کاری کرد فکر نکنید نخبه است (حتی اگر هم باشه این تصور میتونه روند رشد اون رو مختل یا دچار چالش کنه که اگر مجالی پیدا کردم در یگ پست مفصل در مورد هوش و بچه های نخبه و نوع رفتار با اونها خواهم نوشت)
3- وسایل کمکی در این نوع روشد میتونه کمک کنه. البته این لزوما به معنی اسباب بازی نیست. مثلا ریختن وسایل پلاستیکی و فلزی خونه جلوی بچه از 6 - 7 ماهگی به بعد خوبه البته نه ساتور و گوشت کوب و ...! قاشق و لیوانهای فلزی که لبه تیز ندارند و ظروف کوچک پلاستیکی به شرط بهداشتی بودن و ... 
4- اسباب بازیهای ساده چوبی از بعد از 10 ماهگی خوبه. اینا هرچی ساده تر باشند بهتره مثلا فقط چندتا مکعب ساده البته از 18 ماهگی به بعد میتونه تنوع در شکل هم پیدا کنه. کتابهای پارچه ای برای ورق زدن خیلی جالبه که خودتون میتونید درست کنید (خانوم من یک نمونه خیلی جذابش رو برای بچه ها درست کرد که واقعا براشون جالب بود) از حدود 1 سالگی بازیهایی که یک شکل رو داخل یک سوراخ میکنند یا چیزهایی که مثل سوزن نخه البته سوزن چوبی یا پلاستیکی با یک صفحه پر از سوراخ برای رشد این مهارتها مفیده
5- ماشینهای کوچولوی غیر کنترلی که خیلی آهنگ و چراغ و ... هم خیلی نداشته باشه که بچه مشغول اونا بشه خوبه چون بچه از حدود 7 - 8 ماهگی یاد میگیره ماشین رو روی زمین بکشه یا هل بده و کم کم یه جا بچینه. (باز هم تأكید می كنم ماشین‌های ساده، و البته حواستون باشه كه زیاد كوچك نباشه كه احیانا بچه بخواد تو دهنش بزاره)

خیلی نکته های دیگه در مورد وسائل و اسباب بازیهای مربوط به این مرحله هست که انشاءالله در مطالبی که مختص بازی و اسباب بازی مینویسم براتون.

حمایتها و نظرات دلگرم کنندتون رو دریغ نکنید. یک کامنت چند ثانیه ای شما انگیزه مطالعه چند ساعته و نوشتن یک ساعته رو در من ایجاد میکنه

شاد باشید و موفق



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مراحل رشد 
تاریخ:جمعه 2 خرداد 1393-09:00 ق.ظ

مراحل رشد: رشد حرکتی

سلام؛ پیامی است از جانب پروردگار مهربان

در پست قبل در مورد مراحل رشد توضیح دادم و ابعاد و جنبه‎های مختلف مراحل رشد را فهرست کردم. از این پست به یاری خدا سعی میکنم این مراحل رو توضیح بدم و رخدادهایی که در هر بعد در رشد اتفاق میفته رو کمی باز کنم.
در این پست به رشد حرکتی خواهم پرداخت. رشد حرکتی یکی از مهمترین و شاید مهمترین بعد رشد کودکه. از این جهت میگم مهمترین که سایر ابعاد رشد هم تقریبا نسبت مستقیمی با رشد حرکتی دارند یا خدای ناکرده مشکلات رشد و عقب افتادگی‎ها در ابعاد دیگه‎ی رشد خودش رو در رشد حرکتی یه جوری نشون میده. مثلا مشکلات مغزی و ذهنی معملا با عقب افتادن رشد حرکتی همراه هستند یعنی بچه‎هایی که مشکلات ذهنی دارند معمولا دیرتر هم مینشینند، دیرتر راه میروند یا یک مشکل حرکتی پیدا میکنند. 
بنا بر این لازم است همه پدر مادرها در مورد مراحل رشد حرکتی کودک بدانند و نسبت به این مراحل حساس باشند. البته حتما تا حالا فهمیدید که من با نگران شدن یا وسواس داشتن در این موارد مخالفم و معتقدم نمیشه گفت لزوما بچه ای که کمی دیرتر نشست یا دیرتر راه رفت مشکل داره اما نباید بیخیال هم از کنار این موراد گذشت خصوصا اگر چندتاش با هم اتفاق بیفته.
بگذریم! من فهرست وار برخی مراحل رشد حرکتی و زمانهاشون رو درآوردم که در جدول زیر اومده. البته یک ستون دیگه هم گذاشتم که نشون میده در این مراحل والدین باید چه کنند که به رشد کودک کمک کنند.

 سنمرحله رشد اقدامات كمكی  
 بین 0 تا 2 هفته جمع کردن دستها و پاهایش به داخل بدنانجام تمرینات ملایم پا مثل خم و راست کردن آنها
 حدود 4 هفتهپایین افتادن سر نوزادحرکت دادن اشیاء در میدان دید نوزاد
 حدود 6 هفتهزانوها و باسن او درحال نیرومند شدن است و به اندازه گذشته جمع نمی شوندتمرینات کشیدن پا هنگام تعویض پوشک
 حدود 8 هفتهنگه داشتن کوتاه سر در حالت ایستاده یا نشسته یا دمرچیزهایی بدهید به او که به سوی آنها دست دراز کند
 حدود 12 هفتهنگه داشتن سر به بالا در حالت دمرانجام بازیهای تقویت عضلات : با خواباندن وی به پشت و کشیدن آرام او به حالت نشسته با او بازی کنید
 حدود 16 هفتهعلاقمند به نشستن ولی احتیاج به کمک داردانجام بازی هایی با او که موجب چرخش وی به دو طرف شود
 حدود 20 هفتهکامل کنترل کردن سرانجام بازیهایی برای استوار کردن سر او مثل تکان دادن مکرر او
 حدود 24 هفتهقوی شدن عضلات به قدری که وزنش را روی ساعدهایش می اندازددادن تمرین هایی برای تحمل وزن بدن مثلا بالا و پایین انداختن او
 حدود 28 هفتههنگام خوابیدن روی شکم وزن خود را با یک دست تحمل کندکودک را تشویق کنید سرش را بلند کند
 حدود 32 هفتهاگر دستهایش را نگه دارید بالا و پایین می پرداو را وادار به حرکت کنید، با صدا زدن نامش و نشان دادن اسباب بازی مورد علاقه او را تشویق به حرکت کنید
 حدود 36 هفتهبه مدت ۱۰ دقیقه می نشیند
غلتیدن
تلاش برای چهار دست و پا رفتن
کمک به تحمل وزنش روی پاها با گرفتن دستانش به یک صندلی
 حدود 40 هفتهتغییر وضعیت از حالت نشسته به خوابیدن - توانایی در بالا کشیدن خودآموزش قدم برداشتن - تشویق به چهاردست و پا
 حدود 44 هفتهچهار دست و پا حرکت کردن - قدم برداشتنکمک به ایستادن
 حدود 48 هفتهبرگشت به عقب در حالت نشسته و برداشتن اشیاء بدون تلوتلو خوردنکمک کنید در حال ایستاده پهلو به پهلو کند
 حدود یكسالگیراه رفتن با گرفتن یک دست اوتشویق کنید به طرف شما بیاید
 حدود 13 ماهایستادن به تنهایی و برداشتن اولین قدم به تنهاییایستادن را با او تمرین کنید
 حدود 15 ماهتوانایی خم شدن روی زانوها و پایین آوردن برای شستن بدن بدون کمک دیگرانفراهم کردن صندلی محکمی برایش برای نشستن و پایین آمدن از صندلی
 حدود 18 ماهحرکت رو به عقب - بالا رفتن از پله بدون کمکعضلات باسن و زانو را ورزش دهید
 حدود 21 ماهبه سرعت توقف کند و کنج ها را دور بزنداستفاده از کودک در فعالیت های روزمره
 حدود دوسالشروع به هماهنگی عضلات کرده و از حرکات موزون لذت می بردنانای کردن را با او انجام دهید
 حدود 30 ماه می تواند بپرد و سر پنجه راه بروددادن اسباب بازی چرخدار مثل سه چرخه یا اسبهای چوبی و ... تا رویش بنشیند

در مورد این نکته چندتا نکته رو باید یادآوری کنم
اول اینکه در منابع مختلف مراحل دیگه ای هم ممکنه پیدا بشه و میتونید به اونها هم مراجعه کنید. من مهمترهاش رو و اونهایی که از منابع معتبرتر بود رو لیست کردم
دوم در مورد زمانها است که میبینید اغلبش رو زدم حدود چون واقعا هر بچه‎ای یه جوره و بسته به مرحله رشد میتونه یک تلورانسی داشته باشه. در برخی منابع ممکنه شما اعدا دقیق مثلا بین این تا این ببینید. به نظر من اینا درست نیست و جز نگرانی برای پدر مادرا چیزی نداره. 
سوم ترکیب اینها خیلی مهمتر از تجزیه‎شونه. یعنی ممکنه یه بچه‎ای دیرتر بشینه خوب ممکنه مثلا مربوط به شل بودن استخوانهاش باشه یا مثلا یکی چاق تره به خاطر وزنش دیرتر راه بیفته اما اگر چندتا از اینها یا همه اش داره با تأخیر اتفاق میفته مراقب باشید و دقیق پیگیری کنید و به قول این سایتهای پزشکی، با پزشک خود مشورت کنید.
چهارم هم اینکه بچه رو به زور وادار نکنید یک مرحله رو جهشی بخونه!!! یعنی مثلا زودتر از اونی که میتونه بشینه یا بایسته یا ... این کار میتونه فیزیولوژی بدن کودک رو دچار مشکل کنه. در مورد پسر اولم یادمه که دکترش توصیه میکرد تا جایی که ممکنه بذارید خوابیده باشه و با کمک نشونیدش که به ستون فقراتش فشار میاره.

پنجم در مورد ایستادن و راه رفتن تا جای ممکن از روروئک استفاده نکنید روروئک هم برای حالت پاها و رشد حرکتی مضره هم برای رشد ذهنی که تو پستای بعدی توضیح میدم. به جای روروئک میتونید از واکر استفاده کنید. زمانی که پسر اولم راه افتاد واکر پیدا نکردم و مجبور شدم براش بسازم اما الآن هم خارجیهاش هست هم ایرانیش که اسمش تاتی‎رو است و من خودم برای پسر دومم خریدم و راضیم. روروئک در کشورهای پیشرفته ممنوع شده اگر حالش رو داشتید میتونید این لینک رو ببینید که در مورد همین موضوعه
هر چند در این مورد خیلی میشه حرف زد و توضیح داد و اختلالات مراحل رشد حرکتی رو گفت اما دیگه این پست خیلی طولانی شد اگر فرصتی بود در مورد اختلالات هم میینویسم. ضمنا اگر سؤالی هم بود در قسمت نظرات بپرسید اگر اطلاعاتی داشته باشم یا بتونم از جایی گیر بیارم خدمتتون هستم
موفق و شاد باشید



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مراحل رشد 
تاریخ:چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393-07:00 ق.ظ

مراحل رشد: ابعاد رشد

بسم الله

با سلام خدمت دوستان خصوصا پدرها و مادرهای عزیزی که برای رشد و تربیت فرزندشون وقت میذارن
در پستهای قبلی یه کم در مورد مراحل رشد و تأثیر بازی و اسباب‎بازی در مراحل مختلف توضیح دادم. البته موضوع بازی و اسباب بازی خیلی مهمه و خیلی حرف میشه در موردش زد و اتفاقا یکی از دغدغه‎های من هم همینه و انشاءالله قصد دارم در این مورد بعدا بیشتر بنویسم. اما در این پست و چند پست بعدی میخوام مراحل رشد و علائم و مراقبتها و هشدارها رو توضیح بدم. چون به نظرم میرسه آشنایی با این مراحل مبنای خیلی انتخابها و تصمیمها برای بچه هاست. 
واقعیتش اینه که خیلی چیزهایی که باید براش نگران باشیم و نیستیم در همین مراحل رشد و خدای نکرده تأخیر در اونها است. و خیلی چیزها هم که مهم نیستند بیخودی برای مهم میشن مثل اینکه بچه مثلا قبل از دبستان بتونه بخونه یا هوشش چقدره و از این حرفا. همین جا به جا شدن اولویتها و بزرگ شدن چیزای کوچیک و کوچیک شدن چیزای بزرگ میتونه نوع توجه ما رو تغییر بده و موجب رفتارها و تصمیمات نادرست ما در قبال بچه‎هامون بشه. یه چیزی تو مایه‎های خاله خرسه. یعنی واقعا ما میخوایم دلسوزی کنیم اما رشد بچه رو دچار اختلال یا انحراف میکنیم. بگذریم که همه‎ کارامون هم از دلسوزی نیست و خیلیاش به خاطر تنبلی و بی‏حوصلگی و از سر باز کردن بچه است. مثلا ما بچه هامون رو میذاریم مهد کودک که خودمون آزاد باشیم یه اسباب‎بازیهایی میخریم که نقش بگیر و بنشان رو بازی کنه و خلاصه از این کارا زیاد میکنیم که بعدا در مورد این رفتارها و اصلاحشون هم مینویسم. اما فعلا موضوعمون مراحل رشده.
در این پست فقط به عناوین و توضیح مختصری در مورد کلیات مراحل رشد میپردازم و در پستهای بعدی در مورد هر کدومش مینویسم البته اگر خدا بخواد.
بچه آدم هم مثل بچه همه جانداران به تدریج در ابعاد مختلف رشد میکنه و هر مرحله علائمی داره. خدای نکرده تأخیر یا مشکل در این مراحل رشد میتونه برای بچه مشکل‎ساز بشه. مثلا اگر بچه‎ای دیرتر از موعد بشینه یا دیرتر از زمان معینی به نور و صدا واکنش نشون بده یا دیر راه بیفته و حرف بزنه ممکنه بعدا با مشکلاتی مواجه بشه که جبرانش سخت باشه. بنا بر این چون تشخیص سریع این اختلالات میتونه موجب درمان یا اصلاح و کمک به کودک بشه آشنایی والدین با این مراحل بسیار لازم و مفیده. 
اما همونطور که گفتم این مراحل رو به ابعاد مختلفی تقسیم می‎کنند و برای هر بعد هم مراحلی رو به همراه زمانهای طبیعی ذکر میکنند و بر مبناش تستها و آزمونهایی هم وجود داره که میشه بچه ها رو چک کرد و احیانا اگر مشکلی وجود داشته باشه یا تأخیری اتفاق افتاده باشه کمک کرد که روند تسریع بشه و مشکل حل بشه. اما ابعاد مختلف مراحل رشد عبارتند از:
  • رشد جابجایی حرکتی
  • رشد مهارتهای دستی
  • رشد گفتاری
  • رشد شخصیتی
  • رشد اجتماعی
  • رشد از نظر کنترل ادرار و مدفوع
  • رشد ذهنی
هر چند ابعاد دیگری نیز برای رشد گفته شده است اما آنچه معمولا مبنای سنجش است همین موضوع است. یک سری تستها هم هست که لازم است بر روی بچه انجام شود مثل تست شنوایی که از همان هفته‎های اول می‎توان انجام داد و تست بینایی که البته در بدو تولد بینایی را میتوان تشخیص داد اما سنجش قدرت بینایی در سنین بالاتر یعنی بالاتر از 3 سال امکان‎پذیر است. این تستها بسیار مهم هستند. چرا که در صورت وجود مشکل در سنین پایین قابل درمان کامل خواهند بود ولی درسنین بالا امکان این موضوع از بین خواهد رفت. دوست دارم در این مورد و علت آن که داستان بسیار زیبای روند رشد مغز انسان و یکی از شاهکارهای خالق متعال است بعدا بنویسم.
اما در پستهای بعدی مواردی را که در بالا گفتم را به تدریج توضیح خواهم داد. تمرکز هم بر سنین زیر سه سال خواهد بود چرا که این دوره در رشد بسیار مهم است و بسیاری از علائم اختلال در این دوره خود را نشان خواهد داد. ضمنا تشخیص این موارد هم در این سنین نیاز به آگاهی و بعضا تخصص دارد. بنا بر این در پستهای بعد ابعاد مختلف مراحل رشد و آگاهی‎های مربوط به ان را توضیح خواهم داد.

منتظر نظرات و راهنمایی هاتون هستم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مراحل رشد 
تاریخ:سه شنبه 30 اردیبهشت 1393-07:00 ق.ظ

اسباب بازی اسباب زندگی

باز هم سلام

هر چند بر اساس پستهای قبلی الآن باید در مورد مراحل رشد و زمان هر مرحله و احیانا تأخیر در این مراحل چیزایی بنویسم اما تصمیم گرفتم یک پست در مورد بازی و اسباب‎بازی بنویسم. البته دلیلش هم اینه که بازی و اسباب‎بازی خصوصا در سنین پایین تر از سه سال باید کاملا متناسب با میزان و مراحل رشد کودک باشه و به رشد او کمک کنه. این مطلب برای اونایی که میخوان نقش بازی رو در رشد کودک بفهمند خیلی مهمه و شاید مبنای همه تصمیماتی است که آدم برای انتخاب و خرید بازی و اسباب‎بازی برای بچه ها می‎گیره.
اما بعد....
اصولا ما به چیزی میگیم بازی که هدف خاص و جدی ازش نداشته باشیم. یعنی مثلا وقتی یکی داره با موبایل بازی میکنه نتیجه بازی خیلی براش مهم نیست و تأثیری هم نداره و صرفا میخواد وقت بگذرونه و سرگرم باشه. در حقیقت برای ما بزرگترها که یک سری برنامه و هدف در زندگی داریم بازی معادل سرگرمی و بخشهایی از زندگی است که تأثیر مستقیم در برنامه و رسیدن به هدفهامون نداره.
برای بچه هم ما یه همچین نگاهی داریم و چون اساسا در بچه‎ها خصوصا در بچه‎های زیر سه سال برنامه و هدف خیلی معنی پیدا نمیکنه به همه زندگی بچه غیر از خوردن و خوابیدن میگیم بازی! مثلا یه بچه 6 ماهه وقتی با دستاش رو تکون میده میگیم بازی میکنه، وقتی به حرکتها و اداهای ما عکس‎العمل نشون میده میگیم داره بازی میکنه وقتی وسائل مختلف رو دست می‎گیره و تکون میده هم میگیم بازی میکنه. یعنی همه حرکات این بچه غیر خوردن و خوابیدن و البته گریه کردن که اون هم ناشی از اعتراضه بازی محسوب میشه و همه وسائل و حتی آدمهای اطراف براش میشن اسباب‎بازی. 
اما این نگاه درست نیست. بازی زندگی بچه در سنین پایینه و اتفاقا هدف داره و هدفش هم رشد ذهنی، حرکتی، شناختی و ارتباطی کودکه. بنابر این بازی بر خلاف بازی ما بزرگترها برای بچه‎ها خیلی هم جدیه. اسباب بازی هم وسائل این زندگی کودکانه است و همینقدر که وسائل زندگی و کار ما برامون مهمه اسباب‎بازی هم برای زندگی بچه‎ها مهمه. فرقش اینه که ما خودمون در مورد وسائل زندگی‎مون تصمیم میگیریم و بیچاره بچه‎ها نمیتونن این کار رو بکنن و این کار رو به ما سپردن. مواظب باشید در این کاری که به شما سپردن بهشون خیانت! بله خیانت نکنید.

این بحث مفصله و اگر بتونم و خدا بخواد در پستای بعدی بیشتر در موردش مینویسم. اما اینجا نوشتم که ربطش رو با مراحل رشد بگم. ربطش هم که دیگه معلومه! وقتی اسباب بازی بشه وسائل زندگی بچه مشخصه که این وسائل باید متناسب با شرایط زندگی اون باشه که این شرایط تابع مرحله‎ای از رشده که کودک در اون قرار داره. یعنی وقتی بچه در مرحله ایه که داره رنگها رو میشناسه وسائل (یا همون اسباب‎بازی‎هایی) رو میخواد که در این مرحله به دردش میخورند. وقتی میخواد راه بیفته یک وسائل و اسباب‎بازی‎هایی میخواد که در راه رفتن کمکش کنه و همینطور مراحل دیگه. همونطور که در بچه‎های بزرگتر وسائل زندگی مثل لوازم‎التحریر در هر سنی متفاوته. نمیتونیم خودکار و خودنویس رو دست بچه‎های اول و دوم ابتدایی بدیم چون خطشون خراب میشه. برای بچه‎های کوچیکتر هم همینطوره اگر وسائل درست در اختیارشون قرار ندیم در رشدشون مشکلاتی به وجود میاد. بعضی چیزا هم که کلا بازدارنده است. یعنی مثلا همینطور که بازی کردن زیاد با کامپوتر و تلویزیون و سی دی دیدن زیاد بچه مدرسه‎ای‎ها رو از درس و مشقشون میندازه کوچیکترها رو هم از رشد میندازه! 
آخرین نکته هم اینه که مراحل رشد در اوایل زندگی خیلی تندتند اتفاق میفتند و هرکدوم وسائل و لوازم خاص خودش رو میخواد مثلا ممکنه بین 3 تا 6 ماهگی یعنی در 3 ماه شما 5 -6 مرحله داشته باشی که نیاز به وسائل یا همون اسباب‎بازی‎هایی خاص داشته باشه. هر چی سن بالاتر میره این تغییرات روندشون کندتر میشه. دقت کنید که تهیه لوازم زندگی یا اسباب‎بازی برای بچه لزوما به معنی خرید چیزهایی که تو بازار میگن اسباب بازی و تبلیغش میکنند نیست. در پستای بعدی میگم که خیلی چیزا تو خونه هست و خیلی چیزا هم خیلی ارزون قابل تهیه است فقط کمی توجه میخواد. که ما معمولا با خرید یه چیزهایی بچه ها رو از سر خودمون باز میکنیم و وجدان خودمون رو راحت.
منتظر نظراتتون در مورد این پست هم هستم
امیدوارم در تربیت بچه‎هاتون موفق باشید
راستی برای پدر و مادرهایی که خیلی پایه هستند یه مطلب در همین مورد پیدا كردم از دانشگاه سنت لوئیس كمه ارزش خواندن داره. این مطلب هم از یه سایت معتبر كانادایی پیدا كردم كه در مورد اسباب بازی های بی مصرف و گرون چیزای جالبی نوشته.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اسباب بازی 
تاریخ:شنبه 27 اردیبهشت 1393-10:40 ق.ظ

پیش از دستور

منم مثل خیلی ایرانیای دیگه (اینو برای کم شدن عذاب وجدان نوشتم) یه هو توی یه موضوع جوگیر میشم و شروع میکنم بعد هم اینقدر مشغله دارم که نمیرسم درست ادامه اش بدم. این وبلاگ هم همینطور شد. یه پست گذاشتم و تا بیام دومی رو بذارم یه ده روزی فاصله افتاد. اما واقعا دوست دارم و اراده کردم این کار رو ادامه بدم حتی اگر با فاصله نه چندان منظم.

اما اصل مطلب ...
فکر کنم باید از مراحل رشد و منحنی رشد و این حرفا شروع کنیم. یکی از مهمترین موضوعاتی که پدر مادرها باید در مورد بچه‎هاشون توجه کنند رشد فیزیکی و حرکتی بچه است. دقت کنید که این رشد فیزیکی و حرکتی نسبت مستقیم با رشد ذهنی و هوش و خلاقیت بچه داره و خیلی مهمتر از این موارد الکی کلاس و پرورش هوش این حرفا است برای بچه. این موضوع خصوصا برای بچه‎های زیر 3 سال اهمیت داره. چک کردنش هم خیلی ساده است. این موارد به دو قسمت تقسیم میشه که هر دوتاش مهم هستند. یکی منحنی‎های رشد و دومی مراحل رشده که شامل رویدادها و توانمندیهای درکی، حرکتی و فیزیکی بچه‎هاست. 
منحنی‎های رشد یک سری نمودار هستند که بر اساس سن (به ماه) میزان مناسب رشد قد، وزن و دور سر بچه رو نشون می‎دن. این نمودارها رو میتونید در اینجا و اینجا ببینید. همانطور که میبینید محور افقی همه نمودارها سن بر حسب ماه است. البته بعضا این نمودارها را تا 5 سالگی و حتی بیشتر هم ادامه می‎دهند اما مهمترین دوره همان سه سال اول است. برای هر نمودار چند منحنی وجود دارد دو منحنی بالا و پایین که معمولا با قرمز نشان داده می‎شود محدوده های خطر هستند که کودک نباید از پایینی کمتر و از بالایی بیشتر باشد. اما برای آنها هم که داخل این دو منحنی هستند توجه به نکاتی لازم است. رشد باید با یک روند ثابت اتفاق بیفتد بالا و پایین شدن روند رشد می‎تواند خطرناک باشد. اگر در روند رشد کودکان توقف، افت یا افزایش ناگهانی مشاهده کردید، هرچند بین خطوط قرمز باشد، با پزشک خود مشورت کنید. این میتواند یک هشدار برای شما باشد. مثلا اگر روند رشد وزنی کودک شما زیر منحنی وسط است و همچنان به رشد متعادل با یک فاصله نسبتا ثابت با منحنی وسط ادامه می‎دهد جای هیچ نگرانی نیست و رشد کودک شما مناسب است اما اگر در این روند تغییری حاصل شد و ناگهان کودک شما روند افزایش وزن داشت و به بالای منحنی وسط منتقل شد این موضوع را باید کنترل کنید. ضمنا توجه کنید که لزوما منطبق بر منحنی وسط بودن نشانه بهتر بودن نیست. این اشتباهی است که اغلب والدین می‎کنند اما مهم این است که نوزاد با توجه به شرایط بدنی خودش روی نمودار مربوط به خود رشد متعادلی داشته باشد حال ممکن است این نمودار بالای متوسط یا پایین متوسط باشد. برای اطلاعات بیشتر در این مورد می‎تواندی به این سایتمراجعه کنید.

موضوع دوم مراحل رشد است. اینکه بچه در هر سنی از نظر درکی، حرکتی، کلامی، اجتماعی و ... باید چه توانمندیهایی را داشته باشد. مثلا نوزاد باید در حدود 6 تا 8 هفتگی به مادر نگاه کند و لبخند بزند، حدود سه ماهگی گردن خود را راست نگه دارد در 4 تا 5 ماهگی با کمک بنشیند و در حدود 12 تا 14 ماهگی راه بیفتد و تقریبا همان زمان هم اولین کلمات را بگوید. توجه کنید که این موارد بسیار مهم هستند و البته حدودی یعنی ممکن است کودکی برخی موارد را با تأخیر داشته باشد و مشکلی هم نداشته باشد. مثلا یک کودک به دلیل وزن زیادش دیرتر راه برود اما در گفتن کلمات زودتر از آنچه در این جداول آمده شروع به گفتن کند. بنا بر این صرف دیر شدن (خصوصا زمان کوتاه) نمیتواند خیلی نگران کننده باشد اما اگر در اغلب یا برخی از اینها تأخیر وجود داشت در مورد آنها به پزشک مراجعه کنید یا اگر یک مورد خیلی دیر شد آن را نیز با پزشک مطرح کنید. بدیهی است که دیر شدن هم نسبی است برای راست نگه داشتن گردن که در حودود سه ماهگی است یک ماه تأخیر می‎تواند علامت هشدار باشد اما در راه رفتن که در حدود یک سالگی است ممکن است 3 یا 4 ماه تأخیر هم طبیعی باشد. برای دیدن مطالب بیشتر می‎توانید به این لینک(اگه باز نشد به اینجا مراجعه کنید) مراجعه کنید.
انشاءالله در مورد این مراحل رشد و اینکه در هر مرحله برای کودک چه میشه کرد و چه چیزهایی برای رشد کودک تهدید محسوب میشه در پستهای بعدی مینویسم.
امید وارم مطلب مفید بوده باشه. نظراتتون رو در مورد این مطلب دریغ نکنید که بدجوری استعداد بی انگیزه شدن دارم



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()